سفرنامه پیاده روی اربعین حسینی+عکس هایی از زائرین ابرکوهی/جابر دهقان(1 نظر)

سفرنامه پیاده روی اربعین حسینی+عکس هایی از زائرین ابرکوهی/جابر دهقان(1 نظر)

ابرنیوز:سفرنامه پیاده روی اربعین از یکی از زائران حسینی از شهرستان ابرکوه  به همراه تصاویری از چند تن از  همشهریان در این مراسم را که به سایت ابرنیوز ارسال شده است  می خوانید و می بینید.برای دیدن گزارش های تصویری مرتبط با این سفرنامه به اینجا بروید.

سر آغاز سفر از جایی آغاز شد که هر روز تلویزیون خیل عظیم پیاده روی عاشقان اباعبدالله را نمایش می گذاشت به خود آمدم که چرا من در بین این جمعیت نباشم  وپس از ثبت نام در کاروان، لحظه موعود فرا رسید.

IMG_0560

جمعیتی عجیب خودشون رو به جلو امام زاده احمد (ع) رسونده بودن. شور و اشتیاق موج میزد هر کسی التماس دعا داشت ،یه نفر مشکل داشت، یه نفر مریض داشت  وخلاصه هر کسی با امید و ارزویی خودشو به کاروان رسونده بود که سلامشو به ابا عبدالله برسونن .

اتوبوس حرکت کرد و مسیر حرکت از سمت یاسوج به اهواز بود .نزدیکای اذون صبح به مرز چزابه رسیدیم اولین چیزی که جلب توجه میکرد ازدحام  بیش از حد زائرانی بود که از ساعتها قبل برای عبور از مرز توی صف ایستاده بودن ساعت 6 بود که درب سالن برای تحویل گذرنامه باز شد .پس از مهر شدن گذرنامه وارد خاک عراق شدیم جمعیتی بسیاری در حال پیاده روی بودن تا شاید وسیله نقلیه ای پیدا کنند  تا حدودای ساعت 11 پیاده روی کردیم و بالاخره با یک کامیون پس از دو ساعت در مسیر بودن به شهر العماره رسیدیم.

بازار پذیرایی و ایستگاههای صلواتی گرم گرم بود چیزی که برای بچه های کاروان جالب بود  آمدن مرد عربی نزد کاروان و دعوت کردن کاروان به منزلش بود بچه های خیلی تعجب کرده بودن بنده خدا با یه کامیونت مارو به خونه اش برد. پس از پذیرایی و خواندن نماز و اندکی استراحت سوار تریلی شدیم حدود دویست نفر سوار هر تریلی بودن .مسیر طولانی را  آغاز کردیم مسیری که سرانجام یازده ساعت طول کشید. حوالی ساعت 1 بامداد به شهر نجف رسیدیم در کنار خیابان موکب های برای پذیرایی از زوار تدارک دیده شده بود.در بین موکب های عربی ایستگاه های ایرانی هم بود که افراد ایرانی مشغول خدمت رسانی بودند .

IMG_0979

در همین گیر و دار بودیم که متوجه شدیم یکی از بچه ها داره با یک عراقی دست پا شکسته عربی صحبت میکنه که منظور حرف مرد عرب این بود که امشب رو به خانه او برن پس از صرف شام و استراحت صبح با فراق بال به پابوسی حرم حضرت علی (ع) برن. شب را در خانه مرد عرب گذراندیم .خدمت عربها در این مدت به زوار زبانزد خاص و عام هست این بنده خدا هم از هیچ خدمتی به ما دریغ نکرد . صبح قدم زنان به سوی حرم حرکت کردیم برای کسانی از جمله خودم که برای اولین بار به زیارت حرم حضرت علی (ع) می رفتم دارای شور و حال خاصی بود.

نزدیکای حرم اشک از چشم بچه ها جاری شده بود بالاخره لحظه روبرو شدن به حرم فرا رسید (جای همه دوستان خالی) وارد حرم شدیم حرم مملو از جمعیت بود حرکت کردن به سمت جلو به کندی صورت می گرفت پس از زیارت به صحن برگشتیم  و مشغول عزاداری شدیم.

اقامت ما در نجف بعد از دو روز وپس از زیارت مسجد کوفه و مسجد سهله به پایان رسید. پس از آن خود را به ابتدای جاده کربلا رساندیم جایی که تا حرم حضرت ابوالفضل (ع) 1452 ستون یا به روایتی 80 کیلومتر فاصله داشت. پیاده روی از این مکان شروع می شد شور و حالی وصف نشدنی در بین زائران پیاده بود.

IMG_0483

ما هم راه را شروع کردیم راهی که قدم به قدم آن با محبت و خدمات مسئولین موکب های بین راه آمیخته شد ،هر کس در حد توان خود مشغول پذیرایی بود، خلوص نیت موج میزد جایی که طفل خردسالی سینی پر از خرما بر سر گذاشته و  وسط مسیر پیاده روی نشسته بود وبا  نگاهی ملتمسانه خرما تعارف میکرد.

هر چه از خدمات بین راه گفته شود کم هست خدماتی که در یک خیابان پر رفت آمد یک شهر شلوغ شاید به سختی پیدا شود در این مسیر به وفور یافت می شد و همگی رایگان و برای خدمت رسانی بود (خیاطی ، تلفن رایگان ، خدمات اینترنت ، اتوشویی، رستوران ، کفاشی و…).

پس از سه روز پیاده روی به ورودی شهر کربلا و خیابان حضرت عباس (ع) رسیدیم. خیابانی که به حرم حضرت عباس(ع) ختم میشد حرکت به کندی صورت می گرفت، نزدیکترین جایی که برای اسکان توانستیم پیدا کنیم حدود 3 کیلومتری حرم بود.

IMG_0447

در اولین فرصت و با سختی های بسیار  که در پایان آن لحظه روبرویی با بین الحرمین بود به فراموشی سپرده میشد. به حرم رسیدیم با مشقت فراوان روبروی حرم حضرت اباعبدالله (ع) جایی پیدا کردیم.

چند لحظه ای اونجا نشستیم و یکی از دوستان مشغول قرائت زیارت پر فیض عاشورا شد، لحظه عرفانی خاصی بود حال عجیبی داشتیم ،پس از عزاداری به محل اسکان برگشتیم  و پس از دو روز اقامت در شهر کربلا با چشمانی اشکبار شهر کربلا را ترک کردیم و سمت شهر نجف حرکت کردیم حرکتی که تا میانه های راه هم با پیاده روی همراه بود .

جمعیت به قدری زیاد بود که وسائل نقلیه در حد چند ثانیه پر میشد. پس از رسیدن به شهر نجف و زیارت دوباره حرم حضرت (ع) برای بازگشت به مرز و ورود به ایران آماده شدیم.

IMG_0920

پس از ترک نجف به شهر العماره رسیدیم ،پس از ان به مرز چزابه و خاک ایران  پا گذاشتیم.

نکته جالب اینکه حالا هم  که اربعین حضرت اباعبدالله (ع) تمام شده بود هنوز ایرانی ها و مردم خونگرم خوزستان مشغول خدمت رسانی به زائران در مرز بودن و سرانجام پس 10 روز بعد از یک سفر پر از خاطره به ابرکوه رسیدم .جای همه دوستان خالی التماس دعا

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

3636 مطلب نوشته است .

  1. حسین می‌گه:

    دمت گرم 
    عالی بود

دیدگاه شما

تمام حقوق این سایت برای © 2019 اخبار شهرستان ابرکوه. محفوظ است.
بهینه سازی شده king2net