به یاد پدری که فرزند شهیدش عاشقانه در دو مزار آرمید+عکس(۱نظر)

به یاد پدری که فرزند شهیدش عاشقانه در دو مزار آرمید+عکس(۱نظر)

 

ابرنیوز:به یاد درگذشت پدر شهید احمد بذرافشان، مروری بر زندگی شهیدی خواهیم داشت که پیکرش عاشقانه در دو مزار در دو گوشه ایرانی اسلامی آرمیده است.

مرحوم حاج محمد بذرافشان که در سال های دفاع مقدس در نقش خادم خانواده های شهدا در بنیاد شهید ابرکوه خدمت می کرد چهره ای آشنای مردم بود که در بیشتر جلسات و محافل عمومی حضوری فعال داشت.یاد این پدر شهید را به یاد دیگر پدران و مادران شهیدی که حق زیادی بر گردن جامعه داشتند و دیگر در میان ما نیستند پیوند می زنیم و مروری بر زندگی شهید بذرافشان می اندازیم که سهم این شهید بی پلاک دو قطعه از بهشت شد و عاشقانه در دو مزار آرمید.

شهیدی که عاشقانه در دو مزار آرمیده است

شهید احمد بذرافشان شهیدی از دیار ابرکوه است که پیکر پاک او زینت بخش دو گلزار شهدا در کشور است یکی در روضه الشهدای ابرکوه و دیگری در بهشت زهرای تهران.

در دهم شهریور سال ۱۳۴۵ در خانواده ای مذهبی و متدین کودکی متولد شد که گرمی وجودش به کانون خانواده معنا و صمیمیت خاصی بخشید و زندگی را پر از شادی و نشاط کرد.

شهید احمد بذرافشان دوران کودکی را در دامان مادری مهربان و زینب وار پرورش یافت و در همان دوران عشق به ابا عبد الله در وجود وی موج می زد.

در میان همسالان خود به مداحی اهل بیت می پرداخت و در سن ۹ سالگی در طی سه ماه دو بار قرآن را ختم کرد و اکثر اوقات به خاطر علاقه ای که به بانوی دو عالم داشت پیشانی بند یا زهرا می بست.

او پنج سال دوره ابتدایی را در مدرسه شهید حسین عزیزی پناه ( خواجه نظام سابق) سپری کرد، سه سال دوره راهنمایی را در مدرسه امام خمینی (ره) و دو سال دوره دبیرستان را در در رشته علوم تجربی در مدرسه ابوذر گذراند و به علت عشقی که برای رفتن به جبهه داشت، در سن ۱۵ سالگی تحصیل را رها کرد و به سوی جبهه های حق علیه باطل شتافت.

احمد خصوصیات اخلاقی بارزی داشت و شخصی آرام، متین، مهربان و خوش برخورد بود.

شهید ۱۱

شهید احمد بذرافشان

شهید بذرافشان در همان دوران نوجوانی در مساجد، راهپیمایی ها، نماز جمعه، نماز جماعت و انجمن اسلامی که خود در برپایی آن نقش به سزایی داشت شرکت فعال داشت و کتابهای مورد علاقه وی قرآن و مفاتیح و کتابهای شهید مطهری و شهید دستغیب بود.

وی دو بار در جبهه ها حضور داشت که اولین بار در فتح بستان و در عملیات طریق القدس و دومین بار در عملیات فتح المبین بود.

عیدی که برای شهید بذرافشان عطری تازه داشت

اواخر سال ۱۳۶۰ بود و چند ماهی بیشتر به عید نمانده بود، احمد دائم درباره عید نوروز آن سال می پرسید و  به مادرش گفت: امسال عید نوروز باید مراسم مفصلی داشته باشیم، آخر با سالهای قبل فرق دارد، حال وهوای خاصی داشت، هیچ وقت عید نوروز نمی توانست تا این حد برای او شادی آفرین باشد.

قرار بود اولین پایگاه مقاومت در شهر ابرکوه با عضویت احمد و ۱۹ تن از دوستانش شروع به کار کند و نظر احمد این بود که نام پایگاه را شهید بگذارند تا این نام شامل حال همه شهدا از صدر اسلام تاکنون و همه ۲۰ نفری که در تاسیس این پایگاه نقش داشتند، نیز بشود.

تقدیر چنین رقم خورد که در طول سال های دفاع مقدس ۱۶ تن از این ۲۰ نفر شربت شهادت را نوشیدند.

جسم احمد مانند دلش آسمانی شده بود

آخرین شبی که احمد در خانه حضور داشت از همه  اعضای خانه خواست تا در اطراف او بخوابند تا حضور نزدیک همه خانواده را برای آخرین بار حس کند.

از همان روزها به خوبی واضح بود که دیگر جسم احمد مثل دلش آسمانی شده بود و احمد روز عید غدیر خم نزد پدرش که در حال خواندن دعای ندبه بود آمد و کاغذی را به پدر داد و گفت: پدرجان دلم می خواهد عیدی مرا بدهید و پدرش که او را بسیار مشتاق می دید، رضایتنامه را گرفت و امضا کرد و چشمان احمد از فرط شادی برق زد.

شهید۲ ۲

شهیدان بذر افشان و محمود فلاح زاده که در کنار یکدیگر به شهادت رسیدند

او در همان لحظه نخست که رضایت نامه را از پدر گرفت، وصیت کرد که اگر شهادت نصیبش شد، در کنار مزار شهید بهشتی به خاک سپرده شود.

دوم فروردین ۶۱ بود. بالاخره عید نوروز آن سال با همه جذابیتش برای احمد فرا رسید و او هم مانند دیگر همرزمانش با عجله برای رفتن به منطقه درگیری حاضر می شد.

شهیدی که بی پلاک بود

شهید بذرافشان رو به دوستش محمود که از کودکی با هم بزرگ شده بودند کرد و گفت: محمود جان من پلاک شناسایی خود را گم کرده ام، اما دیگر هیچ فرصتی برای پیدا کردن آن نبود و احمد بدون آنکه پلاک را پیدا کرده باشد به همراه دیگر رزمندگان به منطقه عملیاتی رفت و در حدود ساعت ۱۱ صبح، احمد و محمود که در کنار یکدیگر در حال رزم بودند با اصابت یک گلوله تانک در عملیات فتح المبین در منطقه شوش به شهادت رسیدند.

شهیدی که دو مدفن دارد

پس از شهادت، چون جسد احمد به واسطه همراه نداشتن پلاک، قابل شناسایی نبود، در بهشت زهرای تهران، نزدیکی های مزار شهید بهشتی به خاک سپرده شد و بعدها با عکس هایی که از جسد شهید گرفته شده بود، پیکر غرق به خون این شهید توسط پدرش شناخته شد اما او به بزرگترین آرزویش رسید و آن سال عید نوروز مادر داغدیده احمد سرخ ترین سفره هفت سین را به یاد احمد در کنار جای خالی او پهن کرد.

شهید ۳۳

مزار شهید بذرافشان در روضه الشهدای ابرکوه

این شهید گرانقدر علاقه خاصی به شهید بهشتی، رجایی و باهنر داشت و آرزو می کرد که در کنار این شهیدان به خاک سپرده شود و تقدیر بر این بود که قسمتی از جنازه وی در بهشت زهرای تهران جای گیرد و او به گونه ای به آرزوی خود برسد و قسمتی دیگر از بدن وی نیز در ابرکوه، زادگاه این شهید به خاک سپرده شد.

شهید۴ ۴

مزار شهید بذرافشان در بهشت زهرای تهران

درگوشه هایی از وصیت نامه این شهید گرانقدر می خوانیم: اولین نکته ام این است به نماز اهمیت زیادی بدهید و دعا زیاد بخوانید. همیشه فرامین امام را گوش کنید چرا که آن چه را امام می گوید فرامین الله است که حضرت محمد(ص) در صدر اسلام می گفت.

گزارش:رحیم میرعظیم

 

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

3599 مطلب نوشته است .

  1. محمدفلاح مهر آبادی می‌گه:

    با عرض سلام و خدا قوت به تمامی عزیزانی که با سعی و تلاش خویش همواره در راه زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا و همچنین یا د آوری اهداف و آرزوهای کسانی که جان خود را فدای دین و وطن نمودند تلاش می کنند.

دیدگاه شما

تمام حقوق این سایت برای © 2017 اخبار شهرستان ابرکوه. محفوظ است.
بهینه سازی شده king2net