در خیانت روشنفکرنماها/مسعود بصیری(۵نظر)

در خیانت روشنفکرنماها/مسعود بصیری(۵نظر)

ابرنیوز:مطلب”در خیانت روشنفکرنماها” ارسالی مسعود بصیری از همراهان سایت خبری ابرکوه  را می خوانید.

خاصیت روشنفکر نماها در ایران چیست؟ تا وقتی انگلیس بود. نوکری آنها را می کردند و شب ها را در باغ آنها میگذراندند. نمونه آن هم امثال سیدضیا و نویسندگان روزنامه رعد امروز بودند که زمینه به دار کشیدن شیخ فضل الله را فراهم کرده و جاپای انگلیس را محکم کردند. بعد هم که حزب توده و شوروی سابق قدرت گرفت یک عده ای سبیل گذاشتند و شدند توده ای و نوکر شوروی. از سربند قدرت گرفتن آمریکا در ایران و جهان هم روشنفکران چرخیدند به سمت ینگه دنیا و شدند مسافر واشنگتن و نوکر کاخ سفید.
نگاهی به تاریخ منورالفکری ایران نشان می دهند که این افراد همیشه سرشان در آخور غرب و شرق بوده و وقتی صدای مردم بلند شده که دست بردارید از این وادادگی فورا داد و بیداد راه انداخته و با قیافه حق به جانب همه را نفهم خوانده و برای توجیه رفتارشان هزار مقاله و نشخوار ترجمه های انگلیسی را بیرون داده اند.

اینها که اسم روشنفکر را یدک کشیده اند فقط عافیت طلب هایی بودند که از ترس مبارزه و تلاش، خودشان را به صاحبان قدرت وصل کردند تا متحمل «زحمت‌شرافتمندی» نشوند. اینها با فریب مردم ستون پرچم استبداد را در این کشور محکم کردند تا خودشان و فرزندانشان چند روزی میهمان سفارتخانه این کشور و آن کشور باشند و تازه از فرنگ که بر می گشتند همه را رعیت خود می دیدند و با چشم حقارت به مردم خودشان نگاه می کردند. درست مثل الان.
یک عده ای به جای کار و تلاش سرشان را در طویله غرب فرو کرده اند و منتظرند ارباب دستوری تازه بدهند تا آنها مثل مجیزگویان درباری شعری بسرایند و با خفیف کردن مردم خود و خواب کردن برخی از آنها، راه حرکت کاروان غارت را آسفالت کنند.
روشنفکر کسی است که بیل دست بگیرد و به مردم خود خدمت کند. روشنفکر کسی نیست که برود فرنگ بنشیند و درس های فرنگی اش را نشخوار کند. روشنفکر سیدجمال بود که با استبداد می جنگید.
نگاه کنید ببینید محل اقامت و حمایت برخی روشنفکران تاریخ کجاست؟ آنها کجا درس خوانده اند؟ کجا زندگی کرده اند؟ تابعیت کجا را دارند؟ بچه های آنها کجا هستند؟ خدمات آنها چیست؟ کدامشان به جز حرف زدن یک قدم هم برداشته اند.
«منتقدان همیشه نق زن» که از همه طلبکارند و در برابر اربابان خود مثل سگ دم تکان می دهند. آنهایی که حتی حاضر نیستند از خیر تابعیت دوم آمریکایی و انگلیسی خود بگذرند و دست آخر هم یا در اروپا می میرند یا در آمریکا.
مردم خود را ناتوان و بی شعور می دانند و هرچه قدرت برتر بگوید همان را آیه آسمانی فرض می کنند.
راستش، برای اینها حتی آمریکا هم موضوعیت و اصالت ندارد . اگر روزی افغانستان یا جیبوتی هم قدرت برتر دنیا شود یقین بدانید تابعیت آنجا را می گیرند. در آنجا ساکن می شوند و فرزندانشان در دانشگاه های آنجا تحصیل می کنند. تحصیل نه برای خدمت به وطن بلکه برای پز دادن به مردم وطن
از دیگر نشانه های اینها دوری از مردم و بیگانه بودن با کشور است. برای مردم فقط می توانند سخنرانی کنند. اینها دانشجوی مثل خودشان تربیت می کنند. به زبان بیگانه حرف می زنند و اتفاقا با اسلام کمترین آشنایی را دارند. خود را علامه همه چیز می دانند درحالی که ساده ترین موضوعات را هم نمی فهمند. قرآن را هم تفسیر به رای می کنند و از مراسم مذهبی فقط دعای سال تحویل را بلدند.
به خاطر همین است که وقتی به تاریخ نگاه می کنی هیچ وقت اینها را در میدان رزم نمی بینی. نه در زمان قاجار و نه در زمان پهلوی ها. اینها از میدان نبرد گریزانند و آن را خشونت می دانند اما همین ها وقتی ۹ میلیون ایرانی از قحطی انگلیسی در سالهای پایانی صده نود شمسی مردند سکوت کرده و به خوردن جیره خود را از سفارت انگلیس ادامه دادند.
الان هم جیره اینها از همین سفارت ها می رسد و جایزه هایشان را هم به جای این که از مردمشان بگیرند از بنیاد ها و سازمان های غربی و شرقی می‌گیرند. نشان مرگ برای وطن، روی سینه یکی از اینها نیست . خودشان را تافته جدابافته می دانند و مرگ در بیمارستان های فرنگ را بر شهادت برای وطن ترجیح می دهند.
بعدا درباره درباره روشنفکری بیشتر خواهم نوشت.

برای خواندن دیگر نوشته های این نویسنده به اینجا بروید.

برای خواندن دیگر مطالب ارسالی همراهان سایت خبری ابرکوه به اینجا بروید

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

3619 مطلب نوشته است .

  1. ناشناس می‌گه:

    چرا بحث را شخصی می کنید؟ به موضوع نوشته دقت کنید. به هر حال هر قشری خدمت و خیانت داشته است. حتی برخی روحانیون و آخوندها در تاریخ هم خیانت کرده اند. مثلا فتوای قتل امام حسین را یک نفر عالم دینی به اصطلاح داد. روشنفکرها هم همینطور هستند. باید تعریف روشنفکری مشخص شود. به چه کسی می گویین روشنفکر؟ آیا کسی که فقط دانشگاه برود و کتاب بنویسد روشنفکر است یا یک شهید را هم می توانیم روشنفکر بدانیم؟
    درباره این ها بحث کنید

  2. ناشناس می‌گه:

    من مطلب را خواندم. خوب بود. البته آقای بصیری را دورادور می‌شناسم ایشان دانشجوی دکترای روابط بین الملل است و افتخار داشتم که یک ترم شاگردی ایشان را انجام دهم. و هر ترم با اصرار دانشجویان کلاس بر می داشت. حتی یکبار نامه نوشتند که کلاسش را ادامه دهد. بسیار مسلط است و با زبان عربی و انگلیسی صحبت می کند و سر کلاس یک ساعت و نیمه او کسی پلک نمی زد. کلاس ۱۵ نفره او بیش از ۴۰ نفر دانشجو داشت و تقریبا جایی برای نشستن نبود. متاسف شدم که برخی پیام های این پست از روی علایق سیاسی نوشته شده و صحبت هایی شده که کاملا نشان می دهد نویسندگان نامه از کدام جناح سیاسی آبشخور فکری خود را می گیرند.
    به این عزیزان عرض می کنم که اگر به این نوشته ایراد می‌گیرید باید به کتاب غرب زدگی جلال آل احمد هم ایراد بگیرید. همچنین به کتاب در خدمت و خیانت روشنفکران.
    یک نفر هم نوشته است خاوری هم چفیه داشت. من نفهمیدم خاوری چه ربطی به نوشته ابشان داشت.
    من جای این سایت بودم او را به یک مناظره یا سخنرانی دعوت می کردم تا دوستی که از مدرک و سواد ایشان پرسیده بود خود را با این مرد مقایسه کند.
    بصیری را کسانی می شناسند که با او کلاس داشته یا همکارش بوده اند.

  3. ارادت می‌گه:

    نویسنده محترم ممکن است فرق “روشنفکر” و “روشنفکرنما” رو مشخص کنند؟
    ضمنا بزرگانی مانند مرحوم فرخی یزدی و … که در سالهای مشروطیت مظلومانه کشته شدند را جزو کدام گروه می دانند؟

  4. همشهری می‌گه:

    سلام خدمت استاد بصیری عزیز

    ، تشکر که به خیانت روشنفکران پرداخته اید هر چند ای کاش از خدمات انها هم می گفتید و همه را یک کاسه نمی کردید، اما فراموش نکنید که اقای خاوری روشنفکر نبود و چفیه به گردن داشت، بابک زنجانی خود را بسیجی معرفی می کرد، دکل را روشنفکران نبردند، در صدها پرونده مفاسد اقتصادی مفتوح در دولت قبل روشنفکران بی تقصیر بودند، هشتصد میلیارد دلار نفتی در دولت ضد روشنفکران به باد رفت و …

  5. عماد می‌گه:

    ضمن احترام، ممکنه اقای بصیری مدرک، شغل و سوابق مطالعاتی خودشون را هم بفرمایند تا بهتر درک کنیم مطلب ارسالی شون را

دیدگاه شما

تمام حقوق این سایت برای © 2017 اخبار شهرستان ابرکوه. محفوظ است.
بهینه سازی شده king2net