سنت­های عزاداری در ابرکوه (۱)؛تغییر مسیر عزاداری عاشورا؛ آری یا خیر؟/علی اکبر قیومی(۲۵نظر)

سنت­های عزاداری در ابرکوه (۱)؛تغییر مسیر عزاداری عاشورا؛ آری یا خیر؟/علی اکبر قیومی(۲۵نظر)

ابرنیوز:مطلب ارسالی یکی از همراهان سایت خبری ابرکوه را می خوانید.

این روزها با نزدیک شده به ماه محرم و ایام عزای حسینی، عطر آسمانی عاشورا بیشتر و بیشتر احساس می شود. خادمان آستان آل الله، با شور و شتابی دوچندان، دست در کار تهیه اقلام عزا، لوازم هیأت و روضه خوانی و تمهید و تدارک میزبانی از خیل عزاداران حسینی هستند  و به راستی “این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست . . .”

واقعه الهی عاشورا، که از اسرار آسمانی بوده و عقول ضعیف بشری از کنکاش در عمق آن عاجزند، سری در آسمان و سویی در زمین دارد. سوی آسمانی عاشورا، زلال بی­ کرانی است که اگر توفیق و اجازت دهند می توان به مدد این “ماء معین” (آیه آخر سوره ملک) تطهیر شد و تزکیه یافت و به نص زیارت قدسی عاشورا به “مقام محمود” نائل آمد. “و اسئله ان یبلغنی المقام محمود لکم عند الله . . .”

و مراد از سمت زمینی عاشورا، آمیخته شدن آن با آداب و سنن مردمان و ریخته شدن این پیام روحانی و پیاله آسمانی در جام ماده و صورت است که به طور طبیعی همراه با محدودیت­ها و شوائبی خواهد بود. به همین دلیل عزای حسینی (در مقام امری این جهانی) همیشه در معرض آسیب ها و حتی انحرافاتی چون جعل تاریخ، خرافه گرایی، افسانه سرائی، ظاهرگرایی، نزاع و رقابت بی معنا و بی مبنا و … بوده و  هست. و این مهم، وظیفه سنگین مبلغان و متولیان عزاداری را سنگین تر می سازد.

ابرکوه عزیز، عزاخانه قدیمی سیدالشهدا (ع )است و بر مبلغان مکرم و امناء محترم هیأت­ها لازم است اولاً بر پیراستن عزاداری ها از آسیب ها و انحرافات بکوشند و ثانیاً با برنامه ریزی و استقرار “نظم” بستر بهتری برای استفاده عزاداران از فضای معنوی محرم فراهم آورند.

با توجه به انبوه جمعیت عزادار در ایام عاشورا، عنصر “نظم”، برای جلوگیری از ازدحام و به هم ریختگی و احتمالات ناخوشایند بعدی، اهمیتی مضاعف می یابد. باید بپذیریم که نظم هم اکنون به مشکلی جدی در عزاداری ابرکوه تبدیل شده است. چراکه از سوئی با انفجار جمعیتی مواجه بوده ایم و از طرف دیگر از نظامات و احترامات سنتی (مانند مقدم داشتن سادات و ریش سفیدان و …) کمتر رنگ و رمقی باقی مانده است. البته نظام عزاداری سنتی ابرکوه، که آئینه هویت دینی و شیعی شهرستان و بزرگترین میراث معنوی ابرکوه به حساب می آید، در ذات خود نظم و زیبایی خاصی به همراه دارد. سنت فاخر و زنده عزاداری در ابرکوه (که باید بر بانیان بزرگ آن درود فرستاد) هم از جهت آئینی، تاریخی و فرهنگی ارجمند است و هم به لحاظ آنکه “سنت” بزرگترین عامل “نظم” دهنده و انتظام آفرین به حساب می آید، اهمیت می یابد. باید متوجه این نکته بزرگ بود که با کمرنگ شدن “سنت” ­ها، پایه­ های “نظم” ویران می شود و همین امر دلیل تاکید حضرت امیر (س) بر حفظ سنن صحیح، در عهدنامه مالک (رحمه الله علیه) است.

البته سنت­های اجتماعی و تاریخی، وحی منزل نیستند و گاه باید روزآمد شوند اما این کار باید در بستر زمان (و نه به صورت دفعی) و با وسواس و حساسیت و البته با طراحی و مدیریت خبرگان و نخبگان صورت پذیرد. امیدوارم رهبران مذهبی و فرهنگی شهرستان و به ویژه امنای محترم تکایا و هیئات مذهبی، بیش از گذشته بر حفظ و احیای سنت های صحیح عزاداری در ابرکوه بکوشند. انشاالله

سنت­های زیبای عزاداری ابرکوه شامل موسیقی عزاداری، نمادهای عزا، آهنگ طبل و شیوه زنجیرزنی، چاووش خوانی، جوش دور، تعزیه خوانی، اشعار و نوحه های قدیمی و … همه و همه از مواریث ارزشمندی است که تلاش برای حفظ، احیا و ثبت آنها ضروری به نظر می رسد.

از جمله سنت­های معنادار و تاریخی در ابرکوه، مسیر هیأت عزا در روز عاشورا است. مرحوم آقامیرزاعبدالغنی (ره)، مؤسس هیأت عزاداری در ابرکوه، برای تقویت اتحاد و یکپارچگی و برچیدن بساط جنگ های تاریخی حیدر – نعمتی و اختلافات محله ای، مسیر عزا در روز عاشورا را به گونه ای تنظیم کرده اند که تنها هیأت ابرکوه، که از حسینیه دربقلعه حرکت می نموده و همه عزاداران ابرکوه را در آن زمان پوشش می داده است، از تمام محلات و حسینیه ها عبور کند. این هیات از مقابل مسجد محله پای لوح (از محلات قدیم ابرکوه که متاسفانه مسجد آن نیز سالهاست ویران شده است) به محله بازار آمده و سپس با گذر از کوچه دراویش و حاشیه گلکاران به حسینیه دروازه میدان و جهانستان رفته و باگذشتن از مقابل امامزاده احمد (ع) در محله جرمدین و دروازه علی، به حسینیه نبادان درآمده و در نهایت به مبدأ خود بازگشت داشته است. این مسیر، تاریخی و معنادار است و متاسفانه امروز پیشنهادات عخیب و غریبی برای تغییر آن شنیده می شود.

اگرچه جمعیت روزگار ما و تعداد هیأت ها با دوران گذشته قابل مقایسه نیست، اما به هم زدن این سنت زیبا و پرمعنا، بدون طراحی جایگزینی مناسب نیز شایسته نیست. به نظر من در شهر سنتی و “محله محور” ابرکوه، این مسیر هنوز معنا و کارکرد خود را حفظ کرده است و علی رغم مشکلات موجود، به دلیل برخورداری از ارزش تاریخی و هویتی و حفظ رونق و کارکرد حسینیه های تاریخی ابرکوه باید محفوظ بماند. معتقد هستم با برنامه ریزی و اعمال مدیریت صحیح می توان ضمن فراهم آوردن امکان عزاداری برای همه علاقمندان، سنت­ های زیبای عاشورایی در ابرکوه را نیز پاسداری نمود.

امید است در سایه اخلاص و همدلی و به مدد ایمان و اتحاد، محرمی عاشورایی در پیش داشته باشیم و از موقعیت ممتاز برای خودسازی معنوی و انتقال مفاهیم بلند و معانی عمیق عاشورایی بیشتر و بهتر استفاده کنیم. (ان شاء الله)

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

3632 مطلب نوشته است .

  1. احمد می‌گه:

    در محله گل کاران قشنگ ترین صحنه استفاده از آب قناتها و چاهها در روز عاشورا اتفاق می افتد بطوریکه تمانی کشاورزان از اب دادن مزارع خود اجتناب نموده و تمام سهمیه آب خود را در شب و روز عاشورا به سادات کشاورز هدیه می دهند و بعضی هم آن را از سادات خریداری نموده و وجه آن را به تکیه محل جهت مصارف مراسم هدیه میدهند.

  2. تیزبین می‌گه:

    سلام دوباره به جناب فلاحزاده عزیز
    با سخن منطقی شما در باب عدم مزاحمت برای دیگران کاملا موافقم و امیدوارم هیچگاه به جای واجبات به مستحبات نپردازیم.

  3. محمدمهدی حیدری می‌گه:

    هان ای حــســیــنــیـــان ، خیمه های عشق و عزا برپا دارید و نغمه های شور و شهادت سر دهید و بر سنج آگاهی و طبل رحیل بکوبید که ” محرم” ، آغاز هجرت انسان، بهار اصحاب شهادت و فصل لاله های سرخ و شقایق های گلگون و زمان معراج ” وارث آدم” از راه رسیده است.

    از آن روز واقعه ، هرکس و هر قافله ای که ره می سپارد ، بی گمان در دوراهی انتخاب ، کاروان حسین را خواهد دید. پیوستن به این قافله ی نور را آدابی است که بی تشرف به آن اجازه ی ورود نمی دهند.

    به حریم کاروان که رسیدی باید احرام شهادت بربندی و و چون ندای رسا ، اما حزین و غریبانه ی ” هل من ناصر ” شنیدی ، باید لبیک اجابت گویی؛ و اصحاب این کاروان را پیمان نامه است به رنگ خون و به زیبایی وسعت ایمان به نام “شهادت” ؛

    امضا که کردی، بیرق سبز علمدار کربلا را بر سر خویش خواهی دید و این عطر بهشت است که به مشام تو می رسد. راه حسین(ع) کوتاه ترین راه بهشت است. خون جاری عاشورا تا ابد در رگ و ریشه ی آزادی جاری است. کدام آزاده ای است که وام دار قیام حسین و قیامتی که هفتاد و تن در آن روز واقعه بر پا کردند، نباشد؟

    و کدام چشم است که مرثیه ی مصیبت ثارالله را بشنود و خونابه ی غم مظلومیت و غربت ایشان را از دیدگان فرو نریزد؟

    گریه بر حسین ، الفبای آداب بیداری و علامتی است که میل به طهارت روح را گواهی میدهد و این آغاز کار است.

    پس باید حـــســــیــــنــــی شد …

  4. محمد مهدی حیدری می‌گه:

    با سلام
    من متن اقای قیومی و نظرات دوستان رو خوندم و لازم دونستم فقط به ذکر یک موضوع اکتفا کنم،
    اگه یادتون باشه یا دیده باشید چند سال پیش تو ایام محرم و صفر صداوسیما عزاداری شهرهای مختلف رو به تصویر کشید ؛ یکی از این برنامه تو روستایی بود (مکانش متاسفانه یادم نیست) که عزادارا نخل و وسایلی رو با تو کوچه های تنگ و راههای غیر هموار خود حمل می کردند! وقتی از یکی از عزادارا دلیلشو پرسیدن گفت : روز عاشورا روزیه که آدم باید سختی بکشه، روزیه امام خیلی سختی کشید پس ما هم باید متحمل سختی بشیم نه اینکه راحت یه گوشه بشینیم یا تماشاگر باشیم…
    میخوام بدونم ما تو ابرقو چقدر روز عاشورا سختی می کشیم؟؟؟ متاسفانه شاهد این هستیم غیر از روز عاشورا مسیر هیات رو می پرسن و با ماشین میرن جلو حسینیه و دوباره با ماشین میرن سراغ مسیر بعدی … در یک کلام ما اصل عزاداری رو گم کردیم شما فکر مسیر و هیات اول و دوم و هیات بزرگ و کوچک هستید … خدا کنه مسیر عزاداری امام حسین (ع) از قلبمون رد بشه

  5. فلاح زاده می‌گه:

    سلام بر آقای تیزبین

    خیلی ممنون از اینکه نظر دادید، بله بسیار حرف درستی میزنید، چه خوب که اگه بشه از شب قبل یا صبح خیلی زود به حیوونها آذوقه کافی داد و روز عاشورا عزاداری کرد. پیرمردی که ینده اشاره کردم بسیار مسن بود و وسیله نقلیه ایشون الاغ بود، و ظاهراً نتونسته بود از روز قبل این کار رو انجام بده، وگرنه ایشون هم مثل همه مردم ابرقو از ارادتمندان به اهل بیت بود و همون موقع من تاسف خوردم که چرا فرزندان و نوه های ایشون این کار رو براشون انجام نداده بودند. به هر حال پیرمرد تشخیص داده بود که گناه گرسنه نگه داشتن گوسفند از ثواب رفتن به عزاداری بیشتره، و به نظر من تشخیص درستی داده بود.

    من این داستان رو به عنوان یه مثال گفتم که توضیح بدم کل ثواب شرکت در عزاداری ( با احترام به همه خوبی هایی که داره) کمتر از گناه گرسنه نگه داشتن چند تا گوسفند برای چند ساعت هست. چه برسه به اینکه ما تو عزاداریمون انسانها رو خدایی نکرده عذاب بدیم و باعث رنجش مردم بشیم.

    و این به این معنی نیست که منظورم اینه که سوپری ها و نانوایی ها و … هم برند سرکار، چون معمولاً صبح عاشورا کسی نیازی به سوپری و نانوایی نداره و این عزیزان معمولاً عصر و شب میرند سرکار که مردم در رفاه باشند. گرچه قدیم تر ها اینجوری نبود و اگه شما عصر عاشورا نون خونتون نداشتی، میباست تا فردا صبحش صبر میکردی.

    به هر حال امیدوارم به خاطر مسیر حرکت، رسم و رسوم قدیم ( که به نظرم برا اون موقع خیلی خوب بوده) و موارد این چنینی، دچار خطا نشیم.

    التماس دعا

  6. تیزبین می‌گه:

    آقای فلاحزاده
    معمولا دامدارهای سنتی ابرکوه برای اینکه عزاداری صبح عاشورا رو از دست ندهند شب قبل آذوقه حسابی برای حیواناتشون فراهم می کنند. ما در سالهای نوجوانی بارها و بارها همراه مرحوم پدرمون این کار رو میکردیم و کلا کشاورزهای معتقد طوری برنامه ریزی میکردند که عاسورا بتونند عزاداری کنند.
    با این استدلال شما باید مغازه دارهایی مثل سوپری ها و نانوایی ها و … هم باید سرکار حاضر شوند.

  7. فلاح زاده می‌گه:

    با سلام

    یادم هست وقتی بچه بودم، یک سال روز عاشورا حدود ساعت 8-9 صبح آبیار بودیم و میباست میرفتیم باغمون رو آب میدادیم، خیلی از این موضوع ناراحت بودم، چون من هم میباست همرا بابام میرفتم باغ و هیئت رو از دست میدادیم. خلاصه صبح زود یه خورده رفتیم همراه هیئت و نیمه کاره برگشتیم و رفتیم باغ. کنار باغمون یه پیرمردی رو دیدم که صبح زود با الاغش اومده بود سر زمین و داشت علف میچید، تعجب کردم که نرفته هیئت، ازش پرسیدم حاجی امروز روز عاشوراست، نمیخواستید برید هیئت؟

    جواب خیلی جالبی بهم داد که هیچ وقت یادم نمیره، گفتش که من تعدادی گوسفند دارم و خدا راضی نیست که من برم هیئت و گوسفند هام تا ظهر گرسنگی بکشند، چون گوسفند ها اسیر من هستند و نمیتونند خودشون برند تو صحرا بچرند. 

    من اون موقع بچه بودم و درست نمیفهمیدم، ولی بعد ها که به این حرف فکر کردم، دیدم پیرمرد چه کار درستی کرده، چون به این نتیجه رسیده بود که اگه بره هیئت یه کار مستحب انجام داده، ولی اگه گوسفند ها رو گرسنگی بده، خیلی گناه بزرگی مرتکب شده.

    حالا به نظرم داستان ما هم همین شده، برا هیئت و حفظ رسم و رسوم و این جور مسائل، حاضریم باعث آزار و اذیت دیگران بشیم ( گوسفند که خوبه، انسانها رو آزار میدیم)، و چندین هیئت دیگه رو معطل کنیم که میخواهیم همون مسیری رو بریم که  مرحوم آقامیرزاعبدالغنی (ره) سالها قبل طراحی کرده، و اگه خوده ایشون هم الان بود و جمعیت الان رو میدید، خودش مسیر رو عوض میکرد.

    ما متاسفانه فقط چسبیدیم به ظاهر عزاداری، 20 تا گوسفند زبون بسته رو میچپونیم تو یه وانت، میاریم جلو هیئت، یکی یکی میندازیم پایین و جلو بقیه گوسفند ها و تو این جمعیت که حیوونی داره زهره ترک میشه، میکشیم و دوباره بعدی…

    آدم میره تکیه سفره نهار امام حسین ع، میبینی متاسفانه بانیش کسی هست که خودش در طول سال ……. البته خدایی نکرده نمیگم همه بانی ها اینجوری هستند. من که شخصاً از این سفره چیزی نمیخورم.

    من پیرزن میشناسم که دهه ی اول محرم رو مجبوره بره شیراز خونه دخترش، چون سر و صداهای عزاداری ما تا نصف شب اعصابش رو خرد میکنه. هزار تا مریض دیگه هم هستند که تحمل میکنند و کسی رو شیراز ندارند که از ابرقو خارج بشند. متاسفانه تکیه ها هم اکثراً در محله هایی هستند که مردم مسن زندگی میکنند و ما هم تا نصف شب میخواییم مثلاً برا امام حسین سر و صدا کنیم.

    شب عاشورا میری سر میدون امام حسین، میبینی 3-4 تا هیئت همزمان دور میدون دارند عزاداری میکنند، هر کدوم هم یه نوحه خون دارن، همزمان چند تا نوحه ی مختلف دارند میخونند، فقط فضا پر از سر و صدا هست و هیچ کس هم نمیتونه توجه کنه ببینه کی داره چی میخوه. چه خوب بود اگه دو تا از این نوحه خونها ساکت میشدند و همه رو نوحه یه نفر سینه میزدند، آخه این چه حس محله گرایی بیخودی هست که ما داریم.

    امیدوارم امام حسین ع نظر لطفی به ما بکنند و در حق یکدیگر بهتر بشیم، انشاالله این عزاداری ها حداقل باعث اذیت دیگران نشه و نهایتاً باعث عاقبت بخیری ما بشه.

  8. فلاح زاده می‌گه:

    با سلام خدمت همه دوستان

    معمولاً ابرقوئی ها میگند عاشورای هیچ جا ابرقو نمیشه، حتی گفته شده یه ابرقوئی یک سال عاشورا کربلا بوده و اونجا به دوستاش گفته که این جا هم مثل عاشورای ابرقو نمیشه !!

    واقعاً مراسم عاشورا تو ابرقو خیلی خوب برگزار میشه الحمدلله، من هم تا مجبور نشدم چند سالی، به دلایل مختلف و برخلاف میل باطنی، عاشورا رو در جاهای دیگه بگذرونم تقریباً همین نظر رو داشتم، ولی کم کم به این نتیجه رسیدم که هر جا دل انسان به برکت امام حسین ع مقداری لطیف بشه و بتونه به خودش فکر کنه و اشکی برا زشتی های خودش بریزه ( و نه برا امام حسین ع، که ایشون هیچ نیازی به اشک ما نداره و وجود و زندگیش پر از شادیه، برعکس ما خیلی نیاز به گریه داریم چون خودمون زندگیمون رو پر از غم کردیم) همون جاست که روز عاشورا پر از نشاط و حرارت میشه و عزمش رو جزم میکنه که مثل امام حسین ع خوب بشه و هر روز کار نیک انجام بده.

    حالا به نظرم در این میان فرقی نداره که از کدوم مسیر عبور کنه، یا اینکه تو کدوم هیئت عزاداری کنه یا اینکه اصلاً ابرقو باشه یا نه، گرچه باید بهترین مسیر انتخاب بشه، و تنها دلیلی که میتونه مسیر قدیمی رو کنار بگذاره اینه که فکر کنم باعث آزار و اذیت مردم و هیئت های کوچکتر میشه. قطعاً اگه خوده امام حسین ع هم بودند مهمترین موضوع براشون این بود که حداقل کسی اذیت نشه، چون همه این عزاداری ها مستحب هست و آزار دیگران گناهی بزرگ.

    امیدوارم به برکت این ایام، همگی به امام حسین ع نزدیکتر بشیم و انسانتر بشیم و بعد از عاشورا زندگی بهتری داشته باشیم.

  9. عباس می‌گه:

    با سلام

    کیفیت عزاداری روز عاشورا برای سایر هیات هائی که دیرتر نوبت حرکت انها می شود مطلوب نیست
    ایا انها بایستی فقط نظاره گر هیئات دیگر باشند. بله اقای قیومی ،زمانی که بقول شما این ابتکار انجام شد جمعیت ابرکوه خیلی کمتر از الان بود.همه انسانند و حق عزاداری دارند. مساوی و برابر.چه میشود که هیئاتی که نوبت انها برای عزاداری گاها مقارن با نماز پر فضیلت ظهر عاشورا می شود از همان صبح به طرف امامزاده شهیدان بروندو نماز ظهر عاشورا نیز همانجا برگزار کنند.قران خدا غلط می شود؟جناب اقای قیومی برای خیلی از هیئات، عزاداری روز عاشورا در قالب هیئت خودشان بی معنی است چونکه فقط بایستی نظاره گر عبور هیات های جلوئی باشند.کدام جامعه اسلامی این را می پذیرد؟ همه حق عزاداری دارند .و نبایستی با این جمعیت زیاد شهر وابسته به سنتها ماند.

  10. احمد مولودی می‌گه:

    بسم الله الرحمن الرحیم …نوشته دوست گرامی جناب آقای علی اکبر قیومی نشان از عشق و ارادت دلسوختگان به آستان سالار شهیدان را دارد ونظرات دوستان معزز (که با کمال تاسف گاهاً اسامی خود را به دلایلی نمی نویسند) نیزگواهی بر ارادت هم شهریان عزیز به این حماسه ماندگار را دارد.دراین مقوله فقط به یک نکته اشاره می نمایم ، حدود سال 1310 هجری قمری سیدی 42 ساله بعد از سالها تحصیل وتدریس به موطن خویش برگشت ، که با آمدنش به شهر کوچک ابرقو به گواه تاریخ ” نجف به ابرقو ” آمد ، اگر فقط از 14 علمی که ایشان به اجتهاد رسیده به همین یک نکته اشاره شود ، شهر ابرکوه دارای دو هیات عزاداری (درب قلعه ودروازه میدان ) بوده که همواره بحث وجدل هایی عزاداری را تحت الشعاع قرار می داده است .با درایت این سید جلیل القدر جنگ های تاریخی به پایان رسید، و همه با هم متحد به عزاداری مخلصانه خویش با سبک های زنجیر زنی ، سینه زنی وموسیقی ماندگار نوای عاشورایی و…. ادامه دادند و تعیین مسیر اگاهانه ومدبرانه ایشان گواهی است بر این مدعا …
    ………
    دارند گوشه وکنار شهر تکیه می زنند*******من در غم بی تکیه گاهی زینبم

  11. ذاکر آقا می‌گه:

    سلام با تشکر از همه عزیزان بنطر من بهترین روش عزاداری که من در شهرهای مختلف دیدم در ابرکوه انجام میشه چون واقعاً مخلصانه و بی ریا است بهترین کار در حال حاضر انسجام و وحدت بیشتر بین هیات مذهبی میباشد و روش عزاداری سنتی که در شهرمان اجرا میشه نماد زهد و تقوا وایمان مردم ابرکوه است . بنابراین مسیر عزاداری در کوچه های قدیمی شهر نشان از اتحاد عزاداری در این خطه عزیز میباشد .با آرزوی قبولی عزاداری شما عزیزان.التماس دعا

  12. سینا می‌گه:

    خدمت بازدید کننده محترم باید عرض کنم
    1- هیئت درب قلعه اولین هیئت این شهر بوده و همیشه هم نسبت به دیگر هیئت ها تراکم جمعیت بیشتری هم داشته است و مسیرش هم در  عاشورا های هر سال یکی بوده است پس مقصر نیست اگر دقت کنید هیئت های بعدی بدلیل تراکم جمعیت کمتر نسبت به هیئت درب قلعه زمان بیشتری را تلف می کنند.
    2- بعد شما چرا عزاداری ابرکوه را با شهرهای دیگر مثل شیراز و مشهد و تهران و… مقایسه نمی کنیدکه شباهت زیادی با آنها دارد
    3-چگونه توقع دارید کسی که هر سال زنجیر می زده حالا کنار بایستدو نظاره گر باشد  

  13. بازدیدکننده محترم می‌گه:

    سلام
    در پی مشاهده نظر “عزادار” محترم مبنی بر این عنوان که فرمودند هیات درب قلعه با افتخار میزبان عزاداران سایر محله هاست پیشنهاد می دهم به علت بزرگی بیش از اندازه این هیئت در روز عاشورا و وقت گیر بودن برنامه عبورش از مسیر سنتی عزاداری، عزاداران این هیئت در کل مسیر سنتی عزاداری به عنوان میزبان حضور یابند و از دیگر هیئت ها با اخلاص و تواضع استقبال کنند و مسئولیت برگزاری مراسمات روز عاشورا از جمله برپایی نماز ظهر عاشورا را به طور منظم و برنامه ریزی شده تقبل نمایند و از راه اندازی هیئت طویل و عریض خود در این روز جلوگیری نمایند چه بسا که ارائه خدمت به عزاداران حسینی کمتر از راه اندازی هیئت عزاداری نیست. بدین صورت همه مسیر سنتی عزاداری همواره مملو از جمعیت می شود و چه جلوه ویژه ای به عزادارای شهر خوبمان ابرکوه خواهد داد و در ضمن پیشنهاد میشود همانند سایر شهرهای ایران از جمله زنجان، بم، یزد، تفت و … یک محل مناسب را شهرداری در نظر بگیرد جهت برگزاری مراسم یکپارچه عزاداری در یکی از روزهای ماه محرم
    باتشکر از جلب توجه شما

  14. عزادار می‌گه:

    هیات عزاداران حسینی محله دربقلعه متعلق به همه ابرکوه است و با افتخار در صبح عاشورا میزبان بسیاری از عزاداران از دیگر محلات است.
    پیشنهاد می کنم هیآن در بقلعه در روز عاشورا را به عنوان “هیات ابرکوه” معرفی کنند. (البته برای اینکار باید برنامه ریزی درستی انجام شود)

  15. ابرقوئی می‌گه:

    دوستان عزیز
    عزاداری ابرکوه بزرگتریت میراث معنوی شهر ماست و پاسداری از آن وظیفه همه علاقمندان به ابرکوه است. بعضی ها می گویند اگر مسیر سنتی هیات عوض شود چه اتفاقی می افتد؟ باید به این دوستان گفت اگر شیوه طبل و زنجیر عوض شود چه اشکالی دارد؟ اگر سنتهای دیگر از بین برود چه اشکالی دارد؟ قطعا بنا نیست زلزله بیاید اما این هویت تاریخی ماست که تکه تکه از میان می رود.
    باید بکوشیم تا مسیر سنتی هیات را حفظ کنیم.
    (با تشکر از ابزنیوز برای انتشار شجاعانه اینگونه تحلیل ها)

  16. علی می‌گه:

    برخی برای اینکه ثابت کنند بزرگتر محله هستند دوست دارند به این موضوعات ورود کنند، این اقایان لطف کرده بروند به کارهای عمرانی، فرهنگی و امورات روزمره خود بپردازند و …، امسال دست در مسیر هیات ببرید تا ببینید سالهای بعد نسبت به تقدم هیات ها در روز عاشورا نیز چه مسائلی پیش خواهد امد

  17. نجف می‌گه:

    بسیار جالب بود و تشکر از متن وزین اقای قیومی
    خواهشا برخی دوستان اینقدر بر طبل محله و محله گرایی نکوبند
    در زنجان نیز هزاران هیات عزاداری وجود دارد ولی در روز عاشورا همه در حسینیه اعظم جمع می شوند و عزاداری می کنند
    بنده خودم شاهد بودم که تعداد افراد زیادی از محلات مختلف ابرکوه صبح عاشورا به حسینیه دربقلعه می ایند و عزاداری می کنند

  18. حسین می‌گه:

    با سلام
    و تشکر از هیات های مذهبی شهرستان ابرکوه
    . چون عمری است که پدران ما در این مسیر در روز عاشورا عزاداری میکردند و ماخاطرات و شناختمان از عاشورا در این مسیر میسر شد.یاد می آورم زمانی که کوچکتر بودم ، تلاوت کلام اله مجید در سکوت اولیه هیئت ها و سپس صدای تبل و شیپور و زنگ اشترها کل این کوچه تنگ و طویل را پر میکرد و صدایی یا حسین حسین عزاداران مخلص ابا عبداله کوچه را با نوای خود طنین انداز میکرد.چه بی ریا بود آن مسیر و چه پاک بود عزا برپاکردن عزاداران او و چه پرشور بود نمادین کردن صحنه عاشورا در این کوچه های تنگ و باریک.ما عاشورا و مکتب او را در این کوچه ها در کنار موعظه های بزرگان و اهل قلم شناختیم.در این کوچه چه پیرمردها و پیرزن هایی که روزهای سال را شمارش میکنند تا بار دگر زنده باشند و مسیر کاروان عزاداران اورا به چشم ببینند و نذر های خود را ادا کنند. این مسیر برای تمام مردم قابل احترام ابرکوه پر از خاطره است،عکس های قدیمی روز عاشورا را در سالهای پیش مشاهده نمودم که مردمانی با چهرهای خسته اما با شوری حسینی و عزمی راسخ در این مسیر عزاداری مینمودند لازم به ذکر است که بگویم عزاداری اباعبداله هرجا و هرمکانی باشد برپاخواهد خواهد شد اما به راستی این مسیری است معنوی با حال و هوایی دیدنی.

  19. درد دل یه ابرقوئی می‌گه:

    به نظر شما هیاتهای دیگه میتونند ساعت 7 صبح زمستون در حال حرکت باشند یا تا میان جمع بشند یه ساعت طول میشه . بی انصاف نباشیم . اگه فلان هیات صبح اول حرکت میکنه لطمه ای به هیاتهای دیگه نیست . در ضمن این همون هیاتیه که از شب پنجم زنجیر زن داره و باعث افتخار عزاداراست .البته مسیر سالهای قبل خیلی خوبه وباید حفظ بشه .

  20. علی می‌گه:

    واقعا  چرا عده ای ندانسته مسیر 170 ساله عاشورا را که یک میراث فرهنگی است را در حال نابود کردن هستند  

  21. علی می‌گه:

    چه میشود قبیله ای و محله ای فکر نکنیم واقعا کوچه های قدیمی و باریک نبادان و دروازه میدان و درب قلعه دلتنگ عزاداران است کوچه هایی که از بچگی به همران درگذشتگانمان هر سال از انها عبور کردیم
    در این چند سال روز  عاشورا زود تمام شد  

  22. سینا می‌گه:

    خاطرم هست در نمایشگاه عکسی با موضوع عاشورا که در تکیه دروازه میدان برگزار شده بود ( حدود 20 سال پیش) تاریخچه شروع اولین هیئت که به حدود یک قرن پیش می رسد و به ترتیب هیئت های دیگر را به نمایش گذاشته بودند آنجا بود که اطلاعات کاملی را از عزاداری محرم در ابرکوه بدست آوردم  حال اگر فلان محله اصرار بر حفظ سنت را دارد به این دلیل هست که این را حق خود می داند و خواهد دانست . 
    میشه گفت پدر هیئت های شهر هست و به نظر من احترامش نیز واجب هست

  23. رضا می‌گه:

    متن خوبی بود برخی افراد که «خود مسئول خوانده» هستند …… و سهمشان از این دستگاه با برکت و با عظمت جز ……..نیست در برابر ناتوانیهای بسیار مشهود خود طرح تغییر مسیر را سر می دهند تا بودن خود را به دیگران ثابت کنند…
    غافل از اینکه این دستگاه صاحب دارد و قائم به هیچ شخصی تا به حال نبوده … باز هم از دیدگاه منصفانه و آگاهانه شما متشکرم..

  24. ناشناس می‌گه:

    احسنت بر نویسنده
    عزاداری محرم برای بزرگ ترین عشق هستی ;ان در ابرکوه جز مشخصات برتری می توان گفت که در روز عاشورا این سکانس ارادتمندی به اوج خود می رسد اما چند صباحی است که تعصبات محلی و قومی بر عزاداری واقعی پیشه گرفته و در حال شکل گیری نوع جدید از عزاداری هستیم شهر بزرگتر شده تعداد شرکت کننده در مراسم روز عاشورا افزون شده حال بجای حل این موضوع و ارایه راهکار صورت مسله پاک شده و مسیر روز عاشورا را تغییر داده اند افسوس و صد افسوس همه سنت ها از بین رفته ولی یک سنت باقی مانده و انکه هیچ هیت نباید حرکت کند تا اینکه ……
    مسیر روز عاشورا می بایست خط قرمز اندیشمندان تاریخ ابرکوه باشد اکنون مسیر دچار تغییرات محسوسی ومعنا داری شده است که اولا می بایست از تغییر بیشتر ان جلوگیری کرد و دوما می بایست در نزدیک کردن به مسیر قبلی تلاش کرد
    یکی از معنا مسیر قبلی اتحاد و یکپارچگی بود که …
    در هر صورت عزاداری برای امام ازادگی و امر به معرف و نهی از منکر به هر شکل باشد پسندیده است .
    التماس دعا

  25. دهقان می‌گه:

    با سلام تشکر از اقای قیومی که به نکته خوبی اشاره کردند ، متاسفانه در چند سال اخیر به دلیل سردی هوا و همچنین کمبود وقت انچنان که باید به فریضه اصلی روز عاشورا یعنی نماز ظهر عاشورا اهمیت داده نمیشه و دلیل این امر هم کمبود وقت هست متاسفانه در سالیان اخیر شاهد این بودیم همزمان با پخش اذان ظهر هنوز بعضی از هیئت ها مشغول عزاداری می باشند به نظر شخص بنده اگه عنصر اولویت از عزاداری روز عاشورا حذف شود علاوه بر اینکه همگی موقع اذان هیئت خود را به پایان رسانده مسیر های سنوات قبل نیز احیا می شود یا به تعبیری با حذف این عنصر حتی با عبور از کوچه های قلعه نو (مسیر سالیان قدیم )هم با کمبود وقت مواجهه نخواهند شد . مثلا ساعت شروع هیئت ها که 8 صبح می باشد کلیه هیئت ها راس ساعت 8 از جلوی تکیه خود حرکت کنند به فرض مثال هیئت دربقلعه همزمان که شروع به حرکت میکنه هیئت دروازه میدان از تکیه خود بیرون آمده و مسیر خود را می رود یعنی در کل منتظر هیئت درب قلعه و نبادان نباشند و بقیه هیئت ها هم همینطور.با تشکر التماس دعا

دیدگاه شما

تمام حقوق این سایت برای © 2017 اخبار شهرستان ابرکوه. محفوظ است.
بهینه سازی شده king2net