“سوگ قجري” در ابركوه اجرا شد(61 نظر)

با آغاز به كار بيست و سومين جشنواره تئاتر استان يزد:
“سوگ قجري” در ابركوه اجرا شد
با آغاز بكار بيست و سومين جشنواره تئاتر استان يزد ، نمايش “سوگ قجري” به نويسندگي و كارگرداني بابك طباطبايي جهت شركت در بخش مسابقه ، از تاريخ 8/7/92 لغايت 10/7/92 راس ساعت 19 در سالن آمفي تئاتر اداره ارشاد به روي صحنه رفت.
بابك طباطبايي نويسنده و كارگردان نمايش “سوگ قجري” وي در پاسخ به سوالي در مورد داستان نمايشنامه اش گفت: حكايت نمايش ما حكايت دوران سلطنت قاجار بر ايران است ، دوران حكومت هاي پوشالي و خودكامه اي كه مدت يكصد و سي سال بر ايران حكم راندند و حاصلي جز تباهي براي كشور نداشتند كه با پيدايش انقلاب مشروطه به رهبري سيد محمد طباطبايي و سيد عبدالله بهبهاني هرچند برگ جديدي در تاريخ اين سرزمين گشوده شد ولي همچنان تاريخ مملكتمان از نشيب و فرازهاي نه چندان مطلوب سرشار بود تا اينكه انقلاب شكوهمند اسلامي در ايران ديوارهاي پوسيده سلطنت را براي هميشه از ميان برداشت. وي همچنين افزود‌: “سوگ قجري” تلاش دارد در قالبي طنز توانايي هاي بازيگران را به چالش بكشد و با شركت در بيست و سومي جشنواره تئاتر استان پاي بازيگران و هنرمندان شهرستان را به جشنواره ها باز كند.

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

3631 مطلب نوشته است .

  1. ز.اکرمی می‌گه:

    اتفاقا خیلی هم نمایش جالب و زیبایی بود.بسیـــــــــــــار خوب و عالی .

  2. ابوالفضل می‌گه:

    متاسفانه اداره ارشاد شهرستان ابرکوه کارشناس درست و حسابی نداره، در حالی که یکی از متولیان فرهنگ در هر شهرستانی اداره ارشاد است ….. کاشناس های اداره ارشاد نه تخصص کار فرهنگی رو دارند و نه تجربه کار فرهنگی. من دلم می خواد بدونم آیا در اداره ارشاد کسی هست که رزومه ی فرهنگی داشته باشد و در کارهای فرهنگی دستی داشته باشه. متاسفم برای اداره ارشاد که سبب میشه جوانان این شهرستان اینقدر از فعالیت های فرهنگی عقب باشند که حاضر باشند نمایشی رو بخاطر اینکه برای تنها باری که اکران میشه ببینند. به نظرم لازم هست بسیاری از ادارات شهرستان بخاطر اینکه دارن از بیت المال حقوق میگیرند مورد سوال قرار بگیرند واین همت فرمانداری رو می طلبه.

  3. یه دوسته بی طرف می‌گه:

    سلام به همه دوستان این صفحه.
    من به طور اتفاقی به این پیج رسیدم که برام خیلی جالب بود.چون اصلیت خانواده مادری ام ابرقویی هستن به خاطر تعلق خاطری که داشتم بعد از خوندن تمام کامنت ها منم دوست داشتم یه پیام بذارم.شاید در ظاهر بی معنا باشه ولی با اندکی درنگ ارتباطاتی یافت می شود.من اصلا ساکن تهرانم پس این تئاتر رو نه دیدم و نه شنیدم.تک تک شما عزیزان هم نمی شناسم که نظراتم سو گیری داشته باشه.ولی می خوام بگم آقایون عزیزی که نسبت به یک تئاتر اینقدر واکنش نشون می دین (که خوبه) بهتر نیست به مسائل سخیفی که تو شهرتون هرروزو هرروز باهاش مواجه می شیدو داره جزئی از فرهنگ شهرتون می شه هم اینقدر واکنش نشون می دین.مثلا دهن بینیاتون، به میزان زیاد پشت سر هم حرف زدناتون و در مورد زندگی های هم قضاوت کردناتون، افاده کردن به کوچکترین امکاناتی که برای خودتون دارین که ایشالا مبارکتون هم باشه، تعصب های بی جا، چشم و هم چشمی هاتون.اشتباه نکنید من دشمنتون نیستم من خانم مشاوری هستم که با یه همشهریتون وصلت کردم و دارم تو فرهنگتون زندگی می کنم و ضربه هاشم می خورم . ولی شما آقای طباطبایی که ظاهرا تئاتری رو ارائه دادین بر اساس نظر دوستان سعی می کنم نظر بدم شما هنوز نمی دونید که یکی از مسلمون ترین و محجوب ترین شهرهای ایران ابرقوست؟ نمی دونید که نگهداشتن حرمت بزرگان از چه جایگاه والایی برخوردار است؟ نمی دونید که تا جایی که من تحقیق کردم اکثریت مردم این شهر سید هستند به نظر شما این چه پیامی داره؟ اگه با اندکی دقت تو شهر بگردید حتی یک گدا و فقیر هم در شهر پیدا نمی کنید چون اصلا مردم این شهر نمی ذارن آبروی کسی با گدایی بره. خودشون به دادش می رسن.اینها حرفهایی جدا از توماری است که بخوام از پیشینه فرهنگی تاریخی و موقعیت استراتژیکی این منطقه از گذشته تا به حال بگم.من دوست دارم بهتون بگم برای رشد تئاتر و هنرهایی از این قبیل اول هر دو طرف باید بغض و کینه را کنار بگذارن.از برچسب زدن پرهیز کنند.یکی از بهترین منابع جمع آوری اطلاعات خود مردم هستند و در عین حال مردم برای رشد چنین هنرهایی نیازمند افراد متخصص و تحصیل کرده می باشند. با تشکر

  4. رضا صالحی می‌گه:

    دیالوگ ها در شان مردم ابرکوه نبود. بیشتر دقت کنید
    چه کسانی که در پشت صحنه هستند و چه کسانی که خود بازیگرند.

  5. ناشناس می‌گه:

    روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
    و مهربانی دستِ زیبایی را خواهد گرفت.

    روزی که کمترین سرود
    بوسه است
    و هر انسان
    برای هر انسان
    برادری‌ست.
    روزی که دیگر درهای خانه‌شان را نمی‌بندند
    قفل
    افسانه‌یی‌ست
    و قلب
    برای زندگی بس است.

    روزی که معنای هر سخن دوست‌داشتن است
    تا تو به خاطرِ آخرین حرف دنبالِ سخن نگردی.

    روزی که آهنگِ هر حرف، زندگی‌ست
    تا من به خاطرِ آخرین شعر رنجِ جُست‌وجوی قافیه نبرم.

    روزی که هر لب ترانه‌یی‌ست
    تا کمترین سرود، بوسه باشد.

    روزی که تو بیایی، برای همیشه بیایی
    و مهربانی با زیبایی یکسان شود.

    روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم…

    و من آن روز را انتظار می‌کشم
    حتا روزی
    که دیگر
    نباشم.

  6. گلی می‌گه:

    فکر نمی کردم که تئاتر اینقدر می تواند بد باشد.
    واقعا بد اجرا شد. ….

  7. احمدی می‌گه:

    آقای امیرحسین عزیز
    لطفا به مردم اطلاعات غلط ارائه ندهید.
    ضمنا هنوز هم برای برگزاری جلسه نقد و بررسی دیر نشده.!

  8. اميرحسين می‌گه:

    آقاي احمدي عزيز با توجه به صحبت هاي شما، شما در شب دوم در سالن حضور داشتيد. خوب چرا خودتان چيزي نگفتيد؟ مگر نقد دعواست كه بايد آدم و آدم كشي كرد. |آن شب من بودم و بلافاصله پس ازاتمام نمايش اعلام شد كه جلسه نقدو بررسيي تشكيل مي شود. حتي در قسمت خروجي سالن خود عوامل نمايش به تماشاگران اطلاع رساني مي كردند كه جلسه نقد و بررسي تشكيل مي شود. خوب شما كه بوديد نقدتان را مي گفتيد.

  9. زهرا می‌گه:

    خوشبختانه در همين خبر عكسي كه گذاشته شده يكي از بازيگران خانم هم در عكس هست. ميشه بفرماييد حجاب ايشون چه مشكلي داره؟

  10. رضا می‌گه:

    آقاياني كه بمب خبري داده اند اينقدر بي اطلاعند از جشنواره تئاتر و نحوه برگزاري آن كه فكر مي كنند مثلا مسابقه دوچرخه سواري است. در جشنواره تئاتر بنا به نظر هيئت داوران يك يا دو كار به مرحله بعد راه مي يابد و خيلي از نمايش هاي ديگر از راهيابي به مرحله بعد باز مي مانند. و جوايزي در بخش هاي مختلف به عوامل نمايش ها اهدا مي شود كه معمولا بيشترين جوايز را همان گروه هاي راه يافته به مرحله بعد مي گيرند. و اين در جمع هنرمندان نمايش خيلي عادي است و مابقي گروه ها خود را ناموفق نمي بينند. سوگ قجري اينطور كه شنيده ايم دو شب نيز در مركز استان روي صحنه خواهد رفت. و اين براي عوامل اين نمايش و دوست داران تئاتر ارزشمند است.

  11. احمدیان می‌گه:

    با سلام

    بازیگران خانم این نمایش از وضعیت حجاب خوبی برخوردار نبودند.
    ارشاد بیشتر دقت کند.

  12. حسینی می‌گه:

    آقای میر عظیم چرا نظر مخالفان را تایید نمیکنی، این بدور از رعایت حقوق بازدیدکنندگان هست…

    قابل توجه تمام دوستان:نظرات توهین آمیز یا نظراتی که در آن ها الفاظ نامناسب وجود داشته باشد به هیچ وجه تأیید نمی شود. یادمان نرود که هدف همگی از این نقدها پیشرفت فعالیت های فرهنگی است.ضمنأ نمی دانم دقیقآ کدام مطلب را می گویید دوباره بفرستید

  13. احمدی می‌گه:

    مختصر توضیح:
    دوستان عزیزی که فرمودند می بایست انتقادات در جلسه نقد و بررسی مطرح می شد از چند نکته بی خبرند:
    در پایان اجرای شب دوم تئاتر سوگ قجری که به منظور بازبینی جشنواره تئاتر استان صورت گرفت گروهی از استان یزد در سالن حاضر بودند و منتقدی هم از یزد تئاتر را نقد کرد. و اطلاع رسانی درستی هم از طرف عوامل نمایش برای حضور مردم در آن جلسه- که بلافاصله بعد از پایان اکران نمایش بر پا شد- صورت نگرفت به گونه ای که با جرات می توان گفت تعداد همشهریان عزیزمان به غیر از عوامل تئاتر کمتر از 15نفر بود که آن 15 نفر نیز اکثرا از دوستان نزدیک و یا از خانواده های محترم عوامل تئاتر بودند.لذا خواهشمندیم جلسه مناسبی همراه با اطلاع رسانی صحیح و در زمانی مناسب با حضور عوامل تئاتر سوگ ناصری برگزار گردد و ان شا الله همه سو تفاهمات در آن جلسه حل شود…

  14. علیرضا محمدی می‌گه:

    دوستان منتقد این روش نقد نیست. دوسان معلوم نیست از نمایش اجرا شده انتقاد دارند، از کارگردان انتقاد می کنند و یا از بازیگران و دیگر عوامل انتقاد می کنند. در کل هر اثر هنری یک سری ارزشها را داراست. من فکر می کنم از تنها چیزی که انتقاد نشد شکل و ساختمان سالن تئاتر بود که فکر کنم همان هم هنوز دیر نشده است. نقد باید سازنده باشد. اگر این نمایش مشکلاتی داشته است دوستانی که اینقدر دغدغه دارند اگر نمایش را دیده اند که همانجا پس از اتمام کار با کارگردان صحبت می کردند و به هرحال پاسخی دریافت می کردند و اگر هم نه که با استناد به حرف دیگران نظر دادن در مورد یک کار آن هم یک فعالیت هنری امری پسندیده نیست. نقد صحیح در هر صورت برای کارهای بعدی سازنده و مفید است . ولی این شیوه نقد کردن یک کار هنری تنهایی به قاضی رفتن است. و قطعا ارزش درخور توجهی ندارد و چه بسا که در اینگونه نقدها گاه تعداد منتقدین بیشتر از تماشاگران اثر هنری هم می شود!

  15. محمد علی می‌گه:

    بمب خبری:
    تئاترسوگ ناصری با همه حواشی که داشت به سوگ نشست…!
    این تئاتر در جشنواره آخر شد.

  16. آخرین خبر می‌گه:

    آخرین خبر:
    تئاتر سوگ ناصری در جشنواره تئاتر استان یزد آخر شد.

  17. محمدهادی زارع زاده ابرقویی می‌گه:

    بنام خدا / از تعداد نظرات باید خرسند بود. از بس که مردم نسبت به اطرافشون بی تفاوت شدن آدم احساس وحشت میکنه. بازم خدا رو شکر که آقای میرعظیم فضایی درست کرده که همشهریان بیان و نظر بدن. ولی از الفاظی که رد و بدل شده مشخص میشه که آستانه تحمل دوستان چقدر پایینه. موافقان محترم اکران نمایشنامه چرا اینقدر از تو خط در رفتن؟! بهتر بود به جای این همه عصبانیت یه جلسه نقد دیگه اعلام می کردید و فضا رو برای اظهار نظر عاقلانه و منطقی فراهم می کردید. البته من خودم شخصا در زمینه تئاتر تخصصی ندارم فقط امیدوارم این فضای نقد روز به روز بیشتر و بهتر بشه.

  18. آخوندی می‌گه:

    سلام العلیکم

    آقای عادل، لطفا پاسخگوی این مسخره بازی ها باشید.
    این برنامه متناسب شهر و دیار ابرکوه نیست.

    متاسفم.

  19. میر محمدی می‌گه:

    یادم رفت بگم، اعضای این انجمن نمایش نیز مورد تایید همگان نمی باشند.
    ……

  20. میر محمدی می‌گه:

    سلام

    این تئاتر بسیار بسیار مسخره بود.
    به خصوص استفاده از خانم ها در نقش های سبک.
    نوییسنده و کارگردان آن بسیار بی محتوا دست به نوشتن داشته. من متاسفم اداره مجوز اکران آن را داده است.

  21. محمد عزیزی می‌گه:

    خدایا …
    شر متظاهران و دو روها ، منافقان و تزویر کاران ، حسودان و بخل ورزان ، کینه ورزان و مدعیان و دوست نماهای ظاهری و دشمنان باطنی و همچنین روباه صفتان را از سر ما کوتاه کن .
    آمین یا رب الرحیم .

  22. فرید می‌گه:

    حرف های تند خود را با عصبانیت تان همراه نکنید ؛

    فرصت های زیادی برای تعویض حالتان خواهید داشت …

    اما هرگز فرصت تغییر گفته هایتان را پیدا نخواهید کرد …

    کارگردان به این جملات فکر کن حتما…

  23. کاظم می‌گه:

    بزرگی وصیت کرد برای سلامتی عقلتون باید هویج بخورید…
    همه زدن زیر خنده ولی هیچکدوم نفهمیدن عقل آدما تو چشمشونه…

    امیدوارم با عقلانیت این تئاترو ببینیم و بفهمیم چگونه به مردم شهرمون توهین میکنه

  24. امیدواری می‌گه:

    واقعا جای تاسف دارد که امروزه جای خالی بسیاری افراد دوست داشتنی و با تجربه و به قول معروف خاک خورده صحنه تئاتر را خالی میبینیم.
    افرادی نظیر حمید ارزانی،مجتبی شکیبا،مجید رضائیان،محمد رضا اکبری،محمد کمالی،عباس مهرانفر،عباس عارفی،مهدی حیدری و…
    و بر عکس افرادی که همیشه کوله باری از حاشیه را با خود یدک می کشند دست از سر تئاتر ابرکوه بر نمیدارند.
    کسی نیست بگوید آقایان محترم آیا تئاتر ارث پدری شما بزرگواران است که آن را اینگونه حریم شخصی خود کرده اید؟؟؟ و هر کسی را که همسو با اهدافتان نباشد حذف می نمایید.

  25. دوست می‌گه:

    آقای مسعود اکرمی عزیز و بزرگوار
    قربانت گردم ! بهتر است به حال کسی تاسف نخوری
    بهتر است کمی کتاب فارسی را مطالعه کنی و بر نحوه نگارش و جمله بندی ها دقت به خرج بدهی!
    امیدوارم خدا به تو اجری نیکو همراه با بهروزی هدیه دهد.

  26. عباس می‌گه:

    ما که خندیدیم و هیچیم از مفهوم و پیام این تئاتر نفمیدیم

  27. ناشناس می‌گه:

    سلام
    به عنوان یه شهروند معمولی باید بگم این تئاتر اونقدر پیام و مفهوم خاصی نداشت که لزوم داشته باشه اینقدر دربارش بحث و جنگ و مجادله کرد…
    به نظرم یه تئاتر کمدی خیلی بی معنی بود که هیچ پیام خاصیم نداشت…
    فقط همین

  28. محمد رضا فلاحزاده می‌گه:

    چطور رو در رو زبان حضرات بند می آید ولی اینجا به صورت ناشناس و نام های جعلی زبان باز می کنند و از ارزشها سخن می گویند.اگر واقعا اینقدر ارزش هایتان خراب شده است می آمدید و در جلسه نقد و بررسی که بدین منظور تشکیل شده بود از کارگردان نمایش و مسئولین مربوط پاسخ میخواستید.چرا نیامدید؟ دست بردارید از این حرکات.زشت است. دیگران در مورد ما چه قضاوت می کنند/

  29. مهدی می‌گه:

    البته زحماتی که دوستان می کشند نظیر فعالیت های نیمه شعبان و … قابل تقدیر است ولی نمی توان انها را تئاتر به حساب آورد. منظور از تئاتر فعالیتی است که از نمایشنامه برخوردار باشد اصول بازیگری و کارگردانی در ان رعایت شده باشد و در کل اصول اولیه یک نمایش را داشته باشد . فکر کنم منظور دوستان درست بوده چون نمایشی که اخیرا اجرا شد در طی چند سال گذشته بی سابقه بوده است.

  30. محسن اکرمی می‌گه:

    مطلبی که به اسم اینجانب نوشته شده است :
    ((((محسن اکرمی wrote on ۱۱ مهر, ۱۳۹۲, ۱۷:۵۹

    آقای سید شما که نوشتید:(بعد از هشت سال یا بیشتر یک تئاتر در شهر اجرا شد و برای عموم به نمایش در آمد.)
    احیانا یا جنابعالی هشت سال ابرکوه تشریف نداشتید و یا به خوبی مفهوم و معنای هشت سال را نمیدانید!
    لازم به ذکر است صرفا برای جنابعالی که در هشت سال اخیر تئاتر های متعددی در گوشه و کنار شهر و در مناسبت های مختلف اجرا شده و هیچکدام هم ایجاد شائبه و حاشیه نکردند.

    وامیدوارم سوال جنابعالی از طرف متولی فرهنگ و هنر شهر یعنی اداره ارشاد هم هرچه سریعتر پاسخ دریافت کند تا ان شا الله ارزش کارهای دیگر عزیزان هنرمند زیر سوال نرود.
    والسلام و من الله التوفیق…)))))

    از طرف من نیست. ….. اینجانب محسن اکرمی در مورد این خبر فقط نظر ساعت 17:05 دقیقه را تایید و نوشته خودم اعلام می کنم هر مطلب دیگری که به اسم اینجانب در مورد این خبر نوشته شود کذب محض است .

  31. ناشناس می‌گه:

    بابک طباطبایی!
    رهبری می فرمایند:هنری که در خدمت حق ، انسانیت وراستی ودرستی قرار داشته باشد ، ارزشمند محسوب می شود .

  32. ناشناس می‌گه:

    شک نباید کرد که انقلاب به هنر نیازمند است وهنر انقلاب از آنجا که باید حامل مفاهیمی نو وقهراً نا آشنا باشد ، واز آنجا که باید با همه معارضه ها وخصومتها یی که هیچ انقلابی از آن مصون نیست ، در گیر شود و ازآنجا که باید معارف نوین را در ذهن ها راسخ وماندگار سازد ، ناگزیر باید هنری ممتاز وفاخر وپیشرو باشد .
    مقام معظم رهبری

  33. اکبری می‌گه:

    عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است؛ ولى منافقان نمیدانند!

    وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ

    سوره منافقون/آیه8

  34. احمد می‌گه:

    قابل توجه آقای اسمعیل:
    اگر بناست نمیریم،جان برای چه بود؟؟؟
    اگر بناست ببندم دهان چرا داده است؟؟؟

  35. احمد می‌گه:

    آقای میرعظیم عزیز
    لطفا کامنت های مخالف تئاتر را نیز تایید بفرمایید.

  36. عباس فلاحزاده می‌گه:

    با سپاس و قدردانی ویژه از آقای ناشناس عزیز
    نقدی بسیار ارزشی و منصفانه بود. هر چند برای برخی همچون پاشیدن نمک بر روی زخم می ماند.!!!

  37. مهرداد می‌گه:

    آقای اسمعیل شما از کجا میدانیداقای ناشناس تجربه ای در زمینه تئاتر ندارند؟؟؟
    پیشاپیش در مورد دیگران قضاوت نکنیم.
    ثانیا شما استاد سفسط ای !
    باسپاس

  38. امین می‌گه:

    سوگ قجری فاجعه بود.

  39. مسعود اکرمی می‌گه:

    با سلام
    دراین فکرم برای خود تاسف بخورم که افرادی مثل این اقای ناشناس همشهری من هستند یا به حال تو تاسف بخورم،درهر دو صورت از خداوند منان خواستار صبری جمیل برای هردویمان هستم.
    کورشود هرانکس که نتواند دید

  40. همشهری می‌گه:

    تئاتری که بازیگر آن نمیداند پیامش چه بود…
    تئاتر نیست.

    والسلام

  41. مرتضی می‌گه:

    بابک طباطبایی

    تئاتر ابرکوه نمیخواد ترویج دهنده پوچی گری و فرهنگ غرب زده باشد.
    آیا از نظر شما اشکالی دارد؟؟؟
    ثانیا شما بهتر است در رابطه با وضعیت هنری شهر اظهار نظر نکنید.

  42. فلاحزاده می‌گه:

    آقایانی که به صورت خودجوش از این تئاتر حمایت میکنید!
    واقعا برای فرهنگ و هنر این شهر متاسفیم که اجازه داده شد این تئاتر به منزلت و دیانت تک تک نردم این شهر توهین کند.

  43. علی می‌گه:

    متاسفیم برای خودمان که اجاز دادیم هویت طبیعی شهرمان(درخت سرو) در یک تئاتر به سخره گرفته شود ….

  44. ... می‌گه:

    آقای محسن اکرمی!
    احیانا اگر امکان دارد اندکی در مورد نحوه تشکیل و اعضای رسمی انجمن نمایش ابرکوه که به نظر میرسدجنابعالی مدعی العموم آن هستید توضیح دهید.
    باتشکر

  45. محسن اکرمی می‌گه:

    آقای سید شما که نوشتید:(بعد از هشت سال یا بیشتر یک تئاتر در شهر اجرا شد و برای عموم به نمایش در آمد.)
    احیانا یا جنابعالی هشت سال ابرکوه تشریف نداشتید و یا به خوبی مفهوم و معنای هشت سال را نمیدانید!
    لازم به ذکر است صرفا برای جنابعالی که در هشت سال اخیر تئاتر های متعددی در گوشه و کنار شهر و در مناسبت های مختلف اجرا شده و هیچکدام هم ایجاد شائبه و حاشیه نکردند.

    وامیدوارم سوال جنابعالی از طرف متولی فرهنگ و هنر شهر یعنی اداره ارشاد هم هرچه سریعتر پاسخ دریافت کند تا ان شا الله ارزش کارهای دیگر عزیزان هنرمند زیر سوال نرود.
    والسلام و من الله التوفیق…

  46. سعید می‌گه:

    در پاسخ به آقای اسمعیل!
    گاهی وقت ها برای کم لطفی هایمان بهانه تراشی نکنیم خیلی ارزشمند تر است.

  47. سعید می‌گه:

    ما که فقط خندیدیم و از مفهوم تئاتر هیچی نفهمیدیم!!!

  48. ابرکوهی می‌گه:

    متاسفیم برای خودمان که اجازه دادیم آقای بابک طباطبایی به آسودگی ارزش هایمان را در یک تئاتر به سخره بگیرد و اکنون نیز بگوید راضیم به رضای خدا !!!
    بابک جان
    رضایت خداوند در احترام به شعور و دیانت مردم است .
    رضایت خداوند در القای مفاهیم دینی و ارزشی به مردم است.
    «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله ولتنظر نفس ما قدمت لغد واتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون و لاتکونوا کالذین نسوا الله فانسیهم انفسهم اولئک هم الفاسقون ».

    ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا پروا دارید; و هر کسی بایدبنگرد که برای فردا[ی خود] از پیش چه فرستاده است و [باز] از خدابترسید. در حقیقت خدا به آن چه می کنید آگاه است. و چون کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند و او [نیز] آنان را دچار خودفراموشی کرد; آنان همان نافرمانان اند».

  49. محسن اکرمی می‌گه:

    بعد از خیلی سال اولین کارگاه تئاتر در ابرکوه تشکیل و علاقه مندان با ثبت نام در این کارگاه با اصول اولیه نمایشی آماده شدند و سپس متن سوگ قجری نوشته بابک طباطبایی که مربیگری این کارگاه را نیز عهده دار بود تمرین شد.سوگ قجری ماحصل تلاش اعضای انجمن نمایش ابرکوه در این دوره اموزشی است. متأسفانه آقای ناشناس که نظرشان را ملاحظه نمودیم مصر بر بدنام کردن این گروه فرهنگی می باشند که در بدو امر تئاتری و فرهنگی نبودن خودشان را نشان می دهد جهت اطلاع هرگونه فعالیت نمایشی در سطح شهرستان با نظارت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، شورای نظارت بر نمایش شهرستان و همچنین انجمن هنرهای نمایشی استان انجام می شود سوگ قجری هم از این قاعده مستثنی نبوده است و بدیهی است سه شب اجرای این نمایش بدون هماهنگی و نظارت انجام نشده است.(چنانکه بابک طباطبایی نیز توضیح داده است) ضمنا بازیگران و سایر عوامل این نمایش ابرقویی هستند و ساکن این شهر چطور می شود یک نفر به خودش اجازه دهد که به قولی کاسه داغ تر از آش شود و اتهام توهین به ارزش های شهر را توسط اعضای انجمن که همگی نیز از سابقه فرهنگی و اعتقادی خانوادگی برخوردارند را با استدلال هایی که زاییده فکر خودش است مطرح نماید. ناشناس عزیز بگذارید وضعیت نابسامان تئاتر این شهر که در مرحله شکل گیری ست مسیر دشوار خود را بپیماید و یادتان باشد خداوند بزرگ همیشه و در همه حال ناظر بر اعمال و احوال ماست.

  50. محمد فلاح زاده می‌گه:

    سعی و تلاش هنرمندان شهرمون قابل تقدیره. خستگی ناپذیری دوستان هنرمندم، مشکل کمبود امکانات رو به زانو درآورد و این عزیزان ثابت کردند که هنوزم درخت تئاتر در شهرستان ابرکوه خشک نشده.
    دستشون رو به گرمی فشار میدم و براشون آرزوی موفقیت می کنم.

  51. اسمعیل می‌گه:

    متاسفانه آقای ناشناس محترم هیچ تجربه ای تو زمینه تئاتر ندارند.وگرنه میدانندکه اجرای برای بازبینی عملا هیچ نیازی به دکور و لباس ندارد.چراکه فقط بازی و متن نمایش مورد نظر داوران میباشد.درادامه هم بگم که بنده تو جلسه نقد و بررسی بودم و کاملا قانع شدم که هزینه ی سرسام آور لباس منجر به نداشتن لباس شد.خیل عضیم مردمی که من توی سالن دیدم و تشویق های آنها بیانگر موافقط مردم عزیز و دوستداشتنی شهرستان از این تئاتر بود.و بنظرم مسئولین و هیئت های متعدد بازبینی؛اگر کوچکترین توهینی به کسی یا جایی در این تئاتر میدیدند قطعا اجازه اکران سه شب متوالی رو نمیدادن.پس بیایید خورده حساب های شخصیتون با کسی رو جار نزنین که روسیاهیش برای خودتونه… امیدوارم بازهم شاهد حضور حداکثری مردم هنردوست شهرمون پای اجرای همچین نمایش هایی باشیم.و سالن آمفی تئاتر شهرمون رو آشتی بدیم با مردم عزیز و دوستداشتنیمون. ومن الله توفیق…

  52. سید می‌گه:

    بعد از هشت سال یا بیشتر یک تئاتر در شهر اجرا شد و برای عموم به نمایش در آمد. جای تشکر دارد.
    امیدواریم بازم ببینیم

  53. بابک طباطبایی می‌گه:

    با سلام.
    من در حضور مقامات امنیتی شهرستان ابرکوه و با حضور مخالفان و موافقان ، صحبتهای خود را کردم. نتیجه جلسه این شد که نمایش ما مورد بخصوصی ندارد و میتواند به کار خود ادامه دهد. دوست داشتم دوستانی که ادعاهای خود را مطرح میکنند در جلسه نقد و بررسی صحبتهای خود را بیان میکردند. کار ما از بابت این حواشی ضربات مهلکی دید… مهم نیست. فکر میکنم تئاتر ابرکوه در این فضا با مشکلات بزرگی روبروست. ولی من راضی ام به رضای خدا. هر چه از او رسد نیکوست.

  54. علی محمد می‌گه:

    من که لذت بردم و چیز توهین آمیزی ندیدم

  55. حسین می‌گه:

    بعد از هشت سال یا بیشتر یک تئاتر در شهر اجرا شد و برای عموم به نمایش در آمد. جای تشکر دارد. امیدواریم استمرار داشته باشد.


    مدیریت سایت:با سلام بیایید با بیان شفاف خود یاریگر شهرستان در پیشرفت و توسعه باشیم.
    مطالب خود را به وسیله ایمیل سایت که در قسمت ارتباط با ما آمده است به همراه یک قطعه عکس از خودتان ارسال کنید تا با نام شما منتشر شود.

  56. محمد می‌گه:

    ابوالفضل عزیز مشخص است که شما معنای تحجر را هم نمی دانید. در لغتنامه نگاه کنید متوجه می شوید که چه نوشته اید.! و واقعا اگر ارزشهای یک شهر به بازی گرفته شده و شما و اقای ناشناس و … اینقدر سنگ پاسداری از ارزشهای شهر را به سینه می زنید چرا همه تان زبان به دهن گرفتید و در جلسه نقد و بررسی که برای همین نمایش تشکیل شد لام تا کام حرف نزدید؟

  57. رضا می‌گه:

    ناشناس محترم اینکه نظرتان را به صورت ناشناس گذاشته اید و اینگونه افاضه فیض نموده اید با هم همخوانی ندارد شما در جلسه نقد و بررسی که در یکی از شب های اجرا برگزار شد و من نیز به شخصه حضور داشتم می نشستید و همین نظراتتان را می گفتید و پاسخ می شنیدید. اینکه چه در سر شما می گذرد و یا می خواهید اینطور به اطافتان نگاه کنید میل خودتان است و نظرتان برای خودتان محترم است اما انتقال فکر بیمارگونه تان به دیگران عملی شنیع و به دور از مردانگی و اصول اخلاقی است شما با این به قول خودتان بابک خان در همان جلسه نقد و بررسی رو در رو حرف می زدید اگر بر ادعاهایتان مصممید. فرهنگ ابرکوه و ابرکوهیان ریشه در تمدنی کهن دارد و شما با اینگونه رفتارها و غرض ورزی های نابخردانه راه به جایی نخواهید برد.

  58. ابوالفضل می‌گه:

    تئاتری که در آن ارزش های .. یک شهر زیر پا گذاشته میشود متحجرانه است نه اظهار نظر در مورد آن.

  59. سعید می‌گه:

    واقعا شرم آور است. خجالت نمی کشید در مورد یک فعالیت فرهنگی در سایت خبری که دیگران نظرات را رسد می کنند اینگونه متحجرانه اظهار نظر می کنید؟

  60. ناشناس می‌گه:

    ناشناس عزیز همین که در اظهار نظران ناشناسید و به فرض محال اینکه این نمایش حرفش اینهایی بود که گفتید ناشناس بودنتان با اینچنین اظهار نظر کردنتان همخوانی ندارد. اگر موضوع این است چرا رو در رو نظرتان را نمی گویید تا ابهاماتتان برطرف شود.آیا اینگونه انتقال دادن برداشت های شخصی و یا شاید بیمارگونه به دیگران با فرهنگ شریف مردم ابرکوه سازگار است همین ابرکوهی که به فرمایش شما نماد استقامت و پایداری است این استقامت و پایداری اش را مرهون خون شهدا بزرگان فرهنگیان و معلمانش است که مرد بودند. شما هم اگر اینان را الگو قرار می دادید دست از این رفتارهای نابخردانه تان برمی داشتید . عقیده شخصی شما که زاییده فکر و سطح تفکر خودتان است برای خودتان محترم است اما انتقال این افکار و نظرات بیمار به دیگران و بدنام کردن یک فعالیت فرهنگی و عوامل دخیل در آن دور از مردانگیٰ شرافت اخلاق و انسانیت است.و اگر ضربه ای به فرهنگ این شهر وارد می شود نتیجه تفکرات غلط و نابخردانه چون شمایی است که بی هیچ اعتقاد و ملاحظه ای فراموش کرده اید که خداوند آگاه و ناظر بر احوالات ماست.

  61. ابوالفضل می‌گه:

    متاسفم برای متولیان فرهنگی این شهر که اجازه دادند تئاتری با محتویات ضد ارزشی سه شب برای عموم اکران شود.

  62. ناشناس می‌گه:

    حکایت نمایش ما حکایت دوران سلطنت قاجار بر ایران است ، دوران حکومت های پوشالی و خودکامه ای که مدت یکصد و سی سال بر ایران حکم راندند و حاصلی جز تباهی برای کشور نداشتند که با پیدایش انقلاب مشروطه به رهبری سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی هرچند برگ جدیدی در تاریخ این سرزمین گشوده شد ولی همچنان تاریخ مملکتمان از نشیب و فرازهای نه چندان مطلوب سرشار بود تا اینکه انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران دیوارهای پوسیده سلطنت را برای همیشه از میان برداشت.

    اینها جملاتی بود که اقای بابک طباطبایی در رابطه با تئاترش به کار برد اما واقعیت چیز دیگری است
    واقعیت فقط جمله اول ایشان است یعنی حکایت ناصرالدین شاه و زمان قاجار و مابقی بازی با کلمات و شعاری بیش نیست که ایشان برای فریب افکار عمومی به کار برده است…!
    سوالم اینجاست بابک خان که آیا اینکه نحوه پوشش بازیگران تئاترت هم قاجاریست؟؟؟
    بر چه مبنایی بازیگران تئاتری که به گفته جنابعالی روایتگر دوران قاجار است لباس های امروزی به تن دارند؟؟ آیا زمان قاجار شلوار لی و کفش نایک می پوشیدند؟؟؟؟
    آیا نمیخواستی با این کارت کمی هم نظام مقدس امروز را به نقد بکشی؟؟؟
    آقای طباطبایی!
    آیا اینکه در این تئاتر مردم ابرکوه را مردمانی ساده لوح و بی هویت نشان میدهی که حاضرند به خاطر حراست از عکس ناصرالدین شاه درخت سروشان را قطع کنند… سهوی بود یا عمدی؟؟؟؟؟
    آیا مردم ابرکوه نماد استواری و پایداری شهرشان را به عکس ناصرالدین شاه میفروشند؟؟؟؟
    آیامردمانی که در طول تاریخ ایران و به خصوص رعیت هایی که در زمان حکومت های استبدای جانانه و مردانه در برابر ظلم ایستادند و مقومت کردند در تئاتر تو جایی دارند؟؟؟
    چرا مردم ابرکوه در تئاتر تو مردمی بی هویت،ساده لوح و احمق نشان داده می شوند؟؟؟
    آقای بابک!
    مردم ابرکوه مردانگی و هویتشان را سالها قبل و آن زمانی که تو در خواب زمستانی بودی ،در جبهه های جنگ نشان دادند… مردم ابرکوه286 لاله گلگون کفن تقدیم اسلام کردند تا تو امروز آزادانه بر طبل کفر و ضد ارزشی بکوبی و…
    مردم ابرکوه خون دلها خورده اند بابک خان!
    شاید افکار ابرکوه ستیزانه و سرو ستیزانه ات که پرورش یافته ی دیار دارالعباده ی یزد است باعث شد تا اینگونه عمل کنی؟
    شاید تو هم از اینکه بسیاری از سربازان ولایت از دیار ابرکوه بر مسندهای خدمت استان یزد نشته اند هراسانی؟
    شاید…
    آقای بابک طباطبایی یزدی!
    اینجا ابرکوه است…
    دیاری که افتخارش به اندیشه مردمانش است…
    دیاری که امام خامنه ای در وصف افکار مردمش میگوید:…اگر چه شهر ابرکوه شهر کهن و قدیمی ای است اما فکر مردم این شهر فکر نو و جوان است…
    افتخار ما این نیست که در تئاتر تو حافظ و حامی عکس و تابوت ناصرالدین شاه بودیم
    افتخار ما حفاظت و حراست از آرمان های انقلاب بوده هست و تا ابد خواهد ماند…

دیدگاه شما

تمام حقوق این سایت برای © 2017 اخبار شهرستان ابرکوه. محفوظ است.
بهینه سازی شده king2net