شرح حال عالم ربانی آقا سید زین العابدین ابرقویی/به انتخاب و مقدمه علی اکبر قیومی(۱نظر)

شرح حال عالم ربانی آقا سید زین العابدین ابرقویی/به انتخاب و مقدمه علی اکبر قیومی(۱نظر)

ابرنیوز:”شرح حال عالم ربانی آقا سید زین العابدین ابرقویی”به انتخاب و با مقدمه علی اکبر قیومی از همراهان سایت خبری ابرکوه را می خوانید.

چندی قبل به مناسبت جستجویی در اینترنت به شرح حال یکی از بزرگترین معلمان عرفان اسلامی و اخلاق ربانی در صده اخیر یعنی مرحوم  آیت الله سید زین العابدین طباطبایی ابرقویی (اعلی الله مقامه المنیع) معروف و مشتهر به آقا سید زین العابدین ابرقویی  برخورد کردم. البته شرح حال این عالم ربانی که زاده ابرکوه بوده و در مکتب اصفهان پرورش علمی و اخلاقی  یافته است، در بسیاری از کتب تراجم و منابع مستند دیگر نیز به مبسوط و مشروح آمده است. به طور خاص نامه هایی با مضامین عالی اخلاقی و عرفانی از ایشان در دست است که به برخی از دوستان و شاگردان و من جمله مرحوم حاج آقا نورالله مهدوی (ره) نگاشته اند و به خوبی گویای مراتب علمی و معنوی این بزرگوار است. علاوه بر این کراماتی متعدد از مرحوم آقا سید زین العابدین منقول است که نمونه هایی از آن در کتاب ارزشمند داستان های شگفت مرحوم شهید دستغیب (ره) نیز ذکر شده است. بنده نیز از مرحوم پدر و مرحوم حاج حسین آقا بصیری (که رحمت و رضوان الهی بر آنان باد) که با آقا زاده معظم له (آقا سیدصادق طباطبایی که در صنف طلای اصفهان فعالیت داشته و کتاب ارجمند ولایت المتقین همراه با شرح حال کاملی از این مرد بزرگ به همت ایشان به طبع رسیده است) در ارتباط بوده اند حکایت های بسیاری از بزرگی های این مرد الهی شنیده ام که ظاهراً سادات محترم داخته و ابراهیم خانی از نسل عموزاده های ایشان هستند.
باری، با این مقدمه کوتاه و در عید بزرگ بعثت رسول خدا (ص) متن زیر از پایگاه اطلاع رسانی الکترونیک “حوزه” (hawzah.net) با اندکی تلخیص و بازآرایی به خوانندگان ارجمند تقدیم می شود.
چون در این متن اشاره نشده است یادآوری می کنم مرحوم آقا سید زین العابدین ابرقویی در سال ۱۳۷۲ ه.ق و سن ۶۴ سالگی و در حالی که کاملا برای مرگ مهیا بوده و مقدمات لازم را شخصاً فراهم آورده بوده اند، وفات یافته و در تکیه فاضل هندی واقع در قبرستان تخته فولاد اصفهان در کنار بزرگانی دیگر آرمیده اند.
و اما شرح حال ایشان:
قال رسول الله ص: عند ذکر الصالحین ینزِل الرحمة (۱)
با یاد صالحان، رحمت الهی نازل می شود.
عالم ربانی آیت الله سید زین العابدین طباطبایی ابرقویی رحمه الله، شخصیت برجسته و گمنام، اهل علم و عرفان و مجسمه تقوا بود. روش وی در سلوک معنوی، به روش معصومان با استفاده از کتاب و سنت و اساتید ربانی است؛ همان روشی که استاد او، مرحوم آیت الله شیخ محمد تقی اصفهانی (آقا نجفی) داشت. (۲) مرحوم آقا نجفی (اعلی الله مقامه) در مکتب اخلاقی مرحوم سید علی شوشتری، راه و روش سیر و سلوک آموخت و روش تربیتی حوزه نجف را به اصفهان منتقل کرد و بزرگان زیادی همچون مرحوم سید زین العابدین طباطبایی از او بهره مند شدند.

طلوع زندگی:
سید زین العابدین در یکی ازخانه های ساده و بی آلایش ابرقو،که در حال حاضر از توابع استان یزد است، در حدود سال ۱۳۰۸ه.ق در خانواده اصیل سادات طباطبایی متولد شد.
پدر وی «سید حسین» که صاحب هفت دختر بود، تنها پسرش را «سید زین العابدین» نام نهاد. سید زین العابدین چند بهار از عمرش نگذشته بود که پدر و مادرش را از دست داد. وی پس ازگذراندن تحصیلات مقدماتی، در نوجوانی برای تحصیل علوم دینی به اصفهان هجرت کرد.
این که در چه سالی و به تشویق چه کسی از ابرقو عزیمـت نمود وآن ایام را چگونه سپـری کرد، بر ما پوشیـده است؛ اما طبق آنچه نقـل شده، او در مدرسه های عربان، جدّه، صدر، نیم آورد و مدرسه اسماعیلیه… در محضر علمای آن زمان به تحصیل پرداخت. سپس درحجره ای درطبقه دوم مسجد امام ساکن شد و چون طلبه ای کوشا در تحصیل علم و شناور در دریای روایات اهل بیت علیهم السلام بود، عمل به روایات آن معـصومان علیهم السلام را سرلوحه زندگی خود قـرار داد. او در سنین جوانی، فوق العاده مهّذب بود و جدیت در ریاضت و تزکیه نفس و خودسازی و عبادت و تهجد داشته، مراتب کمال را به سرعت طی کرد و مورد توجه اهل بصیرت قرار گرفت. (۳)

اساتید:
مرحوم طباطبایی پس از ورود به اصفهان، با توجه به عظمت و مقام علمی و معنوی حوزه آن زمان، به خوبی از فرصت استفاده کرد و از محضر بزرگان، همچون آیت الله شیخ محمد تقی اصفهانی(۴) و آیت الله شیخ عبدالحسین نجفی و آیت الله میرزا محمد صادق خاتون آبادی و آیت الله سید محمد مدرس نجف آبادی، حکیم آخوند ملا محمد کاشانی، علامه آقا سید محمد باقر درچه ای و حاج محمد جواد بیدآبادی رحمهم الله بهره های فراوان برد؛ به ویژه در اخلاق از شاگردان برجسته دو عالم بزرگوار اخیر محسوب می شد و در فقه و اصول و اخلاق و فلسفه و عرفان به مقامات علمی والایی دست یافت.

هم درسان و رفقای سیر و سلوکی:
دوستان و هم درسان دوران طلبگی که ارتباط صمیمی آن ها تا آخر ادامه یافت، بزرگانی مانند: آیت الله حاج آقا رحیم ارباب رحمه الله، آیت الله محمد حسن عالم نجف آبادی، آیت الله حاج میرزا علی شیرازی، آیت الله حاج شیخ حسن علی نخودکی رحمهم الله می باشند.
برخی از کسانی که با او انس معنوی داشتند و بعضاً از اصحاب سرّ او بودند، عبارتند از: آیت الله میر جهانی، حاج شیخ عبدالرسول قائمی، مرحوم سید محمد لطیف خواجویی، آیت الله ادیب، آیت الله حاج شیخ احمد فیاض، سید عبدالحسین میر لوحی، آیت الله حاج حسن مدرس رحمهم الله. (۵)

شاگردان:
افراد زیادی از محضر نورانی آیت الله طباطبایی بهره می بردند؛ مانند آیت الله سید نورالدین مهدوی، آیت الله سید اسماعیل هاشمی، شهید حاج حبیب الله موحدیان، حاج علی محمد بصیری ابرقویی، میرزا جعفرموحدیان عطار رحمهم الله و…(۶)

آثار و تألیفات:
مجموعه آثاری که با دست خط ایشان به جا مانده، شامل بیست رساله و اثر است که مشخصات و موضوع آن ها به اختصار در دو بخش به شرح زیر است:
بخش اول. کتب اخلاقی، عرفانی و کلامی و موضوعات متفرقة دیگر

۱و۲. ولایت المتقین، شامل دو کتاب (۱. تقوا یا ابواب معرفت به توحید حق، ۲. ولایت ائمه هدی علیهم السلام) آیت الله شیخ عبدالحسین امینی رحمه الله صاحب کتاب الغدیر نیز می گوید: من کتاب فارسی کمتر می خوانم؛ ولی کتاب ولایت المتقین را تا به حال دو مرتبه خوانده ام… هر وقت می خواهم با روح آن بزرگ مرد مأنوس شوم، بر این کتاب مروری می کنم. (۷)
همچنین آیت الله بحرالعلوم فرمود:
خدمت آیت الله مرعشی رحمه الله بودم؛ ایشان گفتند: «کتاب ولایت المتقین لازم است در هر خانه ای باشد». در مستدرک سفینة البحار، ج ۵، ص ۲۴۷، در توصیف این کتاب می نویسد: «لایمسه ولا یتناول ثمراته الا الموفقون». (۸)
۳. حالات عرفا
۴. تفریح الحزین
۵. جبر و تفویض
۶. مطالب نافعه
۷. حفظ الصحه
۸. فی المضحکات
۹. دیکته های کوتاه
۱۰. راه سعادت
۱۱. لوح دل یا زلال محبت (چهل نامه عرفانی)
۱۲. دعا و اوراد جیده
۱۳. متفرقات (نفع عظیم)
۱۴. مجموعه اشعار

بخش دوم. کتب فقهی
۱. صلوة الجمعه
۲. احکام حج
۳. رساله عقد و تزویج
۴. مسأله فی احکام
۵. فتاوای لازمه علما (به ضمیمه فتاوای شیخ افضل)

ویژگی های شخصی:
آیت الله طباطبایی، روحیه بسیار لطیف و خلق و خوی ملیحی داشت. منش او، مردم داری و مماشات بود. بسیار حلیم و بردبار و دارای سعه صدر زیاد، علو طبع و استغنای روح بود. (۹) در نظر مردم، جلالت و اُبهّت خاصی داشت. علمای اصفهان شیفتة او بودند. (۱۰) “او مردی خلیق و مهربان بود که عملاً درس دین و اخلاق به مردم می آموخت. مستحبی از مستحبات را ترک نمی کرد و مکروهات را عملاً جزو محرمات می دانست» (۱۱) بسیار فروتن، بی پیرایه و بی آلایش بود؛ همچنین فردی رقیق القلب و دلسوز و سنگ صبور دیگران و در عین حال، صریح اللهجه بود و با صداقت و صراحت کامل، آنچه را که لازم بود، تذکر می داد.(۱۲) به هنگام بیان مسائل با زبان ساده و شیرین سخن می گفت. نه منزوی بود و نه معاشرت بیش ازحد ضرورت داشت، در عین حال، بسیار خوش مشرب و شوخ بود و معمولاً مطایباتی آموزنده به لسان موعظه می فرمود. (۱۳) به طوری که در اواخر عمر مبارک خود کتاب تفریح الحزین را با مضامین مذکور به رشته تحریر در آورد. امام صادق علیه السلام دربارة مزاح فرمود: “مؤمن، مزّاح است”. (۱۴)
جاذبه فوق العاده ای داشت و به زبان ساده و خودمانی و با صفا و صمیمیت برای اطرافیان سخن می گفت. هم اهل ذوق و عرفان و ادیب و شاعر بود و هم فقیه و مجتهد مسلّم و هم اهل ریاضت و کرامت و در عین حال، بسیار خوش مشرب و مزّاح. (۱۵)
داستان های مکرری از ظرفیت و تحمل و شرح صدر و سعه وجودی و بزرگ اندیشی او نقل شده است. برای همین نیز مورد مراجعه اقشار گوناگون جامعه بود که برای حل مشکلات و راهنمایی و استفاده معنوی به زیارت او می رفتند.
از طرفی با توجه به شرایط جامعه آن زمان و به پیروی از سیره ائمه اطهار علیهم السلام از معاشرت با اهل غفلت و دنیا پرهیز داشت و اصل را بر گمنامی و گریز از شهرت گذاشت. از ریا و تظاهر، به شدت پرهیز داشت. از این که نامش در جایی مطرح شود، فوق العاده ناراحت می شد. امامت جماعت و حضور در مجامع را به طور جدی رد می کرد و حتی اجازه نداد در تمام عمر از وی عکس بگیرند. (۱۶)
به خلوص نیت در اعمال بسیار اهمیت می داد، به طوری که خلوص، در رفتار و گفتارش موج می زد. (۱۷)

این سروده خود را نصب العین قرار داده بود:
هر کـس نـدیـد غـیر خـدا او مـوحّـد است       حق با علی ندید جدا او موحّد است
وآن کس که هست عاشق جاه وثنای خلق       فرعون نفس را بخدا او موحّد است (۱۸)
 
خلوت گزینی:
توصیه وی در خصوص معاشرت این بود که با اهل دنیا از روی تقیه و مجاز و بردباری و به حسب حال و عقلشان معاشرت نمایید. (۱۹) چراکه قلب و فؤاد از معاشرت اغیار، پژمرده و غمگین گشته، حال و نشاط از او سلب می شود. می فرمود: «علیکم بالسکوت و ملازمه البیوت حتی الامکان» پس با کمال تقیه و مماشات و مدارای با خلق، دو سه قدم معاشرت فرمایید که سلامتی دین و دنیای شما امروزه در همین است. (۲۰) زیرا شرک و الحاد و کفر و نفاق، تمام آفاق را فراگرفته و دنیا بر اهل ایمان تنگ شده است که فرمود: “اِنِّ شیعتنا لا یزال فی حزن حتی یقوم القائم”
همان گونه که امام صادق علیه السلام فرمود: سلامت در دین، بسیار گرانقدر و ارزشمند است؛ در حدی که راه رسیدن به آن، مجهول مانده است؛ پس بدان اگر سلامت در دین جایی یافت شود، امید است در گمنامی پیدا شود و اگر در گمنامی به دست نیامد، امید است در خلوت گزینی و دوری از اهل دنیا و فساد به دست آید.. ..و اگر در آن هم حاصل نشد، امید است در سکوت به دست آید. (۲۱)

شهرت گریزی:
آن مرحوم، از این که در بین مردم به عنوان یک انسان عارف وارسته مطرح شود، به شدت اجتناب داشت و حتی مکرر نهی می فرمود که اسمی از من جایی نیاورید و تبلیغ مرا نکنید. (۲۲)
نقل می کنند خطاب به یکی از محبان و خواص با تندی گفت: “شنیده ام در فلان منبر، غیبت مرا کرده ای؟” آن شخص بزرگوار با ناراحتی و نگرانی عرض می کند من فقط از شما تعریف کردم، ایشان گفته بود: “فرق نمی کند، اصل این است که من راضی نیستم به هیچ وجه اسمی از من ببرید”. (۲۳)
در نامه ای خطاب به یکی از دوستان چنین نوشت: “دیگر راضی نیستم اسمی از این حقیر ببرید. ما را به حضرت عباس بخشیده، نادیده حساب کنید که این ضعیف، نجات و خلاص و سعادت دینم را به خفاء و سکوت و خمول [گم نامی] دیده ام”. (۲۴)
آیت الحق شیخ حسنعلی نخودکی رحمه الله می گوید: “ما را به شفای نبات و… سرگرم کردند؛ اما آقا سید زین العابدین زد و برد و رفت. ما به گرد او هم نمی رسیم”. (۲۵)
همچنین حاج میرزا علی شیرازی فرمود: “این مرد بزرگ به من فرمودند، خود را آفتابی نکن و آفتابی کردم و از خیلی چیز ها باز ماندم”. (۲۶)
آیت الله نورالدین مهدوی وقتی می خواست شخصیت او را توصیف کند، این شعر را زمزمه می کرد:
مـردان خـدا از نظـر خـلق نهانـنـد        خود را ننماید به کس تا بتوانند
در گوشه ای از ملک جهان کرده اقامت      بیدار ز اوهام و مبرا زگـمانند

سر دفتر هـر علـم و کمالنـد و لیکـن      جز لفظ محبت ننویسند و نخوانند

پی نوشت ها:

۱. بحارالانوار، وفاء بیروت، ۱۴۰۴ق، ج ۹، ص ۳۴۸؛ مستدرک وسائل الشیعه، آل البیت، قم، ۱۴۰۸ق، ج ۵، ص ۲۷۴.
۲. حکم نافذ آقا نجفی، موسی آقا نجفی، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، تهران، ۱۳۹۰، ص ۴۳.
۳. ولایت المتقین.
۴. در حریم وصال، محمد تقی صوفی نیارکی، انتشارات مؤسسه آموزشی امام خمینی، ۱۳۸۲، ص ۳.
۵. حاج سید علی اکبر هاشمی، شیخ مهدی فقیه اقلیدی، حاج شیخ احمد مصطفوی اقلیدی، حاج سید محمد مهدوی ابرقوئی، مرحوم صغیر اصفهانی، حاج درویش خوراسگانی، شیخ مهدی آل حرّ، شیخ عبدالحسین متخلص به غم خوار، حاج حسن کوشکی، شیخ عباس ابرقوئی، حاج میرزا محمد مداح و استادعلی پینه دوز.
۶. استاد حسن مؤمن (ملقب به سلمانی)، استاد حسین نجار، حاج شیخ حسین موحدیان (ساعت ساز)، کربلایی ابراهیم یاوری، سید جواد مطهری، احمد مصطفوی ابرقویی و محمدرضا قیومی.
۷. از خاطرات حاج سید صادق طباطبایی، فرزند مرحوم.
۸. جلوه محبت، ص ۲۴.
۹. از خاطرات محمد کاظم بصیری، دکتر عباس علی موحدیان، میرزا محمد مداح، فرزندان و….
۱۰.سخنرانی آیت الله مظاهری در همایش آن مرحوم.
۱۱. تذکرة القبور مصلح الدین مهدوی، ص ۳۴۸؛ تاریخ ملی و اجتماعی اصفهان، ج ۲، ص ۶۵۸.
۱۲. لوح دل، ص ۴۰ و۴۲.
۱۳. خاطرات آیت الله سید اسماعیل هاشمی، کتاب ولایت المتقین، ص ۱۷؛ خاطرات میرزا محمد مداح، ص ۱۱ و۴۳و۵۹؛ خاطرات آیت الله سید نورالدین مهدوی.
۱۴.کافی، ج ۴، ص ۴۸۶.
۱۵.جلوه محبت، ص ۷.
۱۶. مصاحبه مؤسسه دارالهدی با فرزند ایشان، جلوه محبت، ص ۷.
۱۷. تفریح الحزین، ص ۱۳۰ و۲۹۶؛ صلوة الجمعه، ص ۱۱۹، ۱۷۲، ۱۷۴؛ لوح دل، ص ۶۳؛ راه سعادت، ص ۲۰ و۲۱؛ دیکته حقیقت، ص ۳و۴؛ مجموعه اشعار، ص ۲ و۸.
۱۸. جلوه محبت، ص ۷.
۱۹. لوح دل، ص ۱۸ و۲۶
۲۰. همان، ص۶۰
۲۱. بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۲۰۲.
۲۲. مصاحبه آقای شوشتری، ص ۲
۲۳. خاطرات حاج سید صادق طباطبایی.
۲۴. لوح دل، ص ۴۹.
۲۵. سخنرانی آیت الله شفیعی.
۲۶.خاطرات حاج محمد مداح، ص ۲۰.

برای خواندن دیگر مطالب این نویسنده به اینجا بروید.

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

3596 مطلب نوشته است .

  1. فلاحزاده.شیراز می‌گه:

    احسنت به آقای قیومی.بسیار مطلب تحقیقی جالبی بود.متاسفانه اکثریت مردم ابرکوه از وجود چنین شخصیتهای عرفانی و راه و رسم ایشان کم اطلاع و یا حتی بی اطلاع هستند و لازم است که در مورد شناساندن این چنین شخصیتهایی بیشتر کار شود حتی اگر لازم باشد با برپایی یادواره و امثالهم آنها را بیشتر به مردم معرفی نماییم و حتی با معرفی اصحاب و شاگردان ایشان که بعضا از نوادر زمانه اند و بصورت گمنام زندگی میکنند تا وقتی که دستشان از این دنیا کوتاه نشده است بیشتربن بهره را ببریم که فردا خیلی دیر است.انشاالله

دیدگاه شما

تمام حقوق این سایت برای © 2017 اخبار شهرستان ابرکوه. محفوظ است.
بهینه سازی شده king2net