گفتگو/سیدمحمدآتشی شاعر ابرکوهی(۲۳ نظر)

گفتگو/سیدمحمدآتشی شاعر ابرکوهی(۲۳ نظر)

ابرنیوز:سیدمحمدآتشی شاعرابرکوهی درگفتگوبانشریه “روشنا”به نکاتی اشاره کرده است که برای خوانندگان ابرنیوز بیفایده نیست.از این شاعر تاکنون شاهد چاپ چندین کتاب بوده ایم و چند کتاب نیز در دست نشر دارد.

 متن کامل گفتگوی این شاعر رادراین مجال در سایت خبری ابرکوه می خوانید.

**شناسنامه ی ادبی سیدمحمدآتشی به ماچه می گوید؟

*من ازنوجوانی به سرودن شعرپرداختم وهمکاری ام را بانشریات ادبی شروع کردم ودرهمان زمان بانویسندگان مطرحی چون آذریزدی مکاتبه داشتم.بعدازتحصیلات دانشگاهی فعالیت های ادبی من بیشترشد.درسال هفتادوسه اولین نشریه ادبی شهرم راباعنوان “روزنه”چاپ کردم.درسال هفتادوهشت اولین کتاب من باعنوان “کاشی های ساده”به چاپ رسید تاکنون شش کتاب منتشرکردم وسه کتاب هم دردست چاپ دارم.درنوجوانی کنارخیابان کتاب میفروختم.چندسال بعد به روزنامه فروشی روی آوردم .هردوی اینهادرکار ادبی من موثربودند.درشعرسبک وسیاق نو رامی پسندم البته باتاکیدبرپشتوانه ی ادبی غنی ای که ماایرانی هاداریم.عاشق خلوت وتنهایی،کتاب ومطالعه،موسیقی وفیلم هستم.

**درکارشعری شماچه اشخاص یاچیزهای بیشترموثربودند!

*موثر؟بیشترین تاثیرراکتاب ورمان…(عاشق رمان های بالزاک فرانسوی بودم)…روزنامه ومجله..(.آرزوداشتم شعری ازمن درمجله یاروزنامه ای چاپ شود…اماالان منتشرشدن کتاب هایم هم فرقی وتاثیری برایم ندارد!)همه اینهاموثربودند.فراموش نکنید آشنایی باشاعران معاصرمثل “سهیل محمودی” درصفحه ی شعرمجله جوانان دهه ی هفتاد.یا “پرویزبیگی” درصفحه ی شعرنشریه ی آتیه درهماه دهه، یامراوده باشاعران مطرحی چون “منصوراوجی”و”مسعوداحمدی” دراواخرو اوایل دهه ی هشتاد،همه درکارمن تاثیرداشتند.میدانیدمن خیلی زودشروع کردم.اکنون وقتی نگاه میکنم میبینم کاری که من درنوجوانی ،یااوایل جوانی  درزمینه شعروادب انجام میدادم..خیلی هادرچهل…پنجاه سالگی موفق به انجامش میشوند.

**خانواده چطور؟درکارشماموثربودند؟

*من ازيك خانواده مذهبی مي ايم مرحوم پدرم ازسن هفده سالگی واردمسجدجامع زادگاهم شدتا سن هفتادوسه سالگی باقرآن واذان محشور بود.پدرم اشعارزیادی ازشاعران بزرگ حفظ بود.گاهی که سرذوق بود زمزمه میکرد.قدیم انگاررسم بود.حتی من درست به یاددارم که وقتی مرحوم حاج آقانورالله مهدوی به منبرمیرفت ابتدا اشعاری راباصوت خوش ازحافظ وسعدی میخواند بعد وارد وعظ وخطابه میشد.پدرم شاعران رامی شناخت مثلا سهراب سپهری وهشت کتابش رادوست داشت .بارها شاهدبودم گزیده ی اشعارسپهری رابرمی داشت وبه عکس سهراب روی کتاب که اناری دردست داشت خیره می شد،انگاربااوحرف می زد.

**بااین تفاسیرفکرنمیکنیددرشم اپارادوکسی ست به مقیاس نو و کهنه،مذهب ومدرنیته!؟

*نه اصلا اینطورنیست.درسته که همه ی ماریشه درجامعه ای مذهبی وسنتی داریم که البته مایه ی افتخارهم هست،اما به اقتضای زمان ازمصادیق مدرن روزهم .استفاده می کنیم.رادیو ،تلویزیون ،موبایل ،ماشین، تلفن، داروهای پزشکی، جراحی ،رایانه،اینترنت،و…شعرهم ازاین قائده استثنا نیست.

**درکتاب اول شما “کاشی های ساده”وبیشتردرکتاب” رودخانه اشیا” رگه های رمانتسیسم وطبیعت گرایی موج میزند.نظرشمادرباره ی شعروطبیعت چیست؟

*دراین زمینه شاعران سه گروهند.عده ای دردامن طبیعت سخت وخشنی بوده اند والان ازآن دورشده اند ودور وبرشان درخانه وآپارتمانشان دلخوش به گل وسبزه ای هستنداین شاعران دچارنوستالژی میشوند،شعرشان می شودداغ وحماسه، مثل علی باباچاهی که ازکناردریای تفت دیده ی جنوب دل کنده رفته به آپارتمانی درتهران!بعضی دیگرطبیعتی ندیده اند، بیشتردراین موردخوانده اند ودیده اند،این گروه تخیلشان به کارمی افتدومی شوندشاعرباغ وغزل ،مثل فروغ فرخزاد،که درشعرهایش دلخوش به اقاقیای خانه اش ازآن می سراید.گروه سوم مثل نیما ازطبیعت سرسبزوشادی میایند که تردوشکننده است.آنهاتغزلی هستندوآماده دگرگونی.شاعرانی مثل من ازگروه اولند.باهمه ی اینها این طبیعت ،باکمترین سرسبزی ،دوربرمان هست. به ماونقش ذهنی امان کمک می کند .درکتاب کاشی های ساده وکتاب رودخانه ی اشیاء،شماباچنین شاعری روبرو هستید.اضافه برآن من شخصا به گل وباغ وسبزه علاقه ی خاصی دارم ،وفی المثل، عطربهارنارنج راباهیچ چیزدیگری عوض نمی کنم.درکنادریا نزیسته ام، اماعاشق دریاوبندرم.تاحدی که شمااگرکتاب رودخانه ی اشیای مرابخوانید،قشنگ ازاشعارش بوی دریاوبندرراحس می کنید.درتکمیل این صحبت ،بایداضافه کنم ،وقتی شمادرنوجوانی باشاعران ونویسندگانی محشورید که سبک طبیعت گرایی رادرجهان نمایندگی می کنند،مثل ویکتورهوگو،دربزرگسالی نوشته هاوسروده هایتان ارتاثیرقلم آنهاخالی نخواهد بود

**در ارزیابی شعر دهه ی هشتاد نوشته بودید که شعری بخشنامه ای است منظور شما از این ترکیب چه بوده است؟

*اگر با دقت خوانده باشید در آن مقاله آمده بود که بخشی از شعر دهه ی هشتاد شعر بخشنامه ای است نه همه ی آن. نوشته ی من متوجه این موضوع بود که بعضی از ترکیب های شعاری ، بعضی از اشعاری که برای کنگره ها سروده می شود؛ یا نهاد ها و آدم های خاصی آنرا ترویج می کنند، شعر بخشنامه ای را به وجود آورده اند. همان اتفاقی که در دهه ی شصت هم افتاد ما در دهه ی هشتاد شاعران و کتابهای خوبی هم دیدیم که گرچه بعضی از آنها دولت مستعجل بودند اما بعضی دیگر بارقه های امید هم از خود نشان دادند.

**گفته بودید که شعر کوتاه بیشترین تاثیر را در روند تکامل شعر ایفا می کنند. منظورتان روند تکاملی چه نوع شعری بوده است؟

*به طور اخص متوجه شعری هستیم که معروف به شعر سپید است. می دانید که شعر سپید دست مایه ی اصلی اش ایجاز است. این سبک و سیاق مخصوص پویایی و زبانی مشخص دارد که به چشم اندازهای وسیع تری پیوند می خورد که می توان آنها را شعر ناب و بازیابی زبان بنامیم مثلا منوچهر کوهن می گوید: گلها را/ بمب باران کردند/ تا در یک. آن/ شهر ها/ گلباران شوند.

**حالا که بحث به اینجا کشید خوب است گریزی هم بزنیم به شعر پایداری آخرین کتابی که از شما در ۳ سال پیش منتشر شد موضوع آن شعر پایداری بود آیا این امر اتفاقی بوده؟

*بله،  کتاب «مردی در ساعت صفر» ماحصل کار در یک برهه ی زمانی خاص بوده است و به صورت جزیی تر مطالعه شعری از لورکا ی اسپانیایی مرا به تالیف آن کتاب کشاند آن شعر معروف با این سطر ها شروع می شود. اگر مردم/ در مهتابی را باز بگذارید! … .

**منتقدی نوشته بود شعر شما شعر ژورنالیسم است و به بیانی شما را مبتکر این نوع شعر دانسته بود.

*آقای نادمی در جلسه ی نقد و معرفی کتاب رودخانه ی اشیا این موضوع را مطرح کرده بود، به نظرم این موضوع بر می گردد به نقش ذهنی در شعر. بخشی از نقشهای ذهنی شاعر زاییده مطالعات اوست. از کودکی تا پیری، همه چیزهایی که دیده وتجربه کرده است و دچار احساسات شده است، به این معنی که بعضی از این نقشها احساس سرشارتری دارند که بارها در ذهن شاعر جای میگیرند: آواز یک پرنده، بوی یک گل، امواج خروشان، راه کوهستانی، کارگری که از کار برمی گردد، تیتر یک مجله ادبی یا یک روزنامه سیاسی اینها که خود ارزش سمبلیک دارند ولی نمی توان نوعی برای آنها مشخص کرد نمایشگری اعماق احساسی شاعرند که گاهی هیچ کس را به درون آن راهی نیست مگر اینکه بوسیله ی خود شاعر شعر شوند.

**در این میان نقش وابستگی شعر چیست؟

*بیشتر مردم به شعری که با اوضاع روز وابستگی ندارد ، بی توجه اند! و کم کم دارند شعرهایی را هم که از احوال روز مایه گرفته اند، نادیده می انگارد. ممکن است یک شعر سیاسی زودتر و بیشتر بر سر زبانها افتد، اما باید دیدآیا این شعر فردا هم خوانده می شود.

اکثر مردم با ایسم ها کاری ندارند، نه خواهان آنند و نه جویای این. صحبت بر سر این است که کدامین شعر زنده و جاوید خواهد ماند؟

شاعری که با مسایل روزگار خویش سروکار دارد معلوم نیست در روزگاران بعد شعرش تازگی داشته باشد!

پس چه بهتر وابستگی شعر بیشتر به احساس شاعر باشد که نقطه ی مشترک او با خوانندگان و مخاطبان است. احساس های مشترک هیچ گاه از بین نمی روند. غم و شادی، امید و آرزو، مرگ و تولد، زندگی و طبیعت ریشه در موجودیت انسان دارند. از ازل تا ابد.

**در مورد برداشت های مختلف از شعر

نیما بر اساس آگاهی از گذشته کاری کرد کارستان! اما این بیماری که همه می خواهند بر اساس کار نیما، نیمایی دیگر باشند، شکست خورده است در دهه های گذشته هم تجربه شده و ناموفق بوده! اما اگر شاعری جوان حرفی پخته و با اسلوب و منسجم، هدفدار و بامحتوا با حس شعری بیان کند، البته که باید طرفدار او بود. در این صورت است که می فهمد کجا ایستاده است. با چه زبانی و برای چه کسانی شعر می گوید. درست است که کلام پیوند سالم می خواهد اما اگر کلامی مفهومی صریح هم نداشت، نمی توان گفت شعر نیست، بلکه هست!… مخاطب باید خود را بالا بکشد.

**برخی معتقدند که شعر دچار بحران شده است نظر شما چیست؟

*درست است که داستان و رمان و قصه معاصر در این سالها موفق تر عمل کرده اند اما در همین زمینه هم مشکلاتی وجود دارد. این مشکلات مربوط به راه ناسالم قصه هایی است که تقلید خام از نوشته های نویسندگان خارجی هستند آنچه باعث بحران در بخشی از شعر و قصه ما شده است بی اصالتی است.. که البته این حرکتی گذرا است و زبان و نگارش آنها، با روند زمانی به هدفی مشخص می رساند. اصالت نداشتن ناپایداری پریشان گویی هاست ..که جامعه هم از آن استقبال نمی کند. بحران و گذر از بحران این تعریف شرایط فعلی شعر ماست.

**و اما درباره ی غزل و اشعار کلاسیک، آیا غزل شعر دوران ما و آینده است؟

*من به حسن نیت شما اعتماد دارم و می دانم که نمی خواهید برای من دشمن تراشی کنید اما متاسفم نمی توانم به شما در این مورد و سوالتان امید دهم! احتمالا «محمد علی بهمنی» آخرین شاعری است که غزل های به یاد ماندنی می سراید. در آینده و دهه های در پیش حتی ترانه های این شاعر و چند شاعر دیگر با صداهای بهتری حتی از ناصر عبدالملکیان، در بین نوجوانها و جوانها طرفداری نخواهد داشت. سری به مدارس و حال و احوال نوجوانها و جوانها بزنید، شعر های پریشان و ناقص رپ گونه، ذهن آنها را مشغول کرده. این شعرهای پریشان و ناقص البته به ظاهر دارند خود را تصحیح میکند، این گدای پریش دارد آدم معقولی می شود!

جوانها عاشق این نوع شعر ها و به طبع آن آهنگ ها هستند. نه تنها غزل بلکه قالب های کلاسیک دیگر هم حرفی برای گفتن نخواهند داشت! گفتنی ها را پیشینیان حافظ، سعدی، فردوسی، مولانا، خیام، باباطاهر بیان کرده اند. مطمئنا در اینده شما شاعری یافت نخواهید کرد که به گرد پای این چهره های درخشان برسد. پس الان و در آینده کلاسیک سرایی نتیجه ای روزمره خواهد داشت و طبیعتا ماندگار نیست. شعر دوران ما و آینده شعری نو و مدرن است آخر نمی شود در زمانه ی نو نشست و سخن کهنه گفت. شعر نو گرچه قالب کلاسیک ندارد، اما تفکر حرکت دارد. گرفتار فرم نیست، کم کم دارد پشتوانه دانش ادبی و تاریخی پیدا می کند و سنت را می پذیرد. بنابراین حرکت فکری قابل عرضه وقابل پیوند با ادب و شعر گذشته و سر منشاش تحول نیمایی خواهد داشت.

** پس غزل مدرن چه می شود؟

*این مدرن بودن، قالب کلاسیک غزل را میشکند، در واقع طرحی نو در می اندازد، همانطور در دهه های پیش غزل نیمایی، غزل سپید و … قالب کلاسیکی را دگرگون کردند. غزل مدرن در نهایت ودر بلوغ شعر مدرنی می شود که غزلیت قالب خود را از دست می دهد ودر این پوست اندازی، قالب کلاسیک غزل خود را به دور خواهد انداخت.

**اینکه گفتید شعر نو دارد پشتوانه دانش ادبی و تاریخی پیدا میکند به چه معنی است؟

*شاعران «دادائیست» فرانسوی که نحله ی ایرانی آنها به شاعران «جیغ بنفش» معروف شدند رگه های شعری خود را به اشعار مولانا می رساندند. این رگه های شعری قالب را مد نظر نداشت گرچه خود مولانا نیز در بعضی از اشعارش قالب کلاسیکی را شکسته و بی توجه کناری گذاشته است! به پیوست این شاعران، شاعران مدرن و نحله شعری«ارتعاش» امروزی ایران، بر این ادعای درست تاکید دارند که حافظ و سعدی ومخصوصا سعدی الگوی آنها هستند. خوب با این پشتوانه و دستاوردهای منطقی دیگر نمی توان ونباید آنها را نادیده گرفت.

** در مدارس و دانشگاها بیشتر تاکید بر روی شعر کلاسیک و عروض است.

*جریان شعر را شاعران روز مشخص می کنند که البته بیشتر آنها ممکن است کتابی هم به چاپ نرسانند! در کشور ما آنچه در جامعه رخ می دهد با اصول آکادمیک همخوانی ندارد! بر عکس کشورهای غربی! تصور کنید به یک نوجوان یا جوان امروزی بخواهیم شیرینی بازی «گردوبازی» را بچشانیم در این تجربه ی ما بزرگترها، او گرچه شریک می شود و همراهی می کند، اما در همان حال موبایل و بلوتوث و اس ام اس برایش مهمترند. او دارد با تجربه بازی ما را همراهی میکند اما درعمل دارد کار خودش را می کند. حکایت آنچه در تدریس دانشگاهی میگذرد با آنچه که نسل جوان اهل شعر و ادب رقم می زنند پارادوکس شگفتی است که همه آن را به نوعی پذیرفته اند!

** کتاب رودخانه اشیا وقتی منتشر شد انعکاس به پا کرد و منتقدین آنرا تحولی در شعر آغاز دهه ی هشتاد دانستند حتی به یاد دارم یکی از اشعار آن «سیاوشی دیگر» یکی از شعرهای برتر سال قلمداد شد کلا درباره آن کتاب و خصوصا «سیاوشی دیگر» نظرتان را می خواستم بدانم.

*رودخانه اشیا وقتی به بازار آمد که تاز من پدرم را از دست داده بودم از یک طرف خوشحال بودم و از طرف دیگر ناراحت. روحیه ام به هم ریخته بود منتقدین کتاب را مورد حمله قرار داده بودند وحتی در موردی دو منتقد کتاب را با هم نقد کردند و به چاپ رساندند که نقدها موجود است. در محیط شهری خودم غریب تر بودم تا جای دیگر،حتی اشعارم مورد بی مهری  قرار داشت . اما من که به این شرایط عادت داشتم کارم را ادامه دادم. چند ماهی از این موضوع نگذشته بود که یکی از مجلات ادبی از نظرخواهی با منتقدین شعر سیاوشی کجاست؟ را به عنوان ۵ شعر برتر سال مطرح کرد . بله زحمات من نتیجه داده بود یادم هست دوست شاعرم منصور اوجی هم مرتب به من یادآوری می کرد که کارت را ادامه بده. اما برعکس تمامی صاحب نظرها ،آن شعر یک شعر شخصی و عاشقانه است نه حماسی! اصلاً حماسی نیست! آقای ضیاءالدین ترابی شاعر و منتقد متوجه عاشقانه بودن این شعر شده بود البته من به نظر منتقدین و سلیقه هایشان احترام می گذارم و حتی پرخاشگرترین آنها را دوست دارم، چون ما را در تمرین دموکراسی یاری می دهند. زمان در این شعر در گردش است وقتی شما شعر را تمام می کنید دوباره باید آن را شروع به خواندن کنید . شعر درباره نوعروسانی است که با کمی سن مجبور به ازدواج اجباری می شوند و آرزوهایشان سرکوب می شود.

**دوست دارم این گفتگوراباچندپرسش کوتاه به پایان ببرم…سه شاعرمطرح معاصرازنظرشماچه کسانی هستند؟

*نیما،شاملو،فروغ فرخزاد

**سه شاعراین سالهاکه شماکارشان رادوست دارید؟

**بگذاریدچهارشاعررانام ببرم..منصوراوجی،مسعوداحمدی،لیلی گله داران و روجاچمنکار…من بااشعارشان تاهنوززندگی میکنم.

**بزرگترین شاعردنیا

*شارل بودلرفرانسوی وازایران حافظ

**سه نویسنده بزرگ معاصرازنگاه شما؟

**بزرگ علوی،صادق هدایت،آذریزدی

**رنگ موردعلاقه؟

*چهره آبیت ای عشق چراپیدانیست؟

**سه مکانی که بیشتردوست دارید؟

*خیابان ارم شیراز،پارک خیابان چارباغ اصفهان وامامزاده عباسعلی.

**وسخن پایانی؟

*پروازرابه خاطربسپار/پرنده مردنی است.

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

3598 مطلب نوشته است .

  1. سید مهدی میرعظیمی می‌گه:

    جناب آقای آتشی عزیز
    قلمتان همواره بر پهنه کاغذ دوان و لبتان همواره در راه راستی زمزمه کنان باد.
    دست مریزاد

  2. اکرمی می‌گه:

    در ضمن عرض کنم بد نیست در مورد موضوع عنوان شده در اینجا اظهار نظر کنیم اینجا مقاله ای در مورد صادق هدایت گذاشته نشده است . و صرفا
    نقد صادق هدایت در مورد این گفتگو شاید مناسب نباشد

  3. اکرمی می‌گه:

    دوستان حتما می دانید بخشی از تحول ادبیات معاصر مرهون صادق هدایت است. صادق هدایت شاهکار هایی را تقدیم ادبیات ما کرده است اینکه کتاب های او ممنوع الچاپ بوده و جدیدا با چاپ سال در کتابفروشی ها موجود است برمیگردد به شرایط سیاسی هر دوره از تاریخ که همیشه هنر و ادبیات از این موضوع زخم خورده اند. دوستان منتقد صادق هدایت با یک جستجو در گوگل و خواندن اطلاعات در مورد او خواهند دریافت که صادق هدایت بزرگ مردی در تاریخ ادبیات ایران است. حال اگر چشم بسته نظر بدهیم که مطالب گوگل و صد سخنرانی و … فایده نخواهد داشت.و ای کاش بیاموزیم در مورد موضوعات مختلف با آگاهی کامل از مووضوع مورد نظر اظهار نظر کنیم.

  4. (حسین) می‌گه:

    با سلام و ادب خدمت عزیزانی که پاسخ دادند.
    بنده برای همه افراد که جهت سربلندی و اعتلای اسلام واین آب و خاک در همه رشته ها و تخصص ها زحمت می کشند احترام قائلم و عملشان را جهادی دیگر در امتداد خون شهدأ میدانم زیرا پیشرفت این کشور و محافظت از دستاوردهای همه جانبه آن ،یعنی محافظت از خون جوان های رعنایی که برای امروز ما و نسلهای فردا جانشان را فدا کردند.دقیقاً به خاطر همین عقیده ام هست که برای شاعر توانا و محترم آقای آتشی احترام قائلم وبرایشان آرزوی موفقیت دارم.
    اما بعد،اینجانب نه اهل سیاستم نه اقتصادی ام نه فاضل و عالم ونه اهل هنر ،ولی وقتی میبینم سیاسیون به خاطر امیال وهوسهای چند روزه دنیای خود حاضرند پشت پا به حکومت شیعی علوی بزنند و با دشمنان شناخته شده این کشور سر وسرّی داشته باشند. و اقتصادیهای ما به جای اینکه فکری به حال روزگار این ملت کنند ،خودشان صاحب کارخانه ها ،معدنها،ماشین های میلیاردی ،زر و زیورها ،ویلاهای داخلی وخارجی و گنجهای قارونی شده اند.و بعضی از اصحاب فرهنگ وهنر به جای پاسداری از فرهنگ غنی اسلام مجذوب فرهنگ تیکه پاره غرب شده و گستاخانه بر فرهنگ اسلامی این آب و خاک که الهام گرفته از سنت محمدوآل محمد علیهم صلوات الله است می تازند، نمی توانم آرام بگیرم.
    عزیزان، اولاً که اینجا مقام نقد است نه دعوای شخصی.ثانیاً نقد بنده به افکار نه چندان صالح هدایت بود.برادران و خواهران محترم ، انسان هرچقدر تلاش کند و لذیذترین،خوشمزه ترین و با رنگ و لعاب ترین غذا را درست کند ولی در آن مقداری خون یا نجاست بریزد کدام آدم عاقلی دیگر لب به این غذا میزند. آثار این نویسنده پوچگرا هر چند به اشتهای برخی ،دارای پختگی ادبی!! باشد ولی در آن آنقدر اسائه ادب به ساحت مقدس ائمه اطهار(ع) ،قرآن کریم و علما شیعه شده و آنقدر حرف رکیک در آن آمده که مصدا ق همان غذای آلوده به نجاست است .عزیزان، مگر نه این است که دانشمندان در تحقیقات 2 ظرف آبی که یکی بر آن حرف رکیک زدند ودیگر را آیه های نورانی قرآن خواندند، مولکولهای آن 2 ظرف،دو شکل متفاوت از خود نشان داد.دوستان ،مطمئن باشید مطالعه و علاقه به نوشته هایی که صاحب آن به بن بست و پوچی رسیده بود و منتهی به انتحار خودش گردید نمی تواند الگوی خوبی برای راهنمایی و نجات ما در دنیای امروزی باشد.راه نجات راه ائمه اطهار(ع) است و انسان به اندازه هر زرّه ای که از آن فاصله بگیرد به همان اندازه وارد راه شیطان شده است چه رسد به اینکه فرد در آثارش به این برگزیدگان الهی توهین کند./
    از حوصله وبردباری دوستان و مخصوصاً از بزرگواری مدیر محترم سایت ممنونم./

  5. اهل ادب می‌گه:

    آقای حسین اگرهدایت آنطورکه شما میگویید هست….پس چراخودتان کتابهایش رابه این دقت خوانده وبررسی کرده اید وآدرس هم میدهید…آتشی حرفهای دیگری هم زده است نیمه پرراهم ببین

  6. مسعودعباسی می‌گه:

    مطمئنا هدایت مشکلاتی داشته !ولی دیگر یزید که نبوده است دراین کشورنویسندگان بزرگ دیگری هم بوده اند که نظرات شاید بدتری ازهدایت هم داشته اند مثل خانم دانشوریا سیمین بهبهانی..همه آنها اذعان داشته انددردوره هایی اززندگی ادبیشان اشتباهاتی کرده اند…پس چه بهترنکات مثبت کارآنهارادرنظربگیریم…تاجوانان ماسراغ نویسندگان…شاعران…وخوانندگان غربی نروند

  7. دشتی می‌گه:

    سلام
    من آدم بی طرفی هستم اما ازاین نکته که حسین اقاگفتند هدایت عرق ملی نداشته تعجب کردم!پس این همه تحقیق وپژوهش درباره آداب ورسوم فولکلور اقوام ایرانی ملی گرایی نیست؟
    ضمنا این جنگ پهلوی وقاجاردیگرچه صیغه ای است تا جایی که من میدانم گرچه هدایت ازیک خانواده اشرافی قاجاربوده است اما ازنظام پادشاهی بیزاربوده وبه جمهوری اعتقادداشته است
    چطورمیگویید نسل ماازهدایت وآثارش اطلاع ندارد؟پس اینهمه دست به دست شدن کتابهایش دربین جوانها دلیلش چیست؟

  8. (حسین) می‌گه:

    دشتی جان چرا سفسطه میکنید؟ یک نویسنده پوچگرای مبتذل نویس ضد دینی را به عنوان بزرگترین نویسنده معاصر یاد کردن ، آن هم برای نسلی که نه از افکار صادق هدایت خبر دارد و نه آثار او را مطالعه کرده است، جز الگو برداری و معرفی الگو مگر نتیجه دیگری از آن عاید میشود؟بیان شما مثل این است که به شخصی بگوییم از بالای صخره خودش را پرت کند بعد بگوییم ما که نگفتیم خودکشی کند! آقای دشتی، بزرگ جلوه دادن یک شخص با آن اوصاف، عین الگو برداریست کما اینکه تشویق یک فرد به سقوط خود از صخره،عین تشویق فرد به خودکشی است یعنی نتیجه ی آن خودکشی است.بعضی ها خیال نکنند هدایت در نوشته هایش دغدغه آزادی و آزادگی را داشته است که اگر اینطور بود در کتاب توپ مرواری خود به سرور آزادگان جهان حضرت سیدالشهدا(ع) و دیگر ائمه صلوات الله علیهم توهین نمیکرد!! نوشته های هدایت نشأت گرفتهء از جنگ خان ها و اشراف زاده های قاجار و پهلوی میباشد و هیچ گونه عرق ملی یا مذهبی در آن وجود ندارد بلکه در آنها به فرهنگ اسلامی تاخته ودهان کجی کرده است. لطفاً به کتاب عدل الهی شهید مطهری صفحات 89 ــ 188 و189 سری بزنید تا نظر استاد شهید را در باره صادق هدایت بدانید./
    ای کاش ابرنیوز نظر دوم مرا هم می گذاشت!

    عمده نظرنظر دوم شما لینک برخی اخبار بود که مخاطب می تواند به راحتی با یک جستجوی ساده در فضای مجازی به آن دسترسی داشته یاشد.اگر هم می خواهید نظرات شما کامل نمایش داده شود باید خود را معرفی کنید.

  9. دشتی می‌گه:

    حسین جان اینقدردرباره آدم ها زودقضاوت نکنید من همه گفتگو راخواندم اسمی ازالگوبرده نشده بود

  10. (حسین) می‌گه:

    سلام
    با آرزوی موفقیت برای شاعر محترم ، آقاسید اینهمه نویسنده ماهر ،چیره دست، توانا و متعهد توی این کشور است شما چرا یک نویسنده مبتذل و سکس نویس را الگو معرفی کرده اید؟


    سلام بر دوست عزیز همیشه همراه،نظر دوم شما واصل شد.ضمن تشکر از محبت شما به ابرنیوز،با کمی صبر برای تأیید نظرات لطف خود را تکمیل کنید.پیشنهاد می کنیم مطلبی مستقل درهمین زمینه بفرستید.ایمیل سایت در دسترس شما است.

  11. مسعودعباسی می‌گه:

    با آرزوی موفقیت برای آقای آتشی

  12. ح.رضایی می‌گه:

    باسلام وتشکر ازمدیریت سایت ابرنیوز…بنده معلم هستم ودرتحصیلات تکمیلی ام (14سال پیش )موضوع تحقیق وپژوهشم آقای آتشی وآثارشان بود.ایشان راازنزدیک میشناسم انسانی فروتن ومهربان هستندالبته دربرخورداصلا متوجه نمیشوی که ایشان دارای چنین اطلاعات ژرفی هستندشایددلیلش سادگی وخودمانی بودن ایشان باشد..استادمرحوم کاوه کارگردردانشگاه آزاداستادمابودندومن به پیشنهادیکی ازدوستانم آثارآقای آتشی راانتخاب کردم.کمال همکاری رابامن داشتند.ازفرصت استفاده کرده ازایشان تشکرکرده برایشان آرزوی موفقیت دارم…ایشان همچنین مترجم توانایی هستندترجمه هایشان درگوگل موجوداست.

  13. سجادی می‌گه:

    آقای اکرمی شاعرداردازگذشته ادبی ایران می گویدوبه آن می بالد..آنوقت شما میگوییدشعرکهن مارازیرسوال برده است!واقعاکه…من بابعضی نظرات ایشان مخالفم امااین دلیل نمی شودکه بالندگی واستقلال ایشان راتحسین نکنم.باهمین جبهه گیریهاست که همه گذاشتندازاین شهررفته اند…فرارمغزهاکه شاخ ودم ندارد…استعدادهای شهرمان راقدربدانیم

  14. فلاحزاده می‌گه:

    اگرصادق هدایت نویسنده خوبی است کتابهایش چراممنوع است؟

  15. اکرمی می‌گه:

    ایشان بااین گفتگوتمام شعرکهن وکلاسیک ماایرانی هارازیرسوال برده اند

  16. علی فتاحی می‌گه:

    باخواندن این مصاحبه نظرمن نسبت به شعروشاعری تغییرکرد…البته بایدمواظب غرب زدگی بود

  17. سید سجاد ابطحی می‌گه:

    افتخار میکنم که ایشان معلم من بودند.

  18. فاطمه (دانشجودانشگاه شیراز) می‌گه:

    درمجموعه ی نقدهای دهه ی هفتادکه انتشارات جنوب منتشرکرده است .نقدی است ازحسن اسماعیلی ندوشن برکتاب کاشی های ساده جناب آتشی.منتقدایشان رابامحسن مخملباف مقایسه کرده بااین تفاوت که مخملباف درسینمافعال است وایشان درادبیات…امیدواریم جناب اتشی به راهی که مخملباف رفت نروندازاین بابت می گویم که درصحبت های ایشان رگه های مدرنیته قوی است

  19. میربقائی می‌گه:

    اقو خیلی مخلصیم حض کردم پایدار باشی رفیق

  20. ز.شرافت می‌گه:

    شماواقعاکارهای صادق هدایت رومی پسندید؟

  21. حاصلی می‌گه:

    استادعزیزبه شماافتخارمی کنم
    سربلندباشید

  22. احمدی می‌گه:

    باتشکرازابرنیوز….من اصلا نمی دانستم درابرقوچنین انسانهای فرهیخته ای هم هستند

  23. م.فلاح زاده می‌گه:

    من که خیلی ازمطالب رانفهمیدم ….ولی بازم خوبه توشهرمون چنین افرادشایسته ای داریم …موفق باشید

  24. اهل ادب می‌گه:

    سلام
    به وجودایشان افتخارمیکنیم ایشان شاعرتوانایی ست وگفتگوی خواندنی ای داشتند

دیدگاه شما

تمام حقوق این سایت برای © 2017 اخبار شهرستان ابرکوه. محفوظ است.
بهینه سازی شده king2net