شعری به زبان شیرین شهرم ابرکوه/سیدمهدی میرعظیمی (۱۲نظر)

شعری به زبان شیرین شهرم ابرکوه/سیدمهدی میرعظیمی (۱۲نظر)

ابرنیوز:شعر ارسالی یکی از همراهان سایت خبری ابرکوه را می خوانید.

گاهی زبان خموش است و چشم نابینا و گوش نا شنوا ، آن که حرف میزند و می بیند و می شنود فقط دل است ، گاهی دل می شود همه چیزت ، همه حواست همه وجودت ، می روی تا اول مکان و زمان ، می روی تا تولد ازل ، تا عمق وجود خودت ، آنجا که تو نبودی تا خاطره بسازی ، اما خاطرش در دلت هست.

آنگاه که بوی کماچ خانه مادربزرگ که با دل پخته بود به مشامت میرسد بعد از سالها ، بوی نان تازه ای که با حرارت عشق برشته شده بود ، بوی کاه گلی که تا ابد در پس کوچه های شهرمان خواهد ماند ، آنگاه این دل است که لب باز می کند ، لب باز می کند تا بگوید داستان خاطره انگیزی که برای همه مان آشناست ، برای کودک و جوان و پیر ، داستان عشق و مهر را .

شعری که در پی می آید با لهجه مردم دیاری است که صداقت و صفا و سختکوشی را به ارث برده اند ، مردم دیار ابرکوه.

اِی کُماچِ کُماچدونُم

اِی بَلُکِ توو نوندونُم

مَ خُ دِلُم رُو پاتَنور

اُفتیدِه دَر غارِ چوغور

مورُکِ زیر قالیدونَم

چوغورُکِ بازاریدونَم

تَرکیدِه ئی کُل بُخُدا

بَسکِه تویِ فِکرِ شُما

خیلی دِلُم تَنگُدونِه

نیسِّک دیِه شُم تو خونِه

نیسِّک بیام مَ پیشُدون

کو بَرَدون کو میشُدون؟

کو شیر و نونِ تازَدون؟

کو گوشتِ تازِی مازَدون؟

دوغدون کُجان؟ماسدون کُجان؟

سَر شیر تو تاسدون کُجان؟

قَرِی تُرُش ، شیرکِ فُرُش

آلو سیِی خاش بِر خوروش

یِی بَرقوکی قُرمَه پاشِه

هرچی شومو گُفتِک ، باشِه

آش جُو ، شولی ، شَربَت خیار

کَمکی نونَ اَی هَ بیار

شَربَت چوغوندَر نَعنُو روش

کاسکِ کُواره ی بیرزِه توش

پَنیر بووُک ، اَردِه بَرُک

ماس اَگِه خواسّی کِمَرُک

سوچِّی نِنَم کَشکَ توشِه

اَنگورِ شُونی یِی خوشِه

بو شَلغُمِ صُوبِ پُوییز

فِلفِل نِمَک روش، شور و تیز

اُوشَن آسَک کِردَه پاشِه

قاش کُ بِذار دَهنُد خاشه

دُوره دارِه بو دود میا

چِقَدِ زِمِسّون زود میا

مَنقَل ، ذُغال ، اَنبُر ، چُویی

دَرُکُ پیشُش کُن نَچّویی

نون داغِ وُ ریزکی پَنیر

اَنجیرِ شُو موندِه تو شیر

دُنبِی رو اُوگوش رُو طِلا

کَس دَ نَگِه چَربیش بالا

صُوبِی زِمِسّون آفتُوُش

شیر داغُشُ فِرنی رُوُش

یَخکِه رو حُوض ، تَرکِی اَنار

بَرف گِه اومَ شیرَ بیار

پَسَکی میشُو خاشکی سالا

خاشُک میشُد دُورِه حالا

دُورِه بیام بیبینَمُدون

بیام بیشینَم پیشُدون

بیام رو ایون بیشینَم

اَناری اَی بو بیچینَم

نِگکی تویِ مُدبَخ کُنَم

سینِی نِسِرمی  یَخ کُنَم

مِهدی اینا هَمَش خُوِه

نَکَش تو بیخود اَخُوِه

خاشکیُ کاشتن سُوز نَشُ

دَندِه حَریفِ بُوز نَشُ

وَخی ، وَخی گِه شَنبِه شُ

هَر چی گِه رِشتی پَنبه شُ

——————————————————————————————————————————————

اِی کُماچِ کُماچدونُم

اِی بَلُکِ توو نوندونُم

مَ خُ دِلُم رُو پاتَنور

اُفتیدِه دَر غارِ چوغور

مورُکِ زیر قالیدونَم

چوغورُکِ بازاریدونَم

تَرکیدِه ئی کُل بُخُدا

بَسکِه تویِ فِکرِ شُما

خیلی دِلُم تَنگُدونِه

نیسِّک دیِه شُم تو خونِه

نیسِّک بیام مَ پیشُدون

کو بَرَدون کو میشُدون؟

کو شیر و نونِ تازَدون؟

کو گوشتِ تازِی مازَدون؟

دوغدون کُجان؟ماسدون کُجان؟

سَر شیر تو تاسدون کُجان؟

قَرِی تُرُش ، شیرکِ فُرُش

آلو سیِی خاش بِر خوروش

یِی بَرقوکی قُرمَه پاشِه

هرچی شومو گُفتِک ، باشِه

آش جُو ، شولی ، شَربَت خیار

کَمکی نونَ اَی هَ بیار

شَربَت چوغوندَر نَعنُو روش

کاسکِ کُواره ی بیرزِه توش

پَنیر بووُک ، اَردِه بَرُک

ماس اَگِه خواسّی کِمَرُک

سوچِّی نِنَم کَشکَ توشِه

اَنگورِ شُونی یِی خوشِه

بو شَلغُمِ صُوبِ پُوییز

فِلفِل نِمَک روش، شور و تیز

اُوشَن آسَک کِردَه پاشِه

قاش کُ بِذار دَهنُد خاشه

دُوره دارِه بو دود میا

چِقَدِ زِمِسّون زود میا

مَنقَل ، ذُغال ، اَنبُر ، چُویی

دَرُکُ  پیشُش کُن نَچّویی

نون داغِ وُ ریزکی پَنیر

اَنجیرِ شُو موندِه تو شیر

دُنبِی رو اُوگوش رُو طِلا

کَس دَ نَگِه چَربیش بالا

صُوبِی زِمِسّون آفتُوُش

شیر داغُشُ  فِرنی رُوُش

یَخکِه رو حُوض ، تَرکِی اَنار

بَرف گِه اومَ شیرَ بیار

پَسَکی میشُو خاشکی سالا

خاشُک میشُد دُورِه حالا

دُورِه بیام بیبینَمُدون

بیام بیشینَم پیشُدون

بیام رو ایون بیشینَم

اَناری اَی بو بیچینَم

نِگکی تویِ مُدبَخ کُنَم

سینِی نِسِرمی  یَخ کُنَم

مِهدی اینا هَمَش خُوِه

نَکَش تو بیخود اَخُوِه

خاشکیُ  کاشتن سُوز نَشُ

دَندِه حَریفِ بُوز نَشُ

وَخی ، وَخی گِه شَنبِه شُ

هَر چی گِه رِشتی پَنبه شُ

ای کماچِ کماچدانِ من

ای نان تازه ی ناندان من

من که دلم مثل پاتنور

افتاده جلو لانه گنجشک

مورچه زیر قالی شما هستم

گنجشک (دمجنبانک) شما هستم

بخدا که سرم ترکید

از بس که در فکر شماست

خیلی دلم تنگ شماست

شما دیگر در خانه نیستید

نیستید که پیش شما بیایم

بره شما کو ؟ میش شما کو؟

شیر و نان تازه شما کو؟

گوشت ماهیچه تازه شما کو؟

دوغ شما و ماست شما کجاست؟

سرشیر توی کاسه شما کجاست؟

قره ترش ، شیرتازه (آغوز یا زهک)

آلو سیاه خوب برای خورش

یک کم گوشته قرمه کنارش

هرچه شما گفتید باشد

آش جو ، شولی ، شربت خیار

کمی نان هم اگر هست بیاور

شربت چغندری که روی آن نعناست

کاسه کواره ای هم باشد که در آن بریزد

پنیر را به اندازه بویی، ارده را از کنارش و زیاد بخور

ماست را هم زیاد بخور و ظرفش را به کمرت ببند

کاسه سفالی مادر بزرگم که درونش کشک است

یک خوشه انگور شاهانی

بوی شلغم صبح پاییز

که رویش فلفل و نمک ریختم و شور و تند است

آویشن ساییده هم در کنارش است

قاچ کن و در دهانت بگذار که خیلی خوشمزه است

دوباره دارد بوی دود می آید

چقدر زمستان زود می آید !

منقل ، ذغال ، انبر ، چای

در را روی هم بگذار که نچایی (سرما نخوری)

نان داغ هست و کمی پنیر

انجیری که شب تا صبح در شیر مانده

دنبه ی روی آب گوشت مثل طلا می درخشد

کسی هم نگوید که چربی و کلسترولش بالاست

آفتاب صبح های زمستان

شیر داغ و فرنی روان

یخ روی حوض ، شاخه درخت انار

وقتی برف آمد شیره هم بیاور

بر عکس میشد ای کاش سال ها

خوب و خوش میشد دوباره حال ها

دوباره بیایم و ببینمتان

بیایم و پیش شما بنشینم

بیایم و روی ایوان بنشینم

اگر اناری هم روی شاخه بود بچینم

نگاهی به درون مطبخ کنم

کنار سایه حیاط یخ کنم

مهدی اینها همه خواب است

بی دلیل خمیازه نکش

کاشکی را کاشتن ولی سبز نشد

زنبور کوچک (زرد) حریف زنبور بزرگ(قرمز) نشد

برخیز ، برخیز که شنبه شد

تمام ریسیدنی های تو پنبه شد

کُماچ=نوعی شیرینی محلی

بَلُک =نان محلی کوچک و پرمایه مخصوص بچه ها

پا تَنور=تکه خمیریکه توی تنورافتاده وپخته

چوغور=گنجشک

مورُک =مورچه

چوغورُکِ بازاری =دمجنبانک ، پرنده ای شبیه گنجشک

کُل = کله ، سر

بَسکِه = از بس که

تنگُدونِه = تنگ شماست

نیسِّک= نیستید

پیشُدون = پیش شما ، پیشتان

بَرَدون = برّه شما    میشُدون=میش شما ، میشتان

مازِه = گوشت ممتاز گوسفند

قَرِه =قره قوروت  فُرُش= آغوز،زهک،اولین شیر گوسفند

بَرقوک = کمی ، یک مقدار

شولی = آش محلی

مَثَل محلی است = پنیر بووُک،ارده برُک،ماس کِمَرُک

سوچه=ظرفی سفالی مخصوص برای ساییدن کشک

ریزُکی = ریزه ای ، کمی ، مقداری

فِرنی = شیر برنجی      رو= روان ، آبکی

پَسَکی = برعکس ، وارونه

خاش = خوب و دلنشین   خاشک = مصغر خاش

دُوره= دوباره

نِسِرمی = جای نسرم ، جایی که آفتاب بر آنجا نتابد

خُو= خواب

اَخُوِه = خمیازه

دَندِه= زنبور کوچک زرد    بوز= زنبور بزرگ قرمز

وَخی = برخیز ، بلند شو

رِشتی = رشته ای ، ریسیده ای

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

3598 مطلب نوشته است .

  1. طباطبایی می‌گه:

    دست شما درد نکنه عالی بود . از شما درخواستی دارم لطفا شعری هم برای کودکان شهرمان بگذارید با فایل صوتی تا بخش کودکان هم استفاده کنند ممنونم

  2. احمد می‌گه:

    عالی بود دست شما درد نکنه.شعرهای بیشتری در مورد شهر ابرکوه بگویید وبگذارید تو سایت.من که از وطنم دور افتادم دلم خیلی تنگه براش .کسانیکه اونجا هستند قدر بدونند.وهیچوقت از شهرشون بد نگن .حتی بخاطر نبودن برف وباران

  3. عزت اله می‌گه:

    آفرین

  4. ناشناس می‌گه:

    سلامِ.عالی بود.

  5. ناشناس می‌گه:

    زبان ابر کو مخلوطی از زبان کردی و لری است ابر کوی ها خودشان نمی دانند  .چون به زبان کردی لری ابر قوی احاطه دارم اینو میگم مثلان کردها به کوتاه میگن کول. به خسته نباشید میگن مانده نباشی به برادر .میگن ککا به هیزم میگن چیلگ و و و و ….بعدشم زبان لری تا دلت بخاد توی زبان ابر قوی هست مثلان لر ها به غرب میگن پسین به جنگ میگن جر به بهتر میگن به زه به بله میگن ها به مرد میگن سقط. به اب میگن او به بخرم میگن بسونم بیشتر کلمات نژاد ابر قو لر وکردی است 

  6. عبدالله می‌گه:

    سلام. تشگر . چرا نمی توان این شعر یا دکلمه را دانلود کرد آقا رحیم؟

    سلام قاعدتأ باید مشکل از سایت لینک شده باشد

  7. سید مهدی میرعظیمی می‌گه:

    سلام بر دوستان عزیز
    از ابراز لطف شما سپاسگزارم ، ابرکوه یک شهر نیست بلکه یک فرهنگ است ، صفا و صمیمت و صداقتی که در این فرهنگ موج میزند در گرو جغرافیای خاصی نبوده و نیست.

  8. مربیان کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان می‌گه:

    سلام دست وقلم شاعر درد نکنه واقعا زیبا بود خیلی لذت بردیم

  9. نازنین می‌گه:

    سلام بر آقای میرعظیمی.خیلی عالی بود .” حرف دل” هم خیلی عالیه. چرا در شبکه یزد فعالیت ندارید یا حداقل در مراسمی که در شهرمون برگزار میشه ؟ افراد زیادی شمارو نمیشناسن. درست نیست چنین استعدادی ناشناخته بمونه..ممنون از شعری که گذاشتید.

  10. عزیزی می‌گه:

    سلام اقا میدی دسدون درد نکنه شعردون خیلی خاش بود اگ دیین دارک برامون بذارک تو سایت خیلی کیف کردیم فایل صوتیش رو بذارک بد نی نوکردیم.

  11. تیزبین می‌گه:

    این آقا مهدی میر عظیمی رو اگر وسط شیراز هم ببینی یاد ابرقو و کوچه باغ های صحرای نعمت آباد می افتی.
    خدا خودش رو حفظ کنه و خانواده مرحومش رو رحمت کنه
    کاش بیشتر در امور فرهنگی ابرکوه دخیل و سهیم می شد.

  12. محمد حيدري می‌گه:

    محمد حيدري !

  13. یزدان پناه می‌گه:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و احترام

    خیلی عالی بود .

    یاد قدیمها به خیر .حالا دیگه همه چیز عوض شده : نان فانتزی – نان پیتزا – ….

دیدگاه شما

تمام حقوق این سایت برای © 2017 اخبار شهرستان ابرکوه. محفوظ است.
بهینه سازی شده king2net