نامه های آذریزدی به سید محمد آتشی(۲نظر)

نامه های آذریزدی به سید محمد آتشی(۲نظر)

ابرنیوز: سید محمد آتشی از شاعران ابرکوه یکی از نامه های  آذر یزدی نویسنده کتاب های “قصه های خوب برای بچه های خوب”  به خود را در اختیار سایت خبری ابرکوه قرار داده است که به همراه شرحی خواندنی تقدیم خوانندگان ابرنیوز می شود.

به دلیل سالروز در گذشت مهدی آذر یزدی این پست باز نشر می شود.

مقدمه ی نامه اول

دیروز

مکاتبات من وآذریزدی (۱۳۸۸-۱۳۰۱)،ازوقتی شروع شد که من مسوولیت کتابخانه دبیرستانی را که درآن تحصیل میکردم برعهده گرفتم،یعنی درسال اول دبیرستان (رشته ی ادبی).به طوراتفاقی کتاب ” قصه های خوب برای بچه های خوب” را درقفسه دیدم وخواندم وواقعا دوست داشتم به همین دلیل به آدرسی که انتشارات امیرکبیردرپایان کتاب داده بود،طبق معمول نامه نویسی به نویسنده ،به آذریزدی هم نامه نوشتم . درآن سالها (دهه ی شصت)،عشق من کتاب ونامه نگاری بود.کتاب های روز،رمان های فرانسوی وازآنطرف نامه نوشتن به نویسندگان مطرح،ازاین ناشروآن ناشرکتاب می خریدم وسفارش میدادم ،یک صندوق پستی هم اجاره کرده بودم ومرتب هرروز به آن سرمیزدم وکمترروزی دست خالی ازآن برمی گشتم .بله… یک روزدرکمال شگفتی درصندوقم نامه ای دیدم ، بعداز مدت کوتاهی آذریزدی جواب مرا داده بود!باورم نمیشد!داشتم به یکی ازآرزوها یم که نویسندگی بود،نزدیک می شدم!آخررسم بود درآن مدرسه، بچه ها اوقات فراغت درحیاط یا درکلاس برای همدیگر ازآرزوهایشان میگفتند.من همیشه می گفتم دوست دارم نویسنده یا ناوی شوم.(حالا بعد از سی سال وقتی نگاه می بینم خیلی ازدوستان همکلاسی به آرزوهایشان رسیده اند،مثلا فرزاد فرزانه دوست داشت خلبان بشود که شد.یا روحی مهندس کشاورزی شد و…البته خیلی ها هم به آرزوهایشان نرسیدند!)،نامه نگاری های من وآذریزدی دوسال طول کشید.درطول این دوسال مطالب متعددی درنامه ها مطرح میشد،مسائلی مثل وضعیت نشر،انتشارات امیرکبیر(که آذریزدی خیلی ازاین موضوع می نالید وتاسف میخوردکه چراناشرکتابهایش رامرتب چاپ نمیکند یا اینکه چرا حق وحقوقش را مرتب نمی دهد)،گفته هایی درمورد نویسندگی ومطالعه..وحتا آذریزدی ازمشکلات مالی اش هم می نالید و…اولین نامه آذریزدی که به دست من رسد،جالب اینکه من نمی توانستم دست خطش رابخوانم!(طبق عادت وسبک خودش روی یک کاغذ خیلی نازک ، باخطی ریزوپیچیده مطالبی نوشته بود.)اما من کم کم عادت کردم وخواندن نوشته هایش برایم راحت شد.تا جایی که خط من هم مثل خط اوشد!فقط الان افسوس می خورم که چرانامه های خودم راحداقل رونوشتی ازآنهانگه نداشتم!من درنامه هایم بیشترازاوتشکر می کردم علاقه ام به نوشته هایش ونویسندگی را ابراز می کردم.یکی دوبارهم که می دیدم آذریزدی ازتنگناهای روزگارمی نالد،تمام آموزه هایم راکه درسرکلاس بینش دینی یادگرفته بودم برایش نوشتم!از نعمت ونقمت وآزمون های پروردگارو…البته اوهم باعصبانیت جواب مراداد که من چی مگیم توچی میگی !!

امروز

اکنون خودم که وارداین مقوله شده ام می فهم که این گرفتاریهای مالی معیشتی نویسندگان واهل هنراپیدمی است وهمیشگی،حالا چرا؟دلایل متعددی دارد که اهل هنرخود بیشترواقفند.مهمترینش این است که نسبت به وقتی که می گذارند مابه ازای خوبی ندارند!یک دلال برنج یا شکربا یک تلفن درآمد عمریک نویسنده را می قاپد!نکته ی جالبی که دراین نامه ها ازطرف آذریزدی مطرح شد ومرا شوکه کرد این بودکه وی نوشته بود هنوزازدواج نکرده !واین درحالی بودکه درزمان نگارش آن نامه ها ،آذریزدی ۶۲سالگی راپشت سرگذاشته بود!اوخیلی فروتن ،خاکی وخودمانی وساده پوش وبی تکبر بود.به جرات می توانم بگویم هنوزاهل هنری به فروتنی اوندیده ام.درلباس پوشیدن،درزندگی وخانه ووسایل خانه و…این گفته مرا خیلی ازدوستان شاعرونویسنده که ازنزدیک آذریزدی رادیده اند،تائید خواهندکرد.من جمله آقای محمدی(کویر)که درسالهای اخرین زندگی آذریزدی ،مشاورفرهنگی استانداربودند وحتا به یاد دارم که یک باربه خانه خشت وگلی اش درخیابان آذریزدی رفتند وبا اوصحبت کردند که فیلمش هم موجوداست.آذریزدی دراین مواقع تنها چیزی که می گفت این بود که اینطوری راحت ترم.تصورکنید آذریزدی دریکی ازکشورهای غربی بود،یا مقایسه اش کنید با “هانس کریستین آندرسن”(خالق کتاب دخترک کبریت فروش)،یا “آنتوان دوسنت اگزوپری “فرانسوی خالق “شازده کوچولو”و”پروازشبانه”،آذریزدی یک سروگردن ازانها بالاتراست.اما آندرسن و آنتوان جهانی شده اند!آثارشان به بیشترزبانهای زنده دنیا ترجمه شده ،ده ها فیلم وانیمیشن آز کتاب هایشان ساخته شده و…وآذریزدی راهنوزخودایرانی ها هم نمی شناسند، چه برسد به جهانیان!چه برسد به اینکه بخواهند ازآثارش فیلم وانیمیشن بسازند!خانم جی کی اورلینگ راکه حتما می شناسید،نویسنده سری کتابهای هری پاتر،دیدیم وشنیدیم که اسمش درلیست ثروتمند ترین زنان دنیاست !به خاطرنوشتن کتابهای هری پاترباآن شخصیت جادویی وگاه بدآموزش !چاپ های متعدد کتاب ،باترجمه های متعددتر،فیلم وکارتون ،اسباب بازی ولباس های طرح هری پاتر،ثروتی افسانه ای عایدش کرده است که واقعا به رویا وخواب شبیه است !بگذریم…اما ازخصوصیات دیگرآذراین بود که خیلی احساساتی وزودرنج بود و با آدم قهرمیکرد!این هم بیشترمربوط به حرف هایی بود که میزد.مثلا می گفت برای من چیزی یا کتابی نفرست.که البته من یادم است دوکتاب برایش فرستادم،یکی گریز ازآزادی اریش فروم وکتاب باغ وحش انسانی را…که اوناراحت شد ،آنها راپس فرستاد ومدتی بامن سرسنگین بود،جواب نامه هایم را نمی داد!مگرجایی ردپایی ازمن می دید.مثلا یک باردرمجله ی دانشمند آن سالها اسم مرادیده بود و همین رابهانه کرده بود وجواب نامه ام راداد وحتا گفت که به این دلیل جوابت را می دهم که اسمت رادیده ام!دلیل قطع نامه نگاری ما هم خستگی،کارزیاد وپیری آذریزدی بود.دریادداشت کوتاهی روی برگ کوچکی (که من هنوز آن را دارم)این مسائل رامطرح کرده بود وبابیان این نکته که ازمن گله ای وناراحتی ندارد خواست که نامه ای برایش ننویسم ومکاتبات قطع شود که همینطورهم شد.

فردا

قصد مقایسه ندارم! هدفم بیان واقعیت وابرازاین نکته است که ما نمیگوییم “علم بهتراست یاثروت” اما قبول داریم که ثروت اگر باعث ازبین رفتن دغدغه هنرمندان شود، البته که آنها آثاربهتری پدید می آورند،وگرنه با یکی به نعل زدن ویکی به میخ ،به جایی نخواهیم رسید!زندگی رئیس یک کارخانه تولیدی،یا همین پسرجوان ایرانی خودمان”حسن سید شجاع”صاحب برند”اریکا”را با زندگی آذریزدی مقایسه کنید!زمان وسالیانی که آذرصرف کرده است(اولین مقدمه برکتاب بچه های خوب برای بچه های خوب را۱۳۳۶نوشته است!)با زمانی که آنها صرف کردند ،تفاوت بسیاردارد،الان آنها معروفتروثروتمندترازآذریزدی وهرنویسنده وشاعردیگرایرانی هستند!نیستند؟چرا؟دررشته های دیگرهم همینطوراست.به نظرشما سهراب سپهری چیزی کمترازجبران خلیل جبران دارد؟البته که ندارد،بلکه ازاوسراست!سهراب کجا ایستاده است وجبران کجا؟جبران حمایت کننده ی مالی داشت،کتاب هایش رابه انگلیسی نوشت البته به سفارش همان حمایت کننده اش،مطبوعات ورسانه ها وفیلمسازان ساپورتش کردند،شدچهره ی جهانی!سهراب نه حمایت کننده داشت نه کتابهایش ترجمه شد ونه ناشران دستمزد خوبی به اودادند!منت هم برسراوگذاشتند که ما کتابهایت راچاپ کردیم!اوراموردهجمه هم قراردادند که آب راگل نکنیم؟؟به همین دلایل سپهری دردنیا گمنام است.امروزپنجاه وششمین چاپ کتاب قصه های خوب برای بچه های خوب آذریزدی پیش روی من است،(البته توسط کتابهای شکوفه انتشارات امیرکبیر)،ناشری که به اذعان آذروآنچه درنامه هایش به من دراوایل دهه ی ۶۰نوشته ،به اواجحاف کرده است.گذشته هاگذشته وفرداحتماچاپ ۵۷کتابهای آذریزدی بیرون خواهدآمد وناشربی دغدغه نویسنده که شوربختانه وارثی هم ندارد،هرگونه برداشت واستفاده ازکتاب راطبق معمول مال خودمی کند!ولی یک سوال ،اگرآذریزدی زنده بود ناشرحاضربود برای چاپ ۵۷ کتابهای قصه های خوب برای بچه های خوب، مابه ازای هرسال یک میلیون به اوبدهد؟یعنی ۵۷میلیون.(توجه داشته باشید که یک کارگرساده سالی ۶میلیون ،بدون احتساب بیمه ،دستمزد میگیرد.یا یک معلم وکارمند ساده سالی دوبرابراین مبلغ)،این روزها یک کارمند ساده بعدازسی سال کارکمی بیش یا کمترازاین مبلغ پاداش میگیرد،من با قاطعیت به شما خواهم گفت نه!اگرجوابشان مثبت است حالا که اونیست می توان نیمی!ازهمین مبلغ رامثلا به بنیاد آذربدهند!والسلام.

این هم اسکن اولین نامه مهدی آذریزدی مربوط به سی سال پیش (۱۳۶۳/۶/۱۸)

————

برای خواندن دیگر مطالب سیدمحمد آتشی به اینجا بروید.

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

3619 مطلب نوشته است .

  1. علی اکبر فاضلی مهرابادی می‌گه:

    خدمت بهترین معلمم جناب اقای اتشی سلام عرض میکنم کاش می تونستم شماره ای ازایشان داشته باشم

  2. قیومی می‌گه:

    درود بر سرور اهل قلم و ادب جناب آتشی
    دیدن دستخط مرحوم آذر یزدی (که درود خدا بر او باد) وقتی از ابرکوه سخن گفته و با یک ابرقویی صحبت کرده است صد چندان دلنشین و وجدآور است.

دیدگاه شما

تمام حقوق این سایت برای © 2017 اخبار شهرستان ابرکوه. محفوظ است.
بهینه سازی شده king2net