مرا رهاکنید/سیدعلیرضا رجایی(۱۳نظر)

مرا رهاکنید/سیدعلیرضا رجایی(۱۳نظر)

ابرنیوز:مطلب یکی از همراهان سایت خبری ابرکوه را می خوانید.

گويند زرتشت ، چون موسم اسپند به ابرکو رسيد ، با دست خود بذر سرو بر اين دشت فشاند و بر مردمان نويد داد که درختی در آن ميان بماند تا ببيند درفش ، فرزندش ، بهرام ، پادشاه صبح دم و رستاخيز را.

و از آن روز بیش از ۵ هزار سال گذشته است وآن نماد ایستادگی و بردباری مردمان کویر ، همچنان سبز قامت در چشمان متحیر تاریخ ایستاده است . این سرو زیبا و باشکوه کتابی است قطور که برگ برگ تاریخ این سرزمین را در میان بندبند آوندهایش ثبت نموده و کاش میشد از آنهمه راز سربه مهر گره رمز گشود و در غم و شادی ، سخت و آسان ، سرد و گرم این دیار با اینزیبا همراه شد . خوب که نگاه میکنی ، در میان چین و چروک های نقش بسته بر پیشانی این درخت اعجاز روزگاررا میبینی . روزگاری که تا نامش را می بری پیران را به یاد بی وفایی و فنا و جوانان را به یاد آرزوهای دور و دراز و رویاهای بی پایان می اندازد و اعجاز اینجاست که مادر طبیعت در این طوفان فنا ، این عروس زیبا را رخصت بقا عطا فرموده است تا این زمرد درخشان با صبر شگفت انگیزش مرحمی باشد بر زخم های تن خسته روزگار .

سرو ۵هزار ساله ابرکوه را اگر مسن ترين موجود زنده جهان بناميم ، چندان به بيراهه نرفته ايم. در ايران باستان ، کاشتن درخت از اهميت بسيار بالايي درطبقات مختلف جامعه برخوردار بوده است. در نگاره ها و آثار باستاني مانند حجاري هاي دوره هخامنشي در تخت جمشيد، نماد درخت و به طور خاص ، سرو به چشم میخورد.

در فرهنگ ایرانیان باستان ، سرو به دليل آن که درختي هميشه سبز است ، همواره اهميتی خاص داشته است  . غير از نگاره ها و حجاري ها در پارچه بافي هم سرو خميده که بعدها در فرهنگ ايراني ترمه ناميده شده ، در ديگر هنرهاي ايراني نيز به چشم مي خورد. مينياتور بهترين مجال براي شناسايي اين درخت کهنسال است که به شکلي منحصر به فرد در آثار هنرمندان اين مرز و بوم جلوه کرده است. سرو ابرکوه، اين نگين سبز کوير در تمامي جهان به عنوان نمادي از زندگي و زيبايي معرفي شده است.

حمدالله مستوفي هم در کتاب نزهت القلوب که در سال ۷۴۰هجري قمري تاليف شده است ، درباره اين سرو آورده است : آنجا سروي است که در جهان شهرتي عظيم دارد. چنانچه سرو کشمير و بلخ شهرتي داشته و اکنون اين از آنها بلندتر و بزرگ تر است.

آنچه در یادداشت بالا ذکرشد ، نیم سطری بود از کتاب قطور دیرزیست ترین موجود زنده در تاریخ این سرزمین . درختی که زنده ماند و در لابلای اوراق تاریخ این سرزمین گم نشد و یا دست کم خود تبدیل به اوراق این کتاب یا قلم نویسندگان آن نگردید تا ایستادگی را به تمام مردمان در تمام روزگاران بیاموزد . سرو ابرکوه ماند و استقامت کرد و سبز ماند تا سلامی باشد سرشار از زندگی و لطافت از سوی گذشتگان تا بدانیم که «حیات» چون ودیعتی است از جانب آفریدگار جهان ، پس مقدس است و شایسته احترام . اما شاید در چند صد سال دیگر ، آرام آرام حیات از تن رنجور و زخم دیده سرو تاریخی و باید بگویم « تاریخ زنده ابرکوه» کوچ کند و دیگر کسی برای حیات این موجود کهن احترامی قائل نیست . درخت بی زبان سایه گستراند ولی سایه نشینان حرمت میزبان نگه نداشتند ، ساز غفلت نواختند و آتش به جانش انداختند .سرو ، بی دریغ آسمان را از پلشتی و ناپاکی پاک کرد تا غبار زندگی صنعتی کمتر مشام همسایگان را بیازارد ولی همسایگان حق نعمت بجانیاوردند و زهر در کامش ریختنند و جان رنجورش را به سیلاب پساب آزردند.

درخت در آن دیار بزرگی می کرد و گرداگردش پربود از مریدان و ملازمان که در هیبت باغهای انبوه،بزرگشان را از گزند تندبادها و طوفانها برحذر می داشتند و چونان جماعتی بودند که از برای استماع وعظ شیخشان گرد اورا احاطه کرده و با چشمانی مسحور جمال و جلال سرو به تماشایش نشسته اند . مریدان را یک به یک بریدند و بردند و اکنون تنهاصدای باد است که خواب درخت را برهم میزند و کاش فقط باد باشد چون درخت دیگر طاقت شماتت های طوفان را ندارد که هرروز به طعنه ، قلت یاران را به رخ او می کشد . جماعت درختان اطراف اکنون پراکنده شدند و جایشان را یا به ساختمانهای عبوس که با خودشان هم قهرند داده اند و یا گندم و صیفی جات بر فرش زیر پایشان روییده است . و ای کاش میدانستیم که باغ ، خود خانه فرهنگ است و درخت گنجی است پربها و کاش میدانستیم که کدام میز و صندلی و کدام صندوق چوبی هنوز هم محو جذبه الهی سرو بزرگ ، رویای عظیمی به نام سرو ابرکوه را به نظاره نشسته . غربت سرو را ببین ، به نام آزادسازی حریم و بجای ساختن فضایی سبز که جانش را از تنگی برهاند ، سیمان به خوردش دادند و در حصاری از بتن محبوسش ساختند و نفسش را به شماره انداختند. ای جماعت دلسوز ، مگر درخت درطول شبانه روز چقدر نیاز به آب دارد که ریشه هایش را غرق در آب نمودید ؟ کمی فکر کنید . باقیمانده ریشه هایش را را هم که هیولاهای آهنین به سبب لطف دوستان له کردند . اطراف این پیر زنده دل را ساختند و خراب کردند و کامیون هایشان خاک و سنگ آوردند و بردند و عجایبی را به نام احیاء درخت خلق کردند که قلم را شرم می آید از ذکر بعضی از آنها.

 کاش درخت مجال سخن گفتن داشت و تمام دلسوزانی که کمر به نابودی درخت بسته اند ناله اش را می شنیدند بلکه رهایش کنند . گفتند در شعاع ۳۶۵ متری این سرو چنین کنیم و چنان، ولی از آن طرح پر زرق و برق که آب از لب و لوچه همشهریان ساده دل ما جاری ساخت پس از سالها مسکوت ماندن و خاک خوردن ، تنها بسته شدن خیابان سرو اجرا شد و نارضایتی و مشکلات فراوانی که برای کشاورزان و ساکنین منطقه بجاماند و دوستان پاسخ ندادند به این سوال که اگر خدایی ناکرده درخت به رسم تسلسل روزگار بازهم آتش بگیرد یا همین اتفاق برای خانه های اطراف درخت بیافتد کدام یک از ماشینهای آتش نشانی توان گذر از عرض سه متری کوچه را دارد ؟ کوچه سه متری که با یک تصمیم محیرالعقول جایگزین خیابانی شانزده متری شد . خلاصه کلام اینکه طرح پشت طرح ، مهندس پشت مهندس آمدند و رفتند و رویای کودکی بچه های ابرکوه درحال جان کندن است و اگر دوستان و دلسوزان با همین روش به دوستی خویش ادامه دهند به زودی سایه سرو رویاهای مردم ابرکوه از سر مان کم می شود .

و اما بعد :

شاید یکی از کم هزینه ترین و مؤثرترین راه حل ها برای بقای این سبز قامت تنومند این است که دوستان دست از سرش بردارند و درعوض پیرامونش را به حال سابق بازگردانند . این درخت هزاران سال بقا را تجربه کرده تا گردش روزگار مارا به او رسانده و ماییم که مهمان اوییم و اوست که بعد از ما نیز انشاالله میزبان فرزندان ما خواهد بود .اگر اطراف این درخت را باغها و درختان احاطه کنند و باز ریشه های آن ریشه جوان نوادگانش را لمس نماید شاید بهترین مرحم بر زخمهایی است که در سالهای اخیر بر تن درخت نشسته . خداوند در جان همه موجودات شعور و احساس را به ودیعت گذاشته که در بسیاری از موارد ما از آن غافلیم . دوستان راه نجاتاین درخت ، بازگشتن به آغوش طبیعت است و دعوت دوباره طبیعت به گرد درخت مانند ۱۰۰ ویا ۱۰۰۰ سال پیش که باغها اطرافش را آراسته بودند و نه شهرداری بود ، نه طرح و نه مهندسین دلسوز و هنوز سیستمهای نوین آبیاری روی کاغذ هم مجال خودنمایی نداشتند . به این درخت باید به چشم یک موجود زنده نگاه کرد و همه طرحها و روشها را بر این اساس استوار نمود . اگر میخواهیم زنده بماند باید خواستها و نیاز های او را بشناسیم و برآورده کنیم چون هر بلایی که بر سر این بخت برگشته بی زبان آمده از جانب ما نازل شده و ماییم که زحمات هزاران ساله طبیعت را با جدیت هرچه تمامتر نقش بر آب میکنیم . مسئولان باید تفکر و نگاه خودرا تغییر دهند . این درخت یک پدیده صنعتی نیست که با روشهای صنعتی بتوان ادامه حیاتش را تضمین نمود . البته در سالهای اخیر جهت احیاء و نگهداری صحیح آن زحمات زیادی کشیده شده و شادابی نسبی دوباره به آن هدیه شده است.

گرچه اکنون بدلیل زحمات مسئولین زحمتکش این درخت دارای وضعیتی نسبتا پایدار است ولی اگر به دیدی علمی نگاه نکنیم در قرن های بعد آسیب می بیند.

در پایان این نوشتار از تمام کسانی که برای نجات این موجود کهن ، بجا و نابجا زحماتی کشیده اند تشکر می کنیم و متضرعانه یاد آور می شوم که این درخت دیگر مجالی برای آزمون و خطا ندارد ، کمی آگاهانه تر بیندیشید و سپس با تأمل بیشتر قدم در راه اجرا بنهید و به این سخن از رسول بزرگوار اسلام توجه داشته باشید که فرمودند : شکستن شاخه ای از درختان مانند بریدن بال فرشتگان است . این درخت را از سر مهرورزی و محبت حفظ کنید نه از سر وظیفه و مناسبات شغلی . نگذارید روزی بیاید که در کتابهایی که از چوب درختی دیگر تولید شده بخوانیم : روزگاری در ابرکوه درختی میزیست که برخی دانشمندان عمر آن را تا هشت هزارسال تخمین زدند ولی سالهاست که آن درخت نابود شده و اثری از آن در دست نیست .

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

3598 مطلب نوشته است .

  1. حسين می‌گه:

    روز شمار نابودي با اين وضعيت به صدا …

  2. سجاد قریب پور می‌گه:

    سلام ودرود خدمت آقای رجایی..
    دوستان عزیز تمام هم وغم ما دوستداران این میراث گرانبها نباید فقط به
    ابراز تاسف در فضای مجازی خلاصه شود باید صدای همه عاشقان سروعزیز در سطح ملی شنیده شود باید فریاد زد.به نظر بنده دوستان با همکاری یکدیگر انجمنی راه اندازی نماییم
    تا با پیگیری های مستمر این وضعیت تاسف بار رسانه ای شود

  3. نازنین می‌گه:

    متن از حیث ادبی بسیار زیبا و بجا و موثر است.

  4. نازنین می‌گه:

    با سلام و تشکر از آقای رجایی.البته سرو ما ثبت گینس هست .اما متاسفانه باید گفت اگر در شهر دیگری بود الان در این وضع و حال نبود.مثلا اصفهان یا شیراز. امید است جناب شهردار که همه جا اقدامات مفید و شایسته شون نقل مجلس است با یاری ارگانهای مربوط این کهن ترین موجود زنده جهان را از وضع کنونی خارج نمایند.

  5. احمد مولودی می‌گه:

    بسم الله الرحمن الرحیم … با تقدیر وسپاس از جناب سید بزگوار رجایی ، که حرف دل ” سرو” را زدند تا عقده ای خالی کرده باشدونفسی تازه کند …
    سرو ابرکوه نمادی از قدرت وخواست الهی است ، گواهش :در دل کویر خشک وکم آبی برزمینی از قشر سنگ ، سرو بیش از چهار هزار سال زندگی کند .
    واما سوز دل سرو ، بی تفاوتی مسئولین کشوراست به این گنج ونعمت الهی …
    یــــــــــــــاد مان باشد , سرو زیبای ابرکوه، قبل از پاسارگاد، قبل از تخت جمشید، قبل از ارگ بم، قبل از میرچقماق، قبل از مسجد جامع یزد، قبل از میدان نقش جهان اصفهان، قبل از فردوسی و خیام و حافظ و سعدی و مولوی و رودکی، قبل از آمدن یونانی ها و اعراب و مغول ها؛بوده است و توفان حوادث نتوانسته است به وجود آن آسیبی برساند؛ و اما اینک، در عصری که پادشاهان و قلدران مرده اند و به تاریخ پیوسته اند، آفـــــــــــت بی تـــــــفاوتی، به جان شاخه ها و تنه این درخت قطور سالمند افتاده است، و در هیاهوی مسائل سیاسی و جناحی و اقتصادی، ناله های سوزناک این سرو پیر را کم گوشی است که شنیده باشد.
    به امید ثبت جهانی این اثر ارزشمند طبیعی ….

  6. حسن آقا می‌گه:

    باتشكر فراوان از آقا رضا گل گفتي خوب گفتي دمت گرم

  7. j می‌گه:

    بسیار عالی بود. ای کاش مجددا باغهای اطراف احیا شود و بجای دیوار و آجر و ساختمان و آهک و … نماد طبیعت دوباره به اطرافش برگردد. خوب بیچاره ها با گنبد عالی و مناره و خانه آقا زاده اشتباه گرفتند خدا …

  8. حسینی می‌گه:

    بسیار عالی بود امید است مسولین فکری عاجل کنند واین درخت را نجات بدهند

  9. رضا می‌گه:

    باسلام اگر يكبار ديگر سرو عزيز را به شهردار سابق بسپارند كه در شعاي ده متري شالوده بزنند وبا اهك شفته كنند وديواري بپهناي نيم متر دورش بكشند سرو عزيز ما ميشود مثل همان روزي كه كاشته شده بود براي مهندسين عزيز كه در راستاي خوشكاندن اي ميراث عظيم زحمت ميكشند كمال…دارم

  10. منصف می‌گه:

    با سلام
    فکر کنم محیط زیست که الان مسئولیت حفاظت از سرو را به عهده گرفته است و سالهاست داعیه تخصصگرایی را سر داده و طرح جامع برای آن تهیه کرده است به صورت ملی باید قدمی بردارد البته به نظرم بتهر است نگارنده محترم نیز همان راه مسئولان سابق را نروند و چنانچه تخصصی ندارند تجویزی هم صادر نکنند در واقع احتمالا قبلیها هم فکر می کردند راه نجات سرو همان است که دارند انجام می دهند ولی بررسی کارشناسانه و احترام به طرح تخصصی تهیه شده و جذب حمایت مسئولان و متولیان کشوری این امر برای اجرای طرح حفاظت زیر نظر متخصصین مربوطه راهگشا خواهد بود. بیایید از شهرمان فراتر برویم و بدنبال راهی نه فقط در همین نزدیکی باشیم… و فقط یکدیگر را متهم نکنیم…

  11. سید مهدی میرعظیمی می‌گه:

    جناب رجایی عزیز
    سلام
    بوسه بر ذهن پویا و قلم روانتان باد ، بسیار زیبا نوشته اید ، امید است خوانندگان زیادی بخوانند و گوشهای زیادی بشنود و زبانها این مطالب گهر بار را به آنان که باید ، گوشزد فرمایند

  12. m.e می‌گه:

    جالب بوود…..

  13. جعفری می‌گه:

    مرا رها کنید! بسیار عالی بود. ممنون از اقای رجایی از نگاشتن این مطلب.
    البته بعید می دانم که منظور جناب رجایی این باشد که سرو کهنسال را واقعاً به حال خود رها کنیم. گمان می کنم این اصطلاح تلنگری است به مسئولان برای حفظ و حراست کارشناسانه و علمی از سرو ابرکوه که سند زنده دیارمان است.
    امیدوارم در روزها و ماههای آتی اقدامات خوبی برای جهانی کردن سرو ابرکوه و حراست و حفاظت اصولی از آن صورت گیرد.

دیدگاه شما

تمام حقوق این سایت برای © 2017 اخبار شهرستان ابرکوه. محفوظ است.
بهینه سازی شده king2net