مَثَل های ابرکوه(۲)/اکبر اکرمی(۸نظر)

مَثَل های ابرکوه(۲)/اکبر اکرمی(۸نظر)

ابرنیوز:بخش دوم  از مَثَل های ابرکوهی که توسط اکبر اکرمی از محققان ابرکوه گردآوری شده است تقدیم همراهان سایت خبری ابرکوه می شود.شما نیز مَثَل هایی را که می دانید در نظرات این مطلب بنویسید تا به مکتوب شدن فرهنگ شفاهی ابرکوه کمک کرده باشید.

برای مطالعه بخش نخست این نوشته به اینجا بروید.

برای مطالعه دیگر نوشته های این نویسنده به اینجا بروید.

به گفته نویسنده و محقق این مطلب، در این بخش تلاش گردیده تا مثل ها و اصطلاحات مختص به فرهنگ ابرکوه جمع آوری گردد و کمتر از مثل هایی که جنبه ملی و عمومی دارد استفاده شود و امیدواریم که تلاش ما راهگشای تحقیقات بعدی در جهت حفظ و نگهداری این گنجینه های فرهنگی گردد.

* فلانی بُومُش[۱] بِه یِه لَغَد[۲] بَندَه[۳].

کنایه از ضعیف بودن و ضربه پذیر بودن است. بام خانه کسی با یک ضربه فرو بریزد، نشان از محرومیت و ضربه پذیری او دارد. برای نشان دادن ضعف مالی و محرومیت از شرایط عادی زندگی بکار می رود.

 

* وَختی گرگ به گَلّه حمله کُنَه، وای به حال کسی که یِه گوسفند دارَه.

هم ردیف مثل” هر چه سنگ است برای پای لنگ است” . همیشه نکبت و بد بختی ها برای افراد طبقات پایین جامعه است. همیشه راه های پیشرفت اجتماعی برای افراد پایین دست جامعه بسته است.

 

* نَه خود خورم نَه کَس دَهَم، گَندَه[۴] کُنَم بِه سَگ دَهَم.

کنایه از افراد خسیس است، که نه دیگران از مال و ثروت آن ها در حیاتشان استفاده می کنند نه خودشان بهره ای از آن می برند و پس از مرگشان همان مال و ثروت نیز نصیب کسانی
می شود که در قید حیاتش دلخوشی از آن ها نداشته است. در وصف حال افراد خسیس و مال دوست گفته می شود.

 

* نَه عیدی، نَه نوروزی، بَچَّه چُغُور.[۵]

کنایه از درخواست بی موقع و بی جای دیگران است؛ که بر آوردنِ آن درخواست با توجه به شرایط زمانی و مکانی امکان پذیر نیست. بدون توجه به شرایط مکانی و زمانی چیزی را در خواست کردن.

* چُغُور هَر چی جیک جیک کُنَه، توت بِه وَقتُش می رَسَه.

کنایه از کار بی موقع و بدون محاسبات عقلانی است، که نتیجه ای هم بدنبال ندارد. برای متوجه کردن افراد جهت موقعیت شناسی بکار می رود.

 

* اَحمَدُک[۶] بِه مدرسه نیمرَف[۷]؛ وَختیَم[۸] می رَف، جمعه می رَف.

کنایه از زیر بار مسئولیت نرفتن و طفره رفتن در کارها است. وقتی هم کاری انجام بگیرد، در موقع خودش نباشد. وقتی درخواست انجام کاری را از دیگران داریم ولی از انجام آن سرباز زنند و در موقعی که دیگر اثری ندارد، خواهان انجام آن باشند بکار می رود.

 

* احمدُک نه تُو[۹] داشت و نه بیماری، دِرُوش به خود میزد و می نالی

فرد بدون دلیل برای خود و دیگران دردسر ایجاد می کند. بر سر مسائل هیچ و پوچ خود را به دردسر می اندازد. در گذشته شاگرد پینه دوزی جهت فرار از کارها خود را به مریضی می زد و هرگاه هیچ بهانه ای نداشت درفش استاد را به خود می زد و شروع به بی تابی می کرد تا استاد او را مرخص نماید.

 

*خر تَخصیر[۱۰] می کُنه، گوشِ گُو می بُرَن

به خاطر تقصیر عده ای، دیگران را که نقشی در ماجرا نداشته اند، مورد عتاب و مجازات قرار
می دهند. معمولاً در مواقعی گفته می شود که بخواهند بی تقصیری خود را به دیگران تفهیم نمایند.

 

* تو[۱۱] دیرو[۱۲] اُو کباب می کِردَه، حالُو خودُشُو نیمی شناسَه.

کنایه از تازه به دوران رسیده است . کسانی که جدیداً به موقعیتی رسیده اند و سر از پا
نمی شناسند و سعی دارند مال و ثروت خود را به رخ اطرافیان بکشند. نو کیسه و تازه به دوران رسیده است.

* هَر کِه بِه یِه[۱۳] کار بِه هَمِه کار، هَر کِه بِه هَمِه کار بِه هیش[۱۴] کار

تنها باید در یک شغل و حرفه استاد شد و نمی توان در همه کارها صاحب رای و نظر شد، زیرا شرایط انسان ها اجازه این کار را نمی دهد. بایستی تمام توانایی واستعداد خود را در زمینه فراگیری یک کار صرف کرد.

 

* مسجد ، هم مِحراب دارَه،هم دستشویی

هر کس و هر چیز معایب و محاسنی دارد و جمع اضداد است؛ و نمی توان از افراد انتظار فرشته بودن و بری از خطا بودن داشت. نبایستی تنها به جنبه های مثبت افراد نگاه کرد زیرا انسان جایز الخطا است و در مواقعی که از آن ها کار خلافی سرزد نباید آشفته شد.

 

* تَقّی[۱۵] بِه توقّ نَخُوردَه، خودُشو می بازَه.

پا پس کشیدن و از مهلکه در رفتن، کنایه از ترس مفرط در اقدام و فعالیت های اجتماعی است. اهل مبارزه و دست وپنجه نرم کردن با مشکلات پیش رو نیست . اهل ریسک کردن در کارها نیست.

 

* فلانی بِه دنبال عَلَفِ دِرازَه.

به کم قانع نبودن، قناعت نداشتن، بی خودی خود را به زحمت انداختن. در هنگام چرا، گوسفندان به سوی علف های انبوه تر و بزرگترحمله می برند و به رقابت می پردازند،این مثل بیانگر زیاده خواهی افراد در جریان کارها می باشد که به حق خود قانع نیستند.

 

* فلانی حرف تو دَنُش[۱۶] بَند نمیشَه.

کنایه از پرده بر داشتن از راز دیگران می باشد. راز دیگران را نگه نمی دارد و مورد اعتماد
نمی باشد. در تضاد با این مثل می گویند ” فلانی دَنُش (دهانش) قُرص است” یعنی راز نگهدار است

 

* فلانی گُوِ[۱۷] نُه مَن شیرَه.

برخی از گاوها بعد از عملیات گاو دوشی با یک لگد تمامی شیرهای دوشیده شده را به دور
می ریختند و این ضرب المثل در مورد کسانی است که کار مثبتی را انجام می دهند، ولیکن در پایان کار، ناشایسته و ناشیانه، نتیجۀ کار خود را خراب می کندو آنچه که فراهم کرده اند، به باد می دهند.

 

* برادر زن و هَم ریش[۱۸] هیش وَخ، قوم و خویش نیمشَن.

به برخی از افراد نمی توان اعتماد کرد و بایستی نسبت به نزدیکی و الفت با آن ها احتیاط لازم را بعمل آورد. از آنجا که همخونی های نسبی در منطقه ریشه روابط اجتماعی قوی میباشد، خویشاوندی های سببی نمی تواند روابط گرم خانوادگی را تعیین کند.

 

* فلانی بُخار نداره.

کنایه از افرادی است که نمی‌توان به حمایت آن‌ها امیدوار بود و هیچ‌گاه در یاری‌کردن به دیگران پیش‌قدم نبوده‌اند. بخار از کسی بلند شدن ، نشان‌دهنده‌ی راد مردی و همت آن‌ها در کمک به دیگران است. همچنان که ” بی‌بخار بودن” عکس آن را نشان می‌دهد و بیانگر امساک کردن در کمک به همنوع است.

—-

[۱] . بامش ، بام او.

[۲] .لگد( لَغَت ، لَغَد ) در گویش محلی.

[۳] . بند است . بند بودن : وابسته بودن.

[۴]. به فتح گاف :گندیدن.

[۵] . به ضم چ : گنجشک.

[۶] .به ضم دال: احمد کوچولو.

[۷] . نمی‌رفت.

[۸] . وقتی هم.

[۹] . تب در گویش محلی.

[۱۰] . تقصیر . قصور در کارها.

[۱۱] . تا.

[۱۲] . دیروز در گویش محلی.

[۱۳] . یک.

[۱۴] . هیچ.

[۱۵] .به فتح تا و تشدید قاف: ضربه، تقی به توق نخورده: هنوز ضربه‌ای بهش وارد نشده.

[۱۶] . دهانش در اصطلاح محلی.

[۱۷] . گاو در گویش محلی.

[۱۸] . باجناق در گویش محلی.

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

3637 مطلب نوشته است .

  1. استوار می‌گه:

    یا الله اکبراقو

  2. هرکی می‌گه:

    خوب بود

  3. جوهری می‌گه:

    سلام آقای دکتراکرمی واقعا خسته نباشیددارید مرسی

  4. ناشناس می‌گه:

    سلام آقای دکتر. بی تردید ذکر مثل های سنتی ابرکوه توسط حضرتعالی میراث فراموش ناشدنی لهجه شهرستان بوده و گنجینه ای گرابنها را در جامعه مدرن امروزی که فرهنگ پیشینیان را به فراموشی می سپارند، به ارمغان خواهد گذاشت. پیشنهاد می شود جهت ماندگاری اثر، کتابی در این باب توسط حضرتعالی تدوین شود. (از ابرقوییهای ساکن تهران)

  5. هدی می‌گه:

    بعضی از مثل ها از ضرب المثل های معروف است که تنها با لهجه ابرکوهی گفته شده مثل: اَحمَدُک[۶] بِه مدرسه نیمرَف[۷]؛ وَختیَم[۸] می رَف، جمعه می رَف.

  6. شهروندilaivd می‌گه:

    سلام دکتر اکرمی خسته نباشید.ممنون

  7. فرهنگی می‌گه:

    احسنت احسنت

  8. رضا داور فوتبال می‌گه:

    فلانی او (آب) تو دهنش بند نمیشه نه حرف ک شما نوشتید
    و  میگن زمستونو بچه چغور؟

  9. قیومی می‌گه:

    واقعا استفاده کردیم
    امیدوارم مجموعه تلاش های آقای اکرمی منتشر شود
    ممنون

  10. Ali می‌گه:

    احسنت

    ابرنیوز:لطفا از گذاشتن پیام به زبان غیرفارسی خودداری کنید.

دیدگاه شما

تمام حقوق این سایت برای © 2019 اخبار شهرستان ابرکوه. محفوظ است.
بهینه سازی شده king2net