گفتاری از امام جمعه ابرکوه / نگاهی به زندگی ذوات مقدّسه

گفتاری از امام جمعه ابرکوه / نگاهی به زندگی ذوات مقدّسه

ابرنیوز: “نگاهی به زندگی ذوات مقدّسه” گفتاری از امام جمعه ابرکوه و از همراهان سایت ابرنیوز را می خوانید.

هفته اوّل ماه شعبان طلیعه شادی و نشاط به جهت میلاد ستارگان پر فروغ از بیت عصمت و طهارت است . سوم شعبان زادروز وجود مبارک امام حسین (ع) چهارم شعبان میلاد برادر باوفایش قمربینی هاشم (ع) و پنچم شعبان میلاد با سعادت امام سجاد (ع) است . ضمن تبریک این ایام پر فضیلت به جا است نگاهی به زندگی و شاخصه های امام حسین (ع) – قمربنی هاشم و امام سجاد (ع) داشته باشیم .
امام حسين (ع) در روز سوّم شعبان سال چهارم هجری به عنوان دوّمین مولود بیت امامت و ولایت خانه علی (ع) و فاطمه (س) را به قدوم خود نورانی کرد و مورد علاقه شديد پيامبر خدا (ص) بود و آن‏حضرت درباره او فرمود: «حسينٌ منى و اَنا مِن حسينٍ…» و در آغوش پيامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود. در دوران پدرش على‏ بن ابى طالب (ع) نيز از موقعيت والايى برخوردار بود؛ علم، بخشش، بزرگوارى، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگيرى از بينوايان، عفو و حلم و… از صفات برجسته اين حجت الهى بود. در دوران خلافت پدرش، در كنار آن‏حضرت بود و در سه جنگ «جمل»، «صفين» و «نهروان» شركت داشت.
پس از شهادت پدرش كه امامت به برادرش امام حسن‏ (ع) رسيد، اوهمچون سربازى مطيع رهبر و مولاى خويش و همراه برادر بود. پس از انعقاد پيمان صلح تحمیلی با برادرش و بقيه اهل بيت (ع) به مدينه آمدند. با شهادتِ امام مجتبى (ع)در سال ۴۹ يا ۵۰ هجرى، بار امامت به دوش آن حضرت قرار گرفت. در آن دوران ده ساله كه معاويه بر حكومت مسلط بود، امام حسين(ع)همواره يكى از معترضين سرسخت نسبت به سياستهاى معاويه و دستگيريها و قتلهاى او بود و نامه‏هاى متعددى در انتقاد از رويه معاويه در كشتن حجربن عدى و يارانش و عمرو‏بن حَمِق خزاعى كه از وفاداران به على(ع)بودند و اعمال ناپسند ديگر او نوشت. در عين حال، حسين‏بن على(ع)يكى از محورهاى وحدت شيعه و از چهره‏هاى برجسته و شاخصى بود كه مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموى از نفوذ شخصيت او بيم داشت. با مرگ معاويه در سال ۶۰ هجرى، يزيد به والى مدينه نوشت كه از امام حسين(ع)به نفع او بيعت بگيرد. اما سيدالشهداء كه فساد يزيد و بى‏لياقتى او را می ‏دانست، از بيعت امتناع كرد و براى نجات اسلام از بليه سلطه يزيد كه به زوال و محو دين مى‏انجاميد، راه مبارزه را پيش گرفت.
  ميلاد امام حسين(ع)
روز مبارك سوم شعبان المعظم كه روز میلاد آن حضرت است ، روز طليعه پاسدار و پاسدارى از مكتب مترقى اسلام نامیده ده است . به حق بايد اين روز معظم را روز پاسدار بناميم. زیرا روز ولادت با سعادت بزرگ پاسدار قرآن كريم و اسلام عزيز است، پاسدارى كه هرچه داشت، در راه هدف اهداء كرد و اسلام عزيز را از پرتگاه انحراف و رژيم طاغوت بنى اميّه نجات داد. رژيم منحط بنى اميّه مى‏رفت تا اسلام را رژيم طاغوتى و بنيانگذار اسلام را بر خلاف آنچه بوده معرفى كند، معاويه و فرزند ستمكارش به اسم خليفه رسول الله با اسلام آن كرد كه چنگيز با ايران و اساس مكتب وحى را تبديل به رژيم شيطانى نمود. اگر فداكارى پاسداران عظيم الشأن اسلام و شهادت جوانمردانه این پاسداران دین و اصحاب فداكار او نبود، اسلام در خفقان رژيم بنى اميّه و رژيم ظالمانه آن وارونه معرفى مى‏شد و زحمات نبى اكرم(ص)و اصحاب فداكارش به هدر می ‏رفت.
  میلاد حضرت ابوالفضل (ع)
با ميلاد حضرت عباس در روز چهارم شعبان سال ۲۶ هجرى، شادى و سرور صحن دل‏هاى بسيارى را روشنايى عشق بخشيد. مردم مدينه به خانه على(ع)رهسپار بودند تا بهترين تبريك‏هاى خود را به پدر و مادر طفل نو رسيده بيان كنند. ام البنين(س)مادر مهربان كودك، قنداقه ماه را در آغوش خورشيد ولايت، على(ع)گذارد و آن‏حضرت نخست الماس لبان را با بلور پيكر فرزند عزيزش آشنا نمود، سپس با چسبانيدن او به سينه خود، نخستين سخنان خويش را كه نغمه توحيد و نبوت و سرود ولايت بود، در گوش راست و چپ او بيان كرد. پس از اذان و اقامه، نام كودك را «عباس» نهاد؛ يعنى شير بيشه شجاعت و قهرمان ميدان نبرد، خشمگين در برابر دشمنان و شادمان در مقابل دوستان.
  بانوى پارسا و مهربان‏
مادر بزرگوار سپهسالار كربلا حضرت عباس(ع)فاطمه مشهور به ‏ام البنين(س)دختر حزام‏ بن خالد است. تولد پسر ارشد وى حضرت عباس(ع)در سال ۲۶ ق بوده است. او ازجمله بانوانى است كه در مكتب بزرگ بانوى جهان اسلام، حضرت زهرا (س)پرورش يافته بود. او در خانه على(ع)بهترين مادر براى فرزندان و وارسته ‏ترين رهرو خط سبز رهبرى حضرت امير (ع)بود و همواره خود را خدمتگزار مولا و فرزندانش می ‏دانست و فرزندان زهرا(س)را بر فرزندان خويش مقدم می ‏داشت. عباس(ع)در دامان مادرى پرورش يافت كه ‏انگيزه ازدواج شوهرش با او را تا لحظه مرگ از ياد نبرد و آن‏را بُن‏ مايه تربيت فرزندان برومندش قرار داد. او كه از همان آغاز فرزندان خود را بلاگردان فرزندان فاطمه خواست و پس از شهادت شوهر مظلومش على(ع)هرگز به ازدواج مرد ديگرى درنيامد.
  ادب‏ ام البنين‏
روز ميلاد پربركت حضرت عباس(ع)ام البنين(س)قنداقه فرزند خويش را در آغوش تابناك خورشيد ولايت گذاشت. حضرت امير(ع)به او فرمود: نام اين طفل را چه گذاشته‏ ايد؟ام البنين(س)با كمال ادب و متانت عرض كرد: من در هيچ امرى بر شما سبقت نگرفته و نمی ‏گيرم. هرچه خودتان مايل هستيد، او را نام گذارى كنيد. حضرت فرمودند: من او را به اسم عمويم عباس ناميدم.
حضرت على(ع)فرزند برومند خويش و دردانه‏ ام البنين(س)را «عباس» ناميد. از آن‏جا كه امام با بصيرت ملكوتى خويش، عباس را در برابر دشمنان، قاطع و خشن می ‏دانست، نام او را به مناسبت ساختار وجودى اش عباس ناميد. اين نام از همان عصر نشان‏دهنده شهامت و شجاعت عباس(ع)بود. در اين زمينه گفته‏ اند كه اميرمؤمنان على(ع)او را به اين دليل عباس ناميد كه به شجاعت، شكوه و خشم او در پيكار با دشمنان آگاهى داشت.

  میلاد امام عارفان سیدالساجدین (ع) – امام زین العابدین (ع)‏
پنچم شعبان یاد آور خاطره شیرینی است که در آن در سال ۳۸ هجری قمری مردى از تبار نور آمد تا نيايش در آيينه وجودش تجلى يابد؛ مردى كه ذره ذره هستی اش، الهى و ملكوتى بود . او آمد تا صحيفه تابناك و جاويدان عشق را با زلال اشك‏هايش در كتابچه عالم بنگارد . و ملكوت را در سخنانش معنا كند. او آمد تا حماسه حسين را تفسير كند و سلاله نبوى را امتداد بخشد و چراغ هستی ‏بخش علوى را در زمانه تاريك و پر از ابهام، روشن نگاه دارد. امام سجاد (ع)آئینه تمام نمای عبودیت و بندگی خداست و مفهوم بندگى در زلال كلماتش جارى است.
برخى از القاب امام سجاد(ع)عبارت است از: پيشواى زاهدان (قُدوة الزاهدين)، مهتر پرهيزكاران (سيدالمتقين)، زيور صالحان (زين الصالحين) و چراغ شب زنده‏داران (منارالقانتين). يكى از محققان درباره القاب حضرت می ‏نويسد: اين لقب‏ها را صرافان گوهرشناس و عارفان انسان‏ جو به اين امام داده‏ اند؛ آنان كه در آن دوران تاريك از ديو و دد ملول شده بودند و با مشاهده او، كسى را ديدند كه آن دانشمند در روز روشن با چراغ، گرد شهر در پى او می ‏گرديد و نمی ‏يافت. آن‏ حضرت (ع)مصداق كامل «عبادالرحمن» بود. بيشتر كسانى هم كه اين لقب را بدو دادند، نه شيعه بودند و نه او را امام و منصوب از سوى خدا می ‏دانستند، ولى نمی ‏توانستند آنچه را در او می‏بينند نديده بگيرند. هر يك از اين لقب‏ها نشان‏دهنده مرتبه‏ اى از كمال نفس و درجه‏اى از ايمان و مرحله‏اى از تقوا و پايه‏ای از اخلاص آن حضرت است.
  فعاليت‏هاى سياسى امام سجاد(ع)
امام زين‏ العابدين(ع)دردوران امامت ۳۵ ساله خود، با پنج نفر از خلفاى بنى اميه به نام‏هاى يزيد پسر معاويه، معاويه پسر يزيد، مروان پسر حكم، عبدالملك پسر مروان و وليد پسر عبدالمك هم ‏عصر بود. هم‏زمان با آن‏ها، عبدالله پسر زبير نيز در مكه ادعاى خلافت داشت و برخى از مناطق حجاز و عراق را تحت نفوذ خود گرفته بود. در اوايل امامت حضرت سجاد(ع)اختناق شديدى حاكم شد و شيعيان و پيروان آن‏حضرت كه دشمنان بنى اميه به‏ شمار می ‏آمدند، دستخوش ضعف و سستى گرديدند و تشكل و انسجام آنان از هم پاشيد. مسعودى تاريخ نگار نامدار تصريح می ‏كند كه علی ‏بن الحسين(ع)امامت را به ‏صورت مخفى و با تقيه شديد و در زمانى دشوار عهده ‏دار گرديد.

درمیان گم‏ك ردگان راه‏
يزيد براى تثبيت پايه‏ هاى حكومت خود، از هيچ جنايتى براى ضربه زدن به خاندان پيامبر دريغ نمی ‏ورزيد. ازاين ‏رواز ترس بنی امیّه بسيارى از مردم از امام امام سجاد(ع)فاصله گرفتند. امام صادق(ع)درترسيم اين وضع تلخ و اندوهبار میفرمود: «مردم پس از شهادت حسين‏بن على(ع)از اطراف خاندان پيامبر پراكنده شدند، جز سه نفر؛ ابوخالد كابلى، يحيىبن ‏ام الطويل و جبير‏بن مَطعَم. سپس افرادى به آنان پيوستند و تعدادشان افزون گشت.» يحيى به مسجد پيامبر در مدينه می ‏رفت و خطاب به مردم می ‏گفت: «ما مخالف و منكر راه و آيين شما هستيم و ميان ما و شما، دشمنى و خشم و كينه آشكار و هميشگى است.» وى نه تنها در حجاز، بلكه در كوفه نيز همين بيانات را ايراد می كرد و به صراحت از مروانيان و اهانت‏ كنندگان به حضرت على(ع)بيزارى می ‏جست. در اثر همين موضع‏گيری ‏هاى آشكار و پيروى از اميرمؤمنان(ع)بود كه حجاج‏بن يوسف ثقفى، او را دستگير كرد و دست‏ها و پاهايش را قطع نمود و او را به شهادت رساند.
امام سجاد (ع) در حصار تنهائی قرار گرفت امّا با درایت زمینه تعالی فرهنگی جامعه را فراهم کرد .
از زمان امامت حضرت سجاد(ع)برنامه دراز مدت امامان معصوم آغاز می ‏شود. اين دوره از حيات پيشوايان، در طول نزديك به دو قرن همراه با پيروزى قاطع در زمينه كار ايدئولوژيك و آميخته با صدها تاكتيك مناسب و مزين به هزاران جلوه از اخلاص و فداكارى بود. به ‏طوركلى عصر زندگانى امام سجاد(ع)را اين‏گونه میتوان تشريح كرد: دوره نوميدى از پيروزى حركت مسلحانه، كوشش سازنده به اميد ايجاد حكومت اسلامى به‏ وسيله خاندان پيامبر در درازمدت، زمينه ‏سازى براى رسيدن به اين هدف از رهگذر كار فرهنگى و تربيت نيروى انسانى مناسب، تبيين تفكر اصيل اسلامى و نشان دادن و جدا کردن بدعت‏ها و تحريف‏ها از پیکره دین .
با شهادت امام حسين (ع) ، شيرازه تشكيلات شيعه از هم پاشيد و ترديد و سرگردانى به درون آن‏ها راه يافت و بسيارى از افراد، امامت حضرت سجاد(ع)را قبول نكرده، عمويش محمد حنفيه فرزند امام على(ع)را به‏ عنوان امام برگزيدند. يكى از محققان در اين‏باره می ‏نويسد: «با شهادت امام حسين(ع)و تقيه علی ‏بن الحسين(ع)تنها فرزند باقی ‏مانده او، شيعيان در حال آشفتگى قرار گرفتند و سردرگمى در رهبرى فعال پيروان اهل بيت پديد آمد.» با وجود اين‏كه امام حسين(ع)به امامت فرزندش حضرت سجاد(ع)تصريح كرده و امّ سلمه را به رد امانت‏هاى امامت به حضرت زين‏ العابدين(ع)امر كرده بود، بيشتر شيعيان از محمد حنفيه پيروى كردند.»‏
با توجه به شهادت بسيارى از شيعيان مخلص در واقعه جانگداز كربلا، زمينه براى فعاليت آشكار امام سجاد(ع)از بين رفته بود و كسى جرئت برقرارى ارتباط با حضرت، به ‏عنوان تنها بازمانده اهل بيت را نداشت. ازاين‏رو ايشان چاره‏ اى جز تغيير روش نديد و سياست كناره‏ گيرى را در پيش گرفت و بر اساس برخى نقل‏ها، در خارج از مدينه زندگى كرد. امام باقر (ع)در اين‏باره می‏فرمايد: «پدرم علی ‏بن الحسين(ع)پس از حسين‏بن على(ع)چندين سال در باديه [خارج از مدينه‏] زندگى كرد؛ زيرا امام ملاقات با مردم و رفت و آمد با آنان را خوش نداشت. وى از همان‏جا براى زيارت مرقد جد و پدرش به عراق می‏رفت و كسى متوجه رفتار او نمی‏شد.» امام سجاد(ع)تا پس از واقعه حرّه، به سياست كناره‏یگيرى از جامعه ادامه داد و اثر آن هم در واقعه حرّه ظاهر شد و آن‏حضرت هيچ حمايتى از نهضت مردم مدينه نكردند.
آن حضرت در مواقع خاص سكوت علوى‏ داشت مثلاً در شورش مردم مدينه شركت نداشت. علل خوددارى آن‏حضرت از همكارى را می‏توان چنين خلاصه نمود:
۱.   حضرت سجاد(ع)شكست نهضت مدينه را پيشی‏بينى می‏كرد و می‏ديد اگردر آن شركت جويد، نه تنها پيروز نمی‏شود بلكه خود و پيروانش نيز كشته میشوند و نتيجه‏یاى به‏دیست نمی ‏آيد.
۲.   عبدالله پسر زبير كه در مكه ادعاى خلافت داشت، نقش مهمى در شورش ايفا می ‏كرد. او با خاندان اميرمؤمنان ميانه‏ اى نداشت و در برپايى فتنه جمل تأثير به ‏سزايى داشت و در مكه، درود فرستادن بر پيامبر(ص)را در آغاز خطبه‏ ها حذف كرده بود. امام نمی‏خواست امثال عبدالله بن زبير قدرت‏ طلب، او را پل پيروزى خود قرار دهند.
۳.   شورشيان هيچ‏گونه نظرخواهى از امام نكرده بودند و پيدا بود كه اين حركت، يك حركت خالص شيعى نيست و در صورت پيروزى، معلوم نبود به نفع شيعيان تمام شود.

افشاى حقايق‏ با بیان مواضع سیاسی از حکمت های تغزامام زین‏ العابدين (ع) است که در كنار مواعظ اخلاقى خود به مردم، حقيقت مسأله امامت و حكومت اسلامى را روشن می ‏كرد و آنان را از سردمداران فاسق و منافق آگاه می ‏ساخت و تفهيم می ‏كرد كه حاكمى مانند عبدالملك، آن نيست كه اسلام می‏خواهد. بهترين گواه بر اين نكته، سخنان مفصلى است كه به تصريح محدثان، امام هر جمعه در مسجد پيامبر ايراد می‏فرمود: «اى مردم! پرهيزكار باشيد و بدانيد كه به‏یسوى خدا باز خواهيد گشت. آن روز هر كس آنچه از نيك و بد انجام داده، نزد خود حاضر خواهد يافت و آرزو خواهد كرد كه بين او و اعمال بدش فرسخ‏ها فاصله باشد…. نخستين امورى كه در قبر سؤال خواهند كرد، خداى توست كه او را عبادت می‏كنى و پيامبرى است كه به سويت فرستاده شده است. نيز دين تو كه از آن پيروى می‏كنى، كتاب آسمانى كه آن‏را تلاوت میكنى و امام توست كه ولايتش را پذيرفته‏ اى .»

برای خواندن دیگر مطالب این نویسنده به اینجا بروید.

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

3596 مطلب نوشته است .

دیدگاه شما

تمام حقوق این سایت برای © 2017 اخبار شهرستان ابرکوه. محفوظ است.
بهینه سازی شده king2net